میفهمم عزیزِ سادهیِ من، میفهمم. مایل بودی برای همیشه در چشمهایش زندگی کنی.. اما میدانی که، زندگی حوصلهی این غلط های زیادی را ندارد..!
هیچوقت از هیچچیزی به اندازه "سین کردن و جواب ندادن" متنفر نبودم، نیستم و نخواهم بود.
هدایت شده از , Paradox ,
باتشکر از تجمعات شبانه
که ساعت ۱۲ و نیم برگشتن به خونه رو عادی سازی کرد.