کاش میشد عکسهایی که با سُرسُره گرفتیم و عکس زینب و نرگسِ چلوسیده رو هم بزارم(کلّهشونو کردیم تو هندونه).
برای بارِ هزارم ثابت شد که بخاطر درسخوندن اگر هیئترفتن و کنسل کنم تماماً ضرر عه و هیچی گیرم نمیاد.
من مرگ را دوستدارم، ولی تو را بیشتر. تو را دوستدارم و دوستداشتنِ تو انگار به من حسِ جاودانگی میدهد..
یهنفر داخلِ ناشناس گفته بود که اینجا یکی از چنلهای موردعلاقهشه. یهعالمه ذوق و خوشحالی))))
امروز کابوسی که صبح دیدم خیلی بد بود. امتحانِعلوم بد بود. اینکه مربیم نبود بد بود. ناراحتیِ دوستامو دیدم و این بد بود. با رفیقم خداحافظی نکرده برگشتم خونه و این خیلی بد بود. برای یهنفر مزاحمت ایجاد کردم و این فاجعه بود. من امروز خیلی آدمِبدی بودم. امروز من رو ناراحت کرد. امروز و دوستنداشتم.