امروز سرِ زنگ مطالعات یکی از بچه ها داشت میپرسید که خانم آشغالهارو آدما چهکار میکنن مثلاً میریزن یهجا جمع میکنن یا چی.. بعد همینطوری که داشت حرف میزد دبیرمون برگشت گفت میشه نگی آشغال؟ بگو زباله. میگی آشغال یادِ آدم میوفتم.
این حجم از احساساتی بودنم و بَها دادن به احساساتم اصلاً خوبنیست و بیشترِاوقات گند میزنه به همهچیز.
هدایت شده از Unheard
حوصله توضیح دادن ندارم ولی اگه بغلم کنی تا خود صبح گریه میکنم.