دوستم داشتی، اما نه آنقدر که برایم بجنگی.
دوستت داشتم، همانقدر که برایت در جنگها بمیرم..!
*/برایِ من به بهار میمانی که وقتی میآیی چون درخت خشکیده ای هستم که شکوفه میکند.
اما همیشه باید یكنفر باشد که "خوبم" گفتنهایت به خرجش نرود! که نگذارد در مرداب سکوت غرق شوی. کسی که وقتی میگویی "خوبم" تهماندهیِ نگاهت را بخواند و بداند تمامِ این کلمه، فقط نقابی است برای پنهان کردنِ طوفانی که در دلت برپاست. کسی که بلد باشد حصارِ تنهاییات را بشکند و بگذارد بیواهمه، خودت باشی؛ همانقدر آسیبپذیر، همانقدر حقیقی.