eitaa logo
رِفام .
753 دنبال‌کننده
128 عکس
1 ویدیو
0 فایل
'به نام خالق مادر"س" . -رِفام ؟! پژواکِ اصالت ، نشانی از وقارِ بی‌صدا ، نور و لطافتی که در سکوت می‌درخشد ؛🕯🌱 -محتوا ؟ فاقد کپشن cr . -پلی رِفام ؟🎧https://eitaa.com/joinchat/691471905C162f966734
مشاهده در ایتا
دانلود
هنر و علم و سیاست همه خوب است ولی ؛ ای به قربان رفیقی که رفاقت بلد است . :)
میگه که ؛ در پس هر حادثه‌ای ، یه حکمتیه رفیق .. روزایی که خدا بهم کیلوکیلو نعمت می‌داد شاکی نبودم ؛ حالا که یه بلا سرم نازل کرده غصه‌دار بشم ؟! به قول که میگه ؛ ای درد اگر تو نماینده خدایی ، که برای آزمایش من قدم به زمین گذاشته ای تو را می پرستم ، تو را در آغوش می کشم وهیچ گاه شکوه نمی کنم .. :)
به‌جانِ خسته می‌بالم که دردم از تو لبریز است ؛ اگرچه دوری‌ات ای یار ، برایم سخت و ناچیز است !. نمی‌گویم خداوندا چرا دادی به من این غم ؟. که این غم در میانِ سینه‌ی من ، بس گهرخیز است . اگر آتش گرفته خرمنِ عمرم از این هجران ؛ دلم در شعله می‌رقصد ؛ چه رقصی ، جان‌برانگیز است .. تبِ دوری ، اگرچه تن به تن می‌سوزد این جانم ؛ ولی این دردِ شیرین را ، علاجش سخت و پرهیز است !. نمی‌خواهم دمی خارج شوم از یادِ آن رویت ؛ که در دالانِ این فکرت ، خیالت مهدِ دِیر خیز است . حکیمانه است این دوری ، که در پس‌کوچه‌اش دِیرم ، بنا شد بر همان عهدی که با آن عشق ، تجهیز است . شکایاتی ندارم من از آن دستانِ تقدیرم ؛ که هرچه دوست می‌دارد ، برایِ جانِ من نیز است . :)
ردپای دل‌نوشته‌های من ..📖 تراوشات ذهنی و سروده های من رو میتونید با هشتک دنبال کنید . :)🤍
چه باشد پیشۀ عاشق به جُز دیوانگی کردن ؟ چه باشد نازِ معشوقان به جُز بیگانگی کردن ؟ :)
به قفس راضی ام ! فقط گاهی فکر پرواز می‌زند به سرم .. :)
ای خیره به دلتنگی محبوس در این تُنگ ؛ این حسرت دریاست تماشا به چه قیمت ؟ یک عمر جدایی به هوای نفسی وصل ، گیرم که جوان گشت زلیخا ، به چه قیمت ؟ از مضحکه ی دشمن تا سرزنش دوست ، تاوان تو را می دهم اما به چه قیمت ؟ :) مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بود ، دیدیم ، ولی دیدن دنیا به چه قیمت ؟
رِفام .
به‌جانِ خسته می‌بالم که دردم از تو لبریز است ؛ اگرچه دوری‌ات ای یار ، برایم سخت و ناچیز است !. نمی‌گ
فراقِ تو هرچند استخوان‌سوز و جان‌کاه است ، اما من به این درد می‌بالم ؛ چرا که نشانه‌ی زنده‌بودنِ تو در قلبِ من است و در برابرِ عظمتِ این عشق ناچیز می‌نماید . از این غم نه شکایتی بر دل دارم و نه بر زبان ؛ که این غم معمولی نیست ، گوهری است که عشق در سینه‌ام تراشیده . آتشِ هجران اگر خرمنِ عمرم را گرفته ، دلم در همین شعله‌ها می‌رقصد ؛ رقصی جان‌برانگیز که هویتِ عاشقانه‌ام را فریاد می‌زند . تبِ دوری اگرچه جسمم را نحیف می‌کند اما من به این غم پایبندم .. چرا که شیرینی‌اش از جانبِ توست . :) ذهنم دِیرِ یادِ تو شده و دلم رضایتی به شکستنِ این حصار ندارد . این دوری بی‌حکمت نیست ؛ حکایتی است که مرا برای عشقی عمیق‌تر آماده می‌کند و بر عهدِ دلم استوارتر می‌سازد . و من در نهایت ، به دستانِ تقدیر تسلیم‌ام ؛ چرا که هرچه او بخواهد ، چون تو خواسته‌ای ، برای جانِ من بهترین است . :)
اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است ؛ جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن .. :)