رفیق شهیدم ابراهیم هادی
#سلامبرابراهیم۱ نماز اول وقت 🌱 صداي رساي ابراهيم و اذان زيباي او همه را مجذوب خود ميکرد. او مصدا
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱
نمازاولوقت🌱
سال ۱۳٥۹ بود. برنامه بسيج تا نيمه شب ادامه يافت. دو ساعت مانده به اذان صبح کار بچه ها تمام شد.
ابراهيم بچه ها را جمع کرد. از خاطرات كردستان تعريف ميکرد. خاطراتش هم جالب بود هم خنده دار.
بچه هــا را تــا اذان بيدار نگه داشــت. بچه ها بعد از نمــاز جماعت صبح به خانه هايشان رفتند.
ابراهيم به مسئول بسيج گفت: اگر اين بچه ها، همان ساعت ميرفتند معلوم نبود براي نماز بيدار ميشدند يا نه، شما يا کار بسيج را زود تمام کنيد يا بچه ها را تا اذان صبح نگهداريدكه نمازشان قضا نشود.
رفیق شهیدم ابراهیم هادی
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱ نمازاولوقت🌱 سال ۱۳٥۹ بود. برنامه بسيج تا نيمه شب ادامه يافت. دو ساعت مانده
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱
نمازاوّلوقت🌱
ابراهيم روزها بسيار انسان شوخ و بذله گويي بود. خيلي هم عوامانه صحبت ميکرد.
ً قبل از سحر بيدار بود و مشغول نماز شب ميشد. تالش هم اما شب ها معمولا سعی ميکــرد اين کار مخفيانه صورت بگيرد. ابراهيم هر چه به اين اواخر نزديک ميشد. بيداري سحرهايش طولاني تر بود. گويي ميدانست در احاديث نشانه شيعه بودن را بيداري سحر و نماز شب معرفي کرده اند.او به خواندن دعاهاي كميل و ندبه وتوســل مقيد بود. دعاها و زيارت هاي هر روز را بعد از نماز صبح ميخواند. هر روز يا زيارت عاشورا يا سالم آخر آن را ميخواند.
هميشــه آيه وجعلنــا را زمزمه ميكرد. يكبار گفتم: آقا ابــرام اين آيه براي محافظت در مقابل دشمن است، اينجا كه دشمن نيست!
ابراهيم نگاه معني داري كرد وگفت: دشــمني بزرگتر از شيطان هم وجود دارد.
رفیق شهیدم ابراهیم هادی
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱ نمازاوّلوقت🌱 ابراهيم روزها بسيار انسان شوخ و بذله گويي بود. خيلي هم عوامانه
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱
نمازاوَّلوقت🌱
از ديگر مسائلي ڪه او بسيار اهميت ميداد نمازجمعه بود. هر چند از زماني که نمازجمعہ شکل گرفت ابراهيم درکردستان و يا در جبهه ها بود.
ابراهيم هر زمان که در تهران حضور داشت در نمازجمعه شركت ميكرد.
ميگفت: شما نميدانيد نمازجمعه چقدر ثواب و برڪات دارد.
امام صادق ميفرمايند: »قدمي نيســت ڪه به سوي نمازجمعہ برداشته «
شود، مگر اينکه خدا آتش را بر او حرام ميکند.
رفیق شهیدم ابراهیم هادی
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱ نمازاوَّلوقت🌱 از ديگر مسائلي ڪه او بسيار اهميت ميداد نمازجمعه بود. هر چند ا
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱
نمازاوَّلوقت🌱
يكبار حرف از نوجوان ها و اهميت به نماز بود. ابراهيم گفت: زماني كه پدرم از دنيا رفت خيلي ناراحت بودم. شب اول، بعد از رفتن مهمانان به حالت قهر از خدا نماز نخواندم و خوابيدم. به محض اينكه خوابم بُرد در عالم رويا پدرم را ديدم!
درب خانه را باز كرد. مســتقيم و با عصبانيت به ســمت اتاق آمد. روبروي من ايستاد. براي لحظاتي درست به چهره من خيره شد. همان لحظه از خواب پريــدم. نگاه پدرم حرفهاي زيادي داشــت! هنوز نماز قضا نشــده بود. بلند شدم، وضو گرفتم ونمازم را خواندم.
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱📚
…حلالمشڪلات…
بہروایتیڪیازدوستانشھید
از پيامبر ســؤال شــد:
کداميــک از مؤمنين ايماني کاملتــر دارند؟ فرمودند:
"آنکه در راه خدا با جان و مال خود جهاد کند."
سردار محمد کوثري فرمانده اسبق لشكر حضرت رسول ضمن بيان خاطراتي از ابراهيم تعريف ميكرد:
در روزهاي اول جنگ در سرپل ذهاب به ابراهيم گفتم؛ برادر هادي، حقوق شما آماده است هر وقت صلاح ميداني بيا و بگير. در جواب خيلي آهسته گفت: شما کي ميري تهران!؟ گفتم: آخر هفته.
بعدگفت: سه تا آدرس رو مينويسم، تهران رفتي حقوقم رو در اين خونه ها بده!
من هم اين کار را انجام دادم. بعدها فهميدم هر سه، از خانواده هاي مستحق و آبرودار بودند.
رفیق شهیدم ابراهیم هادی
#سلامبرابراهیم۱📚 ...حلالمشکلات... بهروایتیکیازدوستانشهید از جبهه بر میگشتم . وقتی رسیدم می
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱ 📚
…حلالمشڪلآت…
چند دقيقه اي صحبت كرديم. وقتي ميخواســت برود اشــاره کرد: حقوق گرفتي؟!
گفتم: نه، هنوز نگرفتم، ولي مهم نيست.
دســت کرد توي جيب و يک دسته اســکناس درآورد. گفتم: به جون آقا ابرام نميگيرم، خودت احتياج داري.
گفت: اين قرض الحسنه است. هر وقت حقوق گرفتي پس ميدي. بعد هم پول را داخل جيبم گذاشت و سوار شد و رفت.
آن پول خيلي برکت داشت. خيلي از مشکالتم را حل کرد. تا مدتي مشکلي از لحاظ مالي نداشتم.
خيلي دعايــش کردم. آن روز خدا ابراهيم را رســاند. مثل هميشــه حلال مشكلات شده بود.
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱📚
…حلالمشڪلات…
بہروایتیڪیازدوستانشھید
از پيامبر ســؤال شــد:
کداميــک از مؤمنين ايماني کاملتــر دارند؟ فرمودند:
"آنکه در راه خدا با جان و مال خود جهاد کند."
سردار محمد کوثري فرمانده اسبق لشكر حضرت رسول ضمن بيان خاطراتي از ابراهيم تعريف ميكرد:
در روزهاي اول جنگ در سرپل ذهاب به ابراهيم گفتم؛ برادر هادي، حقوق شما آماده است هر وقت صلاح ميداني بيا و بگير. در جواب خيلي آهسته گفت: شما کي ميري تهران!؟ گفتم: آخر هفته.
بعدگفت: سه تا آدرس رو مينويسم، تهران رفتي حقوقم رو در اين خونه ها بده!
من هم اين کار را انجام دادم. بعدها فهميدم هر سه، از خانواده هاي مستحق و آبرودار بودند.
#سَلامبرابرٰاهیٓم۱📚
…حلالمشڪلات…
بہروایتیڪیازدوستانشھید
از پيامبر ســؤال شــد:
کداميــک از مؤمنين ايماني کاملتــر دارند؟ فرمودند:
"آنکه در راه خدا با جان و مال خود جهاد کند."
سردار محمد کوثري فرمانده اسبق لشكر حضرت رسول ضمن بيان خاطراتي از ابراهيم تعريف ميكرد:
در روزهاي اول جنگ در سرپل ذهاب به ابراهيم گفتم؛ برادر هادي، حقوق شما آماده است هر وقت صلاح ميداني بيا و بگير. در جواب خيلي آهسته گفت: شما کي ميري تهران!؟ گفتم: آخر هفته.
بعدگفت: سه تا آدرس رو مينويسم، تهران رفتي حقوقم رو در اين خونه ها بده!
من هم اين کار را انجام دادم. بعدها فهميدم هر سه، از خانواده هاي مستحق و آبرودار بودند.