eitaa logo
ʀᴇᴊᴇsᴛᴇᴅ
166 دنبال‌کننده
177 عکس
22 ویدیو
0 فایل
دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسن: در اینجا آدمکی شیشه‌ای با حسرت های ریز و درشت آرامیده، لطفا رهایش کنید../ https://abzarek.ir/service-p/msg/5616496 جوابت رو داخل همین‌جا میدم
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش مرد جماعت بفهمه که موقع آشپزی نباید بیاد گیر بده. واقعا اگه فکر میکنی بیشتر از من بلدی بفرما درست کن، در غیر این صورت چیزی نگو چون من کارمو بلدم‌🙏🏻
*
ʀᴇᴊᴇsᴛᴇᴅ
*
از امشب؛ بارون/میدون/گل/هوای مطلوب پاییز/مکالمه های جالب.
گرفتن نامه خیلی عالیه اما وقتی که کاغذ نامه بوی عطر اون شخص رو میده؟ شاهکاره💘
امروز توی مدرسه با الناز هماهنگ شدیم که به مناسبت تولدش بریم میدون. دیرتر از همیشه، یعنی وقتی که آسمون تاریک شده بود زدیم از خونه بیرون و با گفتن اینکه «طوری نیست فقط یه باره» خودمونو دلداری دادیم. یک ساعت توی راه بودیم و در نهایت رسیدیم به میدون و من به معنای واقعی کلمه عاشق شبای میدونم😭😭 تقریبا هر آینه‌ای رو که دیدیم توش عکس گرفتیم و بعد طبق معمول رفتیم به سمت کافه خلفا؛ وقتی که می‌خواستیم وارد بشیم یه دخترخانومِ ناز که داشت رد میشد بهم گفت خیلی خوشگلی و من با یه لبخند زیاد تشکر کردم و بعدشم کلی خوشحال شدم. خلاصه که رفتیم داخل نشستیم و وقتی که سفارشمون رو اوردن شمعو گذاشتم رو کیک و الناز با آرزویی که کرد شمعشو فوت کرد. بعد از اونجا رفتیم روی سکو‌های مسجد امام نشستیم و نوبت باز کردن کادو و فیلم گرفتنای همیشگیمون شد(همیشه عاشق این قسمتم) بعدشم دوباره کلی عکس و فیلم گرفتیم و بازارگردی کردیم. توی مسیر برگشتن به سمت ماشینم آش و باقالی گرفتیم ولی‌حیف پولی که واسه‌ی اون آش دادم(خوشمزه نبود) در نهایت سوار ماشین شدیم و توی مسیر برگشتن‌ هم دوباره شروع کردیم به صحبت کردن درباره‌ی چیزای مختلف و حتی وقتی که رسیدیم دم خونشون همچنان نشستیم یه عالمه حرف زدیم و خندیدیم و به قول الناز هدف پیدا کردیم واسه ادامه زندگیمون. _ امشب تموم شد ولی واسم از اون شباییه که هرموقع فیلم و عکساشو مرور میکنم حالم خوب میشه و خب مثل همیشه؛ درود به ساعتایی که با الناز میگذره💘
⭐️Ꞌꞌ
- بهم گفتی حتی اگه یروز بخوام قاچاقی برم خارج از کشور باهام میای؟ درسته این فقط یه فکر و خیال یهویی بود ولی بله من مثل همیشه گفتم آره چون حتی فرار کردنم باهات خوش میگذره. من عاشق صحبتای رندوممون از در و دیوارم، عاشق بستنی یخی خوردنمون موقع برگشتن از مدرسم، عاشق همه‌ پلنای برنامه ریزی شده و اجرا نکردمونم، عاشق نفرت پراکنیامون از عالم و آدمم. از حرف زدن باتو خوشم میاد چون حتی مسخره ترین و چرت ترین حرفاام وقتی موضوع مکالممون میشن پر و بال میگیرن و به یه نتیجه‌ی جالب میرسن. خوشم میاد تو مدرسه وقتی معلم تاریخ می‌بینتمون بهمون میخنده و مارو «یار غار» همدیگه خطاب میکنه. خوشم میاد وقتی یکی منو میبینه سراغ تورو ازم میگیره. خوشم میاد وقتی من از یه موضوعی حرص میخورم با اون حالت بی‌خیالی همیشگیت بهم یادآوری میکنی ارزششو نداره. - درکل تورو یه جور دیگه دوست دارم چون هم خودت و هم سبک زندگی کردنت مثل بقیه نیست که انگار روی یه خط از پیش تعیین شده دارن حرکت میکنن و بنظرم کاملا آدمِ خود مختاری هستی(عالیه من همیشه تشویقت میکنم) از ته ته قلبم آرزو میکنم همه چیزای خوب واسه‌ی تو باشن و همیشه خدا بغلت کنه و مراقبت باشه💘( : تولدت مبارک همراه با کلی دست و جیغ و هورا ִֶָ 5 آبانِ 1405/
*