انقدر بعضی از آدمای تو زندگیم رو زیاد دوست دارم که حتی خودمم نمیدونم دلیل این حجم از علاقه دقیقا چیه.
به معنای واقعی کلمه شیفتهی بارون، هوای بارونی، خاک بارون خورده و هرچیزی که مربوط به بارون میشهام.
ʀᴇᴊᴇsᴛᴇᴅ
*
؛
امروز متفاوت بود.
اولین باری بود که تنهایی میرفتم کافه و برای خودم تولد میگرفتم.
توی لحظهای که شمع رو فوت کردم هیچکس نبود که دست بزنه یا بهم بگه تولدت مبارک و فقط صدای چاوشی توی فضا پیچیده بود اما من بینهایت از اون موقعیت خوشحال و راضی بودم.
برای اولین بار اولین کادو تولد رو خودم برای خودم خریدم و این خیلی مورد پسندم بود و حس خوبی بهم داد.
نمیدونم امسال قراره چطور بگذره اما امیدوارم خوب باشه و بتونم چیزهای زیاد و جدیدی رو تجربه کنم.
من سالای زیادی بود که از روز تولدم بدم میومد، اما حالا خودم برای خودم تولد میگیرم و میتونم این روز رو دوست داشته باشم؛ و بخاطر این خیلی خوشحالم، خیلی.
.
18 مهر 1405