Just being comfortable with one
person is enough.
راحت بودن فقط با یه نفر کافیه.
چفیه یه بسیجی رو از دستش قاپیدن؛
داد میزد: آهــای... سفره ، حوله ، لحاف
زیرانداز، روانداز، دستمال، ماسک، کلاه،
کمربند، جانماز، سایهبون، کفن، باندِزخم
تور ماهیگیریم ... هــمـه رو بُردن !!😂
شادی روحشون که دار و ندارشون
همون یک چفیه بود .
نجف بودیم توی حرم چفیم رو شونم بود تا ورودی اخر بعد یهو یادم اومد باید انگشتر بابام رو متبرک کنم رفتم سر کیف که درش بیارم دیگه از چفیه یادم رفت
رفتیم زیارت و نماز و تماس تصویری با خانواده و اینا یهو برگشتم به دوستم گفتم فلانی کو چفیم ؟ دیگه از اون موقع پوکر شدممممم بدجورررر :))💔
آخه تازه خریده بودمش خیلی دوسش داشتم
خیلی خیلی نا امیدانه ی حمد و سه تا توحید نذر خانم فاطمه ی زهرا کردم
خیلی نا امید بودم آخه بین اینهمههه آدم چجوری میخواست پیدا شه ؟