eitaa logo
-پناهگاه𓏲࣪.
258 دنبال‌کننده
142 عکس
11 ویدیو
0 فایل
'میتونی بارون رو به یاد بیاری؟' انباری: @secretrin «کپی از عکسا و آهنگا آزاده اما نوشته ها نه»
مشاهده در ایتا
دانلود
وای آرهه
Only کوبوندن‌مشت‌تودهنش‌جوری‌که‌دندوناش‌بریزه‌جلوپاش can fix me
شب بخیر🌌
هدایت شده از انجمن نویسندگان مرده
دلم برات تنگ شده اما دیگه نمیخوام بر گردی
نمیدونم میشه اسمشو گذاشت کارما یا نه ولی هر بلایی سر شخصیت داستانام آوردم داره سر خودم میاد-😂 امیدوارم اگه یه روز عاشق شدم این اتفاق نیوفته کارکترای عاشق داستانامو به معنای واقعی شکنجه دادم💞 (حالا داستان نوازنده رو میذارم)
هدایت شده از 
افسردگی و پوچی خیلی ترکیب ترسناکیه، و وقتی ازش بیرون بیای تازه متوجه میشی که تو چه چاه عمیقی بودی. وقتی از اون چاه دربیای یهو میبینی که حتی از احساس کردن باد خنک روی پوستت هم میتونی خوشحال بشی و عمیقا به آرامش برسی
آن شب هیچ اشکی صورتش را خیس نکرد، اما خودکار تا خود صبح بر روی کاغذ گریست. _اِچ.
اردیبهشتِ شلوغ و درعین‌ِحال زیبآD: -چالش این بانوو؛
هدایت شده از سیارکِ ب۶۱۲
کاش یه شاعر بینِ نزدیکانم وجود داشت. یکی که با دوتا استکان چایی بشینی کنارش و درباره ی وزن ها و تفسیر ها و آرایه ها باهاش حرف بزنی.
هدایت شده از -پناهگاه𓏲࣪.
مردم از مرگ میگفتند. از عشق میان مرگ و زندگی. از افسانه پژمرده ای که هنوز هم جاریست. از مجازات عشقی اشتباه. مردم می گفتند پس از اینکه مرگ و زندگی هم آغوش شدند زندگی ناگهان در آغوش مرگ محو شد. و مرگ هنوز هم سیاه پوش است. هنوز هم تمام زندگی ها را به یاد معشوقش می کشد. _پناهگاه
هدایت شده از Omlet
به نظرم چای رو باید برای مزهٔ خودش خورد، برای همون تلخی‌ای که داره دوست ندارم با قند‌ مزه‌ش رو پنهان کنم