eitaa logo
-پناهگاه𓏲࣪.
258 دنبال‌کننده
143 عکس
11 ویدیو
0 فایل
'میتونی بارون رو به یاد بیاری؟' انباری: @secretrin «کپی از عکسا و آهنگا آزاده اما نوشته ها نه»
مشاهده در ایتا
دانلود
هنگامی که حالم را میپرسیدی و میگفتی "خوبی؟" همین باعث میشد احساس کنم "خوبم" با اینکه هیچوقت خوب نبودم... _تقدیم به 17 شهریور 1404_
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شده تاحالا انقدر براتون سخت شه که نمیدونید گریه کنید یا سکوت کنید؟
1900 متری گالریم چیزای جالبی پیدا میکنم
اینکه شما به من عکس میدید بنویسم باعث میشه سبک های جدید رو امتحان کنم و این خیلی باحاله
دوام آوردم دوام آوردم حتی در آن لحظه که سرخی خون بر جسم خسته ام می درخشید. حتی وقتی قطرات مذاب اشک گونه ام را می سوزاند. دستانم هم دیگر توانی نداشتند. اما من با تمام این ها نفس های خون آلودم را بیرون می دادم. تا آنجا که درد از چشمان محزونم چکه می کرد... _پناهگاه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما را به صبر خود چنین گمان نبود :)
فرشته بهار دستش را بر شکوفه ها می کشید. آسمان اما در تیرگی غرق شده بود. او خوب می دانست که بهار دروغ بزرگی بود که پشت شکوفه های سفید پنهان شده بود. وقتی سرما هنوز در تار و پود دنیا گره خورده. بال های فرشته یخ زدند و او هم در زمستان غم انگیز و بی انتهای ما زندانی شد. _پناهگاه