eitaa logo
نسخهٔ خیال
981 دنبال‌کننده
349 عکس
32 ویدیو
2 فایل
می‌سپارم به قلم، برای آن روزهایی که دیگر نفسِ من در این حوالی نخواهد پیچید. ما زنده‌ایم مثل امید⭐️ فقط فوروارد* https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1d5pefj&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
نگاهم روی کیف و کفش‌ها تاب می‌خورد و توی خیال خودم، هر کدوم رو با یه تیپ و استایل جفت می‌کردم. درست تو همون لحظه، موزیک بعدی پلی شد و منو از دنیای خیالم بیرون کشید. انگار دنیا چند ثانیه ایستاد و منو برد به خاطرات گذشته‌. تیکه‌ای از یه پادکست آشنا بود که منو ناخودآگاه برد به یاد خاطرات دور و عزیزی که با شنیدنش دارم.
جنگ پز نیست، سبک زندگیمه.
برای عزیزاتون [ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تُرِیدُ ] بخونید و خودتون رو بسپارید به امن‌ترین آغوش.
صدای موشک جوری نزدیکه که میتونم برم باهاش سلفی بگیرم =)))
میگم مراقب خودت باش، ولی می‌دونم این حرفا جلوی خطر رو نمی‌گیره؛ تهش فقط دل خودمو آروم می‌کنه. واسه همین، برات آیت‌الکرسی می‌خونم و فوت می‌کنم چون آغوش خدا از هرچیزی امن‌تره.
پدر کُشتی و تخم کین کاشتی پدر کشته را کِی بود آشتی؟
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ پدر رفت و حالا بار سنگینِ مرجع‌تقلید رو به دوش چه کسی میشه گذاشت؟
صبح با صدای گریه‌ی مامان از خواب پریدم.همین که چشمم به زیرنویس تلویزیون افتاد، پاهام سست شد و نشستم. انگار دنیا رو سرم خراب شد. قلبم بی‌قرار به سینه‌ می‌کوبید. انگار لال شده بودم، نفسی نداشتم و فقط خیسی قطرات اشک روی ‌گونه‌م رو حس میکردم. پیام‌ها رو میخوندم و تو دل خودم تکذیب میکردم و می‌گفتم الان آقا رو از بیت با اون پس‌زمینه‌ی پرده‌ی آبی نشون میدن. آقا حتما الان میاد و بازم بهمون امید و جرئت میده برای مبارزه. ولی انگار همه چیز حقیقت داشت. توی شهر، مردم سیاهپوش جمع شده بودند و بعد از نماز، روضه‌خون قبل از شروع روضه تا عکس آقا رو نشون داد همه به سر و صورت خود زدند و زاری کردند. مردان، زنانه شیون و زاری می‌کردند. همه غم یتیمی داشتند و با آغوش همدیگرو تسکین می‌دادند. اما به موقع سینه زنی مردم عزادار با چشمانی قرمز فریاد خشم و انتقام از دشمن سر می‌دادند تا یادمان نرود هنوز مقاومت زنده‌س و ما پیروز میدانیم.
دنیای بی علی، چقدر غم‌انگیزه.
_