eitaa logo
ناگفته های زندگی همسران
10.4هزار دنبال‌کننده
33.5هزار عکس
9.5هزار ویدیو
125 فایل
‌🌷﷽ ای دی پرسش و پاسخ بعد از رسیدن به 20 کا در توضیحات قرار خواهد گرفت⇩ 🍏 @markaz_teb🌿 آنچه برای دیدنش به کانال آمده اید👆 جهت دعوت دوستاتون وهم گروهی هاتون به این کانال لینک مارو بهشون معرفی کنین تا شاید باهم کمکی به کاهش سردی روابط زناشویی کنیم💐
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== ❤️ @resale_hamrah
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== 💟↯※سبڪ زندگی 💠 @resale_hamrah ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== 💟↯※سبڪ زندگی 💠 @resale_hamrah ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== 💟↯※سبڪ زندگی 💠 @resale_hamrah ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== 💟↯※سبڪ زندگی 💠 @resale_hamrah ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
💠 🌷✨در مسجد الحرام نشسته بودم و با يك نفر گرم صحبت بودم . شخصى دست مرا بوسيده و رفته بود و من متوجّه او نشده بودم . 🌷✨يك نفر آمد و گفت : آقاى قرائتى ! من تعجّب مى كنم از كبر وخودپسندى شما! گفتم : چرا؟ گفت : يك نفر دست شما را بوسيد، ولى شما اعتنايى نكرديد و دستتان را پس نگرفتيد! گفتم : آقا من گرم صحبت بودم و متوجه نشدم . امّا او نمى خواست باور كند و رفت . 🌷✨من حواس خود را جمع كردم ، بعد از لحظاتى فرد ديگرى خواست دستم را ببوسد، گفتم : نه آقا! قابل نيستم و دستم را پس گرفتم . 🌷✨ لحظه اى بعد فردى آمد و گفت : آقاى قرائتى ! شما تكبّر داريد! گفتم : چرا؟ گفت : پيرمردى آمد دست شما را ببوسد، ولى شما نگذاشتيد و او خجالت كشيد!! 💟سبڪ زندگے اسلامے↶ 💟 @resale_hamrah
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== ❤️ @resale_hamrah
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== ❤️ @resale_hamrah
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== ❤️ @resale_hamrah
💠 ✨🌸مى خواستم ازدواج ڪنم ، ولى پدرم مى گفت : هر موقع درس خارج رفتى زن بگير. ✨🌸ديدم به هيچ صورت قانع نمى شود، اثاثيه را از قم برداشتم و به ڪاشان نزد پدرم آمدم . ✨🌸او گفت : چرا آمدى ؟ گفتم : درس نمى خوانم ! شما حاضر نمى شوى من ازدواج ڪنم . ✨🌸خلاصه هر چه به خيال خويش مرا نصيحت ڪرد اثر نگذاشت .بعضى از آقايان را ديد ڪه مرا براى درس خواندن نصيحت ڪنند، ✨🌸من هم بعضى ديگر را ديدم ڪه او را براى موافقت به ازدواج من نصيحت ڪنند. ✨🌸تا اينڪه يك روز به پدرم گفتم : يا به من بگو ايمانت مثل يوسف است ، يا بگو گناه ڪنم يا بگو ازدواج ڪنم . سرانجام موفّق شدم . ===================== ❤️ @resale_hamrah
💠✨ 🌷خاطره اى دارم ڪه با چند مقدّمه بيان مى ڪنم : ①✨ زمانى وضعيّت مردم سامرا خيلى بد، گرفتار ضعف و فقر بودند به صورتى ڪه ضرب المثل شده بود ڪه فلانى مثل فقراى سامرا است . آنها حمام نداشته و در رودخانه استحمام مى ڪردند و تقريبا صددرصد اهل سنّت بودند. ②✨آيه اللّه بروجردى قدّس سرّه تصميم گرفت حمام بزرگ و در ڪنار آن حسينه اى را براى شيعيان بسازند تا زيارت امام هادى عليه السلام نيز از مظلوميت بيرون بيايد. ③✨به پيروى از آن سياست براى رونق زيارت امام هادى عليه السلام ، آية اللّه العظمى خوانسارى كه در تهران بودند- به عدّه اى از طلبه ها پيغام داده و سفارش ڪردند ڪه ماه رمضان آن سال روزها بخوابند و شبها در حرم امام هادى عليه السلام احيا بگيرند. ④✨آية اللّه العظمى شيرازى هم در راستاى اين سياست ، عدّه اى از نيروهاى حوزه را به سامرا فرستادند. به هر حال توفيقى بود ڪه يڪ ماه رمضان من در آن مراسم بودم . در آن زمان فقر شديدى به يڪى از طلاب فشار آورده وبه امام هادى عليه السلام پناه آورده بود و ڪنار صحن آن حضرت ايستاد و عرض ڪرد: من مهمان شما هستم و محتاج و... مى گويد: ڪمى ايستادم يك وقت آية اللّه العظمى شيرازى از حرم بيرون آمد در صورتى كه برخلاف رويه هميشگى ڪه عبا به سر ڪشيده به طرف درب صحن مى رفتند، به طرف من آمده و مقدارى پول به من داده و فرمودند: اين ڪار به سفارش امام هادى عليه السلام است . شما دفعه اوّلتان است ڪه گرفتار شده ايد و به اين درب پناه آورده ايد، ولى من بارها اينجا به پناه آمده و نتيجه گرفته ام . 💟 @resale_hamrah
💠✨ 🌷خاطره اى دارم ڪه با چند مقدّمه بيان مى ڪنم : ①✨ زمانى وضعيّت مردم سامرا خيلى بد، گرفتار ضعف و فقر بودند به صورتى ڪه ضرب المثل شده بود ڪه فلانى مثل فقراى سامرا است . آنها حمام نداشته و در رودخانه استحمام مى ڪردند و تقريبا صددرصد اهل سنّت بودند. ②✨آيه اللّه بروجردى قدّس سرّه تصميم گرفت حمام بزرگ و در ڪنار آن حسينه اى را براى شيعيان بسازند تا زيارت امام هادى عليه السلام نيز از مظلوميت بيرون بيايد. ③✨به پيروى از آن سياست براى رونق زيارت امام هادى عليه السلام ، آية اللّه العظمى خوانسارى كه در تهران بودند- به عدّه اى از طلبه ها پيغام داده و سفارش ڪردند ڪه ماه رمضان آن سال روزها بخوابند و شبها در حرم امام هادى عليه السلام احيا بگيرند. ④✨آية اللّه العظمى شيرازى هم در راستاى اين سياست ، عدّه اى از نيروهاى حوزه را به سامرا فرستادند. به هر حال توفيقى بود ڪه يڪ ماه رمضان من در آن مراسم بودم . در آن زمان فقر شديدى به يڪى از طلاب فشار آورده وبه امام هادى عليه السلام پناه آورده بود و ڪنار صحن آن حضرت ايستاد و عرض ڪرد: من مهمان شما هستم و محتاج و... مى گويد: ڪمى ايستادم يك وقت آية اللّه العظمى شيرازى از حرم بيرون آمد در صورتى كه برخلاف رويه هميشگى ڪه عبا به سر ڪشيده به طرف درب صحن مى رفتند، به طرف من آمده و مقدارى پول به من داده و فرمودند: اين ڪار به سفارش امام هادى عليه السلام است . شما دفعه اوّلتان است ڪه گرفتار شده ايد و به اين درب پناه آورده ايد، ولى من بارها اينجا به پناه آمده و نتيجه گرفته ام . 💟 @resale_hamrah