eitaa logo
محتوای روایتگری راویان
3.3هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
473 فایل
🌟 محتوای روایتگری راویان 🌟 📚 بازخوانی خاطرات شهدا 🎖 تشریح عملیات‌های دفاع مقدس 📖 معرفی کتاب و خاطرات ارزشمند 🗓 پرداختن به مناسبت‌های مهم ✍️ محتوای روایتگری 📩 ارتباط با ادمین : @Revayatgar_admin وابسته به موسسه روایت سیره شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 گر بر سر نفس خود امیری مَردی... 🔻 آیت‌الله خامنه‌ای : در ورزش باستانی و پهلوانی معروف گذشته ایران، جوانمردی و مردانگی هست. همین پوریای ‌ولی، هم شاعر بوده، هم پهلوان و جوانمرد بوده؛ در یک میدانی با یک نفری روبه‌رو میشود و به خاطر اینکه دل او یا مادر او نشکند، خودش را شکست میدهد و در مقابل حریفش به خاک می‌اندازد. این شکست نفْس و پا گذاشتن روی نفْس است. ۱۳۶۷/۲/۲۷ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
۱ خردادماه ، سردار رشید سپاه اسلام، سرلشکر پاسدار، معروف به گرامی باد . 🥀 🗓ولادت : سال ۱۳۳۳ شهرستان بروجرد، روستای دره گرگ (روستای شهید بروجردی) 👈از مبارزان دوران ستمشاهی (نام مستعار مهدی عراقی) 👈مؤسس گروه توحیدی صف 👈مسئول گروه حفاظت از حضرت امام خمینی در کمیته استقبال ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ 👈از اعضای مؤسس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 👈از فرماندهان اصلی مبارزه با ضدانقلاب در کردستان 👈بنیانگذار و اولین فرمانده‌ نیروی پیشمرگان کرد مسلمان 👈فرمانده تیپ ویژه شهدا 👈فرمانده سپاه کردستان 👈فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا (علیه السلام) 🗓 شهادت : ۱ اول خرداد ۱۳۶۲ 👈انفجار مین ضدتانک و پرتاب به بیرون از خودرو 🔹توسط گروهک های 📌منطقه: استان آذربایجان غربی، جاده مهاباد-نقده 📍مزار : تهران، گلزار شهدای بهشت زهرا (سلام الله علیها)، قطعه ۲۴، مجاور زیارتگاه ۷۲ تن (شهدای هفتم تیر) 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
11.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در توصیف بروجردی همین کلمه «مسیح» درست است؛ بروجردی «مسیح‌گونه» بود، پیامبرگونه بود. او با کلامش، با استدلال‌های متین، صداقت، صمیمیت و مهربانی‌اش، آدم‌هایی را که می‌رفتند تا جهنمی شوند متوقف می‌کرد و جهت‌شان را به جانب بهشت تغییر می‌داد. شهید بروجردی کسانی را که حقایق واضح را نمی‌دیدند و کور شده بودند، بینا می‌کرد، ذهن‌های بیمار را شفا می‌بخشید و دلِ انسان‌هایی را که در اثر مقابله با اسلام و انقلاب اسلامی قلب‌شان مرده بود، به تپشی دوباره وامی‌داشت و زنده‌شان می‌کرد. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
در سال ۱۳۳۳ در روستای «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد، در خانه‌ای محقر اما مصفا به عشق و نور الهی و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به دنیا آمد. وی در 6 سالگی پدرش را از دست داد و مادرش با همه مشکلات و سختی‌هایی که وجود داشت، تمامی هم و غم خود را برای تربیت وی به کار بست. ناجی کردستان /3 داستان درباره یک شهید محمد در 7 سالگی وارد مدرسه شد اما به دلیل شرایط مادی خانواده، تحصیل در کلاس‌های شبانه توام با کار و تلاش روزانه را انتخاب کرد و خانواده را در تامین زندگی شرافتمندانه، مدد رساند. در 17 سالگی ازدواج کرد و چندی بعد به خدمت سربازی فراخوانده شد، اما چون مخالف خدمت در نظام ستم‌شاهی بود، از خدمت سربازی گریخت و برای دیدار حضرت امام (ره) راهی عراق شد، ولی در مرز دستگیر و به مدت شش ماه، روانه زندان شد. وی ضمن ارتباط با شخصیت‌های اسلامی و انقلابی، علاوه بر خودسازی و کسب فیض، به بعضی از امور مربوط به انقلاب، همچون تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام (ره) اشتغال داشت. چندی بعد به همراه چند تن دیگر از مبارزان به سوریه و لبنان رفت و با شهید چمران و شهید محمد منتظری آشنا شد و به فراگیری مسائل نظامی پرداخت. پس از قیام 19 دی ماه سال 1356 در قم با اخذ مجوز شرعی از برخی علما و روحانیون پیرو حضرت امام خمینی (ره)، عملیات نظامی علیه رژیم را شروع کرد و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی بی‌وقفه به مبارزات خود ادامه داد. برخی از اقدامات وی عبارتند از: مبارزه جدی و عملی علیه حضور آمریکا در کشور. خلع سلاح قرارگاه پلیس (تهران). عملیات نظامی 15 خرداد 1357. انفجار در نیروگاه برق و کاخ جوانان منطقه شوش. خلع سلاح کلانتری 14 در میدان خراسان. شرکت در آزادسازی پادگان جمشیدیه و رادیو تلویزیون. هنگامی که بازگشت حضرت امام خمینی (ره) به ایران حتمی شد، محمد بروجردی به عنوان مسئول حفاظت حضرت امام (ره) از طرف شهید بهشتی و شهید عراقی انتخاب شد و در طول مسیر با عشق و علاقه‌ای قلبی به این کار مبادرت ورزید و در مدرسه رفاه نیز در آن دوران حساس، به عنوان مسئول حفاظت، ایفای نقش نمود. وی پس از مدتی سرپرستی زندان اوین را به عهده گرفت و چندی بعد او یکی از دوازده نفری بود که در خدت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای  را بنیانگذاری کردند. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
سخنان مقام معظم رهبری در مورد شهید محمد بروجردی: «... مرحوم شهید بروجردی بسیار فعال بود. یکبار در سال ۱۳۵۹ یا اوایل ۱۳۶۰ رفتم منطقه غرب. ایشان آن وقت در باختران بود و من از نزدیک شاهد کار او بودم. اما چیزی که از شهید بروجردی در آنجا احساس کردم و یک احترام عمیقی از او در دل من بوجود آورد، این بود که دیدم این برادر، با کمال متانت و با کمال نجابت، به چیزی که فکر می کند، مسئولیت و وظیفه است. برخی با احساسات شخصی و گروهی فکر می‌کردند یک نفر که با او موافقند، او را تقویت کنند و کسی را که با او مخالفند، با او مخالف کنند. اما شهید بروجردی هیچ گونه حرکتی که از آن حرکت، آدم احساس کند که در آن کار شکنی یا مخالفتی هست، انجام نمی داد و این، علاقه من به این شهید عزیز را خیلی بیشتر کرد. من تصور می کنم روحیه آرامش و نداشتن حالت ستیزه جویی با دوستان و گذشت و حلم در مقابل کسانی که تعارض های کاری با او داشتند نشانه آن روح عرفانی شهید بود. معاشرت که بتوانم جزئیات حالات عرفانی او را بدست بیاورم، متأسفانه نداشتم؛ ولی برخورده و رفتارها نشان دهنده معنویات و روحیات افراد هستند.» 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
اولین : بسمه تعالی این وصیتنامه را در حالی می‌نویسم که فردایش عازم سنندج هستم با توجه به این که چندین بار در عملیات شرکت کرده بودم و ضرورت نوشتن وصیتنامه را حس کرده بودم ولی هم فرصت نداشتم و هم اهمیت نمی‌دادم، ولی نمی‌دانم چرا حس کردم که صرفا اگر ننویسم، گناهی مرتکب شده‌ام، لذا بدینوسیله وصیتنامه خود را در مورد خانواده و برادران آشنا می‌نویسم. با توجه به این که حدودا شش سال است وارد مبارزات سیاسی و نظامی شده‌ام و به همین خاطر نسبت به خانواده‌ام رسیدگی نکرده‌ام، بخصوص - همسر و فرزندانم و از همین وضع همیشه احساس ناراحتی می‌کردم و هیچ وقت هم نتوانستم خود را قانع کنم که مسئولیت‌ را رها کنم و بدینوسیله از همه آنها معذرت می‌خواهم و طلب بخشش دارم از حقی که به گردن من داشته‌اند و نتوانستم این حق را ادا کنم ولی این اطمینان را به خانواده‌ام می‌دهم که هرگز از ذهن من خارج نشده‌اند و فکر نکنند که نسبت به آنها بی‌تفاوت بوده‌ام، ولی مسئولیتهای سنگین‌تر بود.در خواستی که از همسرم دارم، این است که فرزندانم را خوب تربیت کند و آنها را نسبت به اسلام دلسوز بار آورد ... از مادرم درخواست بخشش دارم، زیرا از دست من ناراحتیها دیده و هیچوقت این فرصت پیش نیامد که بتوانم به ایشان رسیدگی لازم را بکنم و از کلیه برادران و خواهران که من را می‌شناسند درخواست دارم که برای من از خدا طلب بخشش کنند، شاید به خاطر حرمت دعای مومنین خداوند از تقصیراتم بگذردو احساس می‌کنم بار گناهان و خطاها بر دوشم سنگینی می‌کند. بخصوص دعای آن کسانی که پاسدارند و به جبهه می‌روند و از کسانی که در جزئیات زندگی من بوده و با من برخورد داشته‌اند درخواست دارم برادرانی که از من بد دیده‌اند در گذرند و یا اگر کسی را سراغ دارند که از من بد دیده نزدش بروند و از او رضایت بگیرند.و دیگر این که مقاومت را فراموش نکنند که خداوند تبارک و تعالی بار سنگین انقلاب اسلامی را بر دوش ملت مسلمان ایران گذاشته است و ما را در آزمایش عظیم قرار داده است. این را شهیدان بسیاری بخصوص در این چند سال اخیر به در و دیوار ایران نوشته‌اند و اگر مقاومتهای آنها نباشد همانطور که امام فرمودند، بیم آن می‌رود که زحمات شهدا به هدر رود و اگر چه آنها به سعادت رسیدند و این ما هستیم که آزمایش می‌شویم و دیگر این که با تجربه‌ای که ما از صدر اسلام داریم، که به خاطر عدم آگاهی مسلمین درس عبرت باشد، با دقت، کلمات این روح خدا را که خط او خط رسول خداست دقت کنند. وجود امام امروز برای معیار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنیا و آخرت است و من با تمام وجود این اعتقاد را دارم که شناخت و مبارزه با جریانهایی که بین مسلمین سعی در به انحراف کشیدن انقلاب از خط اصیل و مکتبی آن را دارند به مراتب حساستر و سخت‌تر از مبارزه با رژیم صدام و آمریکاست. وصیتم به برادران این است که سعی کنند توده مردم که عاشق انقلاب هستند، از نظر اعتقادی و سیاسی آماده کنند که بتوانند کادرهای صادق انقلاب را شناسایی کنند و عناصری که جریانهای انحرافی دارند، بشناسند که شناخت مردم در تداوم انقلاب حیاتی است. دومین : بسمه تعالی وصیت‌نامه اینجانب محمد بروجردی (پدر دره گرگی) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او که برگشت همه به سوی اوست و درود بر محمد و آل او و درود بر امام امت و درود بر همه شهیدان تاریخ، از همه برادرانی که در طول عمرم با آنها تماس داشته‌ام، طلب آمرزش می‌کنم. هر کس که این وصیت‌نامه را می‌خواند، برای من طلب آمرزش کند، زیرا من از این دنیا ناگاه با بار خالی می روم. و بعد از من همسرم سرپرستی خانواده را به عهده دارد و حقوق و مقدار ارثی که دارم،‌به او می‌رسد، به غیر از مبلغی 7000 ریال (هفت صد تومان) که باید به مادرم بدهد و در صورت فوت همسرم برادر کوچکترم عبدالمحمد سرپرستی دو فرزندم را به عهده گیرد و از اینکه نتوانسته‌ام برای خانواده بطور کلی مثبت باشم، از همه پوزش می‌طلبم و طلب آمرزش می‌کنم. والسلام. محمد بروجردی 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
7.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹مادر شهید بروجردی در جوار مزار فرزندش : اینا فردا روز قیامت جلوتان را می گیرند 🌹گفت :پسرم روخواب دیدن که گریه میکرده 🌹میگفته :ما شهید شدیم ٬ ولی اینها که ماندن به جای ما کاری نکردن برا مملکت... 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
۱ خرداد ماه، سرباز لشکر صاحب الزمان(عج) ، گرامی باد. 🥀 ولادت: ۱۵فروردین ۱۳۳۷ شهادت: ۱خرداد ۱۳۹۳ 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
سردار«» سال ۱۳۳۷ و در محله قصرالدشت شهر شیراز به دنیا آمد، با مذهب اسلام پرورش یافت و از نوجوانی در فعالیت های انقلابی سال ۱۳۵۷ شرکت کرد. حاج عبدالله با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت و در جبهه سوسنگرد و در کنار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان به عنوان تک‌تیرانداز، تیربارچی، نیروی اطلاعات شناسایی و … مشغول انجام وظیفه اش در قبال کشور و دین مبین شد. ایشان در زمان جنگ، دوبار از مسئولیت عالی در تیپ ۴۶ کناره گرفت و در خط مقدم راننده لودر و بولدزر شد. شهید اسکندری در سال ۱۳۹۳ و در حالی که مدیرکل بنیاد شهید استان فارس بود، میز و مسئولیتش را رها کرد و با اصرار خودش عازم سوریه شد و خیلی زود در خرداد ماه همان سال، طی ماموریتی با دشمن داعشی درگیر شد و توسط تک تیرانداز به شهادت رسید، پیکر شهید اسکندری به دست تکفیری ها افتاد و تروریست های کینه جو با جدا کردن سر از پیکر مطهرش، بغض و خباثت خود را رسانه ای کردند. پیکر مطهر شهید اسکندری هنوز میهمان حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. گروه تروریستی داعش برای تحویل جنازه سردار شهید اسکندری تقاضای آزادسازی تعدادی از اسرای داعشی را داشتند ، اما خانواده این کار را خلاف هدف پدر و در راه اهداف تروریست‌ها می‌دانند . 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani
روایت ماجرای شهادت به روایت همسرش: دو سه روز بعد از اعتکاف بود که صبح زود از خانه خارج شدند.یک ساعت بعد تماس گرفتند و به من گفتند ساک من را آماده کن میخواهم به تهران بروم.به خانه آمدند ساکشان را برداشتند من هم همراهشان تا فرودگاه رفتم.بچه‌ها هم همراه ما بودند.در مسیر تا فرودگاه دائم ذکر میگفتند و من میخواستم حرف بزنم اما ایشان در حال ذکر بودند نگاهشان میکردم و دیدم در حال و هوای خودشان هستند.برای همین حرفی نزدم.زمان خداحافظی در فرودگاه به ایشان گفتم کی بر میگردید؟گفتند ۲ ماه دیگر. گفتم نه، من تاب نمی‌آورم.شما ۲ هفته دیگر یک سری به من بزنید بعد بروید.گفتند ببینم خدا چه میخواهد.به ایشان گفتم اگر بگویم هرروز با من تماس بگیرید برایتان مشکل خواهد بود اما از شما خواهش میکنم یک روز در میان با من تماس بگیرید.گفتند حتماً.  درست شب قبل شهادت زنگ زدند و با بچه‌ها صحبت كردند.فرداي آن روز با من صحبت كردند.آخرين جمله ايشان را هميشه به ياد دارم.در همان تماس آخر به من گفت تصدقت شوم برايم دعا كن.اتفاقاً همرزمانش هم خنديدند.من با خنده گفتم دوستانت ميخندند.گفت اشكال ندارد بگذار بخندند. خبر شهادت را از طريق يكي از دوستان متوجه شديم كه با پسرم تماس گرفته بودند.من از پسرم خواستم تا به خواهرهايش حرفي نزند.دو روز تحمل كرديم و به دخترها چيزي نگفتيم.روز سوم بود كه از صحت خبر شهادت همسرم مطمئن شديم، به دخترها هم گفتيم. همان لحظه دعا كردم كه خدايا يك صبر زينبي به من عطا كن. خدا ميداند از آن لحظه به بعد خدا به من آرامشي داد تا بچه‌ها را آرام كنم.مردم و فاميل و دوستان نگران بودند و ناراحت اما وقتي آرامش من را ميديدند آرام ميشدند و من اين را از بركت وجود خانم زينب (س) ميدانم.عكسهاي شهادت همسرم را هم با بچه‌ها همان شب نگاه كردم.آن لحظه فرموده خانم حضرت زينب‌ (س) در ذهنم تداعي شد كه: ما رايت الا جميلا. خدا را شاهد ميگيرم مصداق جمله ايشان در وجود من متبلور شد.من غير زيبايي چيزي نديدم. به روایت فرزند شهید: بعد از شهادت پدر پيكر ايشان به ما بازگردانده نشد.اما صحبتهايي بود كه با مبادله اسير، يا پرداخت هزينه‌اي بتوانيم پيكر پدر را پس بگيريم.اما ما به مادرمان گفتيم كه مادر جان به كساني كه ميخواهند پيكر پدر را بازگردانند، بگوييد ما راضي نيستيم كه يك ريالي از پول بيت‌ المال صرف اين گروه خبيث شود. 🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇 @ravianerohani