#خاطرات_شهدا
🌷 روحانی #شهید_محمود_کندری
🎤 راوی: پدر شهید
🦋 درود خداوند بر روح تمام گذشتگان، شهدا خصوصاً امام راحل و شهدای انقلاب اسلامی ایران و افغانستان و شهدای جنگ سوریه و شهید محمود کلانی
🦋 این سرآغاز سخن پدری است که خود طلبه است. طلبهای که با اصرار خود او، محمود هم درس طلبگی را انتخاب میکند.
🦋 میگوید: همین امروز، بعد از نماز صبح عکسهایش را دیدم و برایش گریه کردم. محمود، سرمایه زندگی ما بود.
🦋 الحمدلله که سرمایهگذاری ما جواب داد. محمود به جایی رسید که بالاترین رتبه و سود را داشت.
🦋 بهار ۱۳۶۳ در خانوادهای روحانی منسوب به پیر پارسای پشمینه پوش خطه هزارستان آقابزرگ کلانی کرمانی، به دنیا آمد.
🦋 برایش هر آرزویی کردند جز اینکه محمود کلانی، حجتالاسلامِ شهیدِ افغانستانیها در دفاع از حرم عمه سادات(س) باشد.
🦋 هرچند در رشته ریاضی فیزیک درس خوانده بود اما باورش این بود که مملکت افغانستان و از آن مهمتر جهان اسلام امروز به مبلغان دینی و فرهنگی بیشتر از هر چیز دیگری نیاز دارد.
🦋 درس طلبگی را از جامعهالمصطفی آغاز کرد. برای تبلیغ و درس میان افغانستان و ایران در حال رفت و آمد بود.
🦋 از سال ۸۲ وارد حوزه علمیه شد. بعد در آزمون ورودی قبول شد و در جامعه المصطفی پذیرفته شد تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی کلام اسلامی آغاز کرد.
🦋 سال ۱۳۸۸ موفق به اتمام این دوره شد. همان سال در کنکور کارشناسی ارشد جامعه المصطفی شرکت کرد و وارد مقطع ارشد شد.
🦋 در خرداد ۱۳۹۲ از پایان نامه ارشد خود با موضوع بررسی مسئله «این همانی از نگاه دیوید هیوم و علامه طباطبایی» دفاع کرد.
🦋 پدرش برگهای را نشان میدهد میگوید: این گواهی قبولی او در مقطع کارشناسی است، اشک در چشمانش جمع میشود و میگوید: گواهی قبولی مقطع کارشناسی ارشدش هنوز نرسیده ولی او شهید شده، محمودِ شهید، دروس حوزوی را نیز تا مقطع رسایل و مکاسب ادامه داد.
🦋 مثل بسیاری از طلبههای دیگر به فعالیتهای فرهنگی دیگر هم مشغول بود، تأسیس انجمن علمی فرهنگی ابن سینای بلخی در سال ۱۳۸۵ به همراه چند تن از دوستانش، همکاری در برگزاری چندین همایش با موضوعات نقش علما در فرهنگسازی افغانستان، علما و چشم انداز آینده، امام حسین(ع) و انسجام اسلامی، همکاری در برگزاری همایشهای سالیانه در تجلیل از شهید مزاری، راه اندازی نشریه علمی فرهنگی بیان، با همکاری دیگر اعضای انجمن ابن سینا، فعالیت فرهنگی در افغانستان و همکاری با دانشگاه المصطفی در کابل در سالهای ۸۹ و ۹۰، حتی بنیانگذاری جلسه هفتگی دعای توسل عاشقان ولایت اهل بیت درسال ۱۳۸۵ و... بخشی از فعالیتهایی است که دوستانش از آن شوق و ذوق او میگویند.
🦋 منبر هم زیاد میرفت. هرچند که پدرش را از مادحین گلستان حسین(ع) میدانند و چادر سیاه مادرش ریشه در سلوک مادر سادات داشت اما با خنده به پدر گفته که «من صدای خوبی ندارم و به نظرم همان منبر بروم بهتر است و نباید مداحی کنم.»
🦋 محمود یک طلبه معمولی نبود. از همان ابتدا نسبت به مسائل سیاسی و فرهنگی ایران و افغانستان و کشورهای دنیا توجه داشت.
🦋 تربیت شده حوزه علمیهای بود که امام خمینیها رنگ انقلاب و استقامت را جور دیگری به آن داده بودند.
🦋 اینها گفتههای پدر طلبه جوانی است که بعد از بازگشت از سوریه پاهایش در خاک سرزمین عمه سادات جا مانده بود.
#ادامه👇
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🦋 حجتالاسلام شهید محمود کلانی در اردوهای راهیان نور ایران
به جبهههای جنگ ایران با عراق هم رفته بود، نه در سالهای جنگ بلکه همراه با نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامی ایران برای زیارت گلزار شهدا و خوانش خط مقاومت.
🦋 پدرش میگوید: تصاویر زیادی از شهدای ایران داشت به برخی از رزمندگان ایرانی مثل متوسلیان خیلی علاقه داشت.
🦋 پدر برای موفقیت و اقتدار رهبر انقلاب اسلامی ایران به عنوان «ولی امر مسلمین جهان» دعا میکند.
🦋 پدر سالخورده طلبه شهید افغانستانی میگوید: میخواستم دامادش کنم. با او صحبت کردم، به من گفت اجازه بدهید، برای دکترا اقدام کنم بعد از آن انشاءالله اقدام میکنیم. گفته بود برای کارهای دکترا میرود اما رفته بود سوریه..
🦋 پدر شهید کارنامه تحصیلی محمود را نشان می دهد و می گوید این، دانشنامه تحصیل او در جامعهالمصطفی العالمیه است.
🦋 سال ۱۳۸۲ به آنجا رفت، گواهی کارشناسی ارشد او که در این مقطع هم قبول شده است، هنوز نیامده است.
🦋 اواخر خرداد ماه سال گذشته از پایاننامهاش در موضوع «دیوید هیوم و علامه طباطبایی» دفاع کرد.
🦋 دیپلمش را در رشته ریاضی فیزیک گرفت. دانشگاه پیام نور ایران هم قبول شده بود اما به دلیل تعدد منابری که در کابل داشت، نتوانست به کلاسهای درس برود و استعفا داد، ۲ سال در آنجا منبر میرفت، درس هایش خیلی خوب بود. از هر جهتی عالی بود.
🦋 به من گفته بود به دنبال کارهای دکترا میرود اما به سوریه رفته بود
هم دانشجو بود و هم طلبه، روی مسائل مذهبی و روحی بسیار حساس، دقیق و انقلابی بود.
🦋 چندین سال پیش که قبر حجر بن عدی به دست تکفیریها شکافته و هتک حرمت شد خیلی ناراحت بود. یک روز دو نفری نشسته بودیم و با هم صحبت میکردیم که گفت امسال میخواهم برای دکترا هم اقدام کنم.
🦋 درباره ازدواج او هم صحبت کردیم که گفت اجازه بدهید من دکترا را بخوانم و قبول شوم بعد انشاءالله برای این موضوع هم اقدام میکنیم.
🦋 به من گفته بود برای کارهای دکترا به ایران میروم و این طور به من گفته بود. اما بعدها که من مطلع شدم و فهمیدم که به این بهانه از پیش ما رفته و به سوریه رفته است.
🦋 فکر میکنم علت رفتن او چیزی جز انگیزههای دینی نبود. او هیچ مشکل مالی و چیز دیگری نداشت.
🦋 طلبهای بود که دارای مدرک علمی بالایی بود و شهریه طلبگی هم برای او کافی بود.
🦋 کما اینکه تخصصهای زیادی داشت و درآمدش هم بد نبود. افرادی که برای اعزام افغانستانیها فعال بودند، به او گفته بودند که شما درس بخوانید برای آینده بهتر است او گفته بود اگر امکانش هست من را هم قبول کنید که به سوریه بروم.
🦋 گفته بودند لااقل شما با لباس بیایید و برای تبلیغ بروید که او گفته بود اگر میشود من را همین طوری بپذیرید.
🦋 محمود از آنجاییکه در جامعهالمصطفی درس میخواند به نوعی در ایران بزرگ و تربیت شد.
🦋 شخصیت اصلی او در ایران شکل گرفت، او علاقمندی زیادی به شهید مزاری داشت.
🦋 او علاقمند بود که روی زندگی ایشان به عنوان یک آدم انقلابی و مجاهد کار کند، البته هنوز شناخت زیادی درباره ایشان پیدا نکرده بود.
🦋 اینکه چرا محمود درس طلبگی را انتخاب کرد هم به خودم بر میگشت که اصرار داشتیم او این خط را دنبال کند، خوب من خودم آخوند بودم. پدر من هم به نام موسی کربلایی هم یک روحانی برجسته در محل بود. برادرم به نام شیخ محمدرضا هم به نوعی وکیل امام بود در امور مربوط به خمس و ... او در نجف آنجا درس خوانده بود. وکالت از طرف امام دارد و در افغانستان یک مدرسه دارد.
🦋 علت اینکه من خیلی اصرار داشتم که محمود طلبه شود به این دلیل بود که دیندوستی و طلبگی را دوست داشتم.
🦋 خیلی اصرار داشتند که من در افغانستان به سراغ کشاورزی بروم اما من طلبگی را بیشتر دوست داشتم.
🦋 محمود یک آخوند معمولی نبود بلکه یک آخوند سیاسی و آشنا با مسائل روز بود. وقتی آن ماجرا برای مقبره حجر بن عدی صورت گرفت انگار میکردم که او در یک کوره آتش افتاده است خیلی بیتاب و ناراحت بود. خیلی غصهدار اوضاع منطقه بود. رفتن را واجب شرعی خود دیده بود.
🦋 مداحی هم میکرد اما صدایش چون به اعتقاد خودش خوب نبود میگفت من مداحی نمیکنم، اما سخنرانیهایش عالی بود. من و مادرش در افغانستان پای منبر خود او نشسته بودیم البته از روی سی دی.
🦋 برای بچههای هیئت و مسجد منبر میرفت. بیشتر از منبر رفتن اهل نوشتن بود و مقاله زیاد داشت و در مجلات فعال بود.
#شهدای_روحانی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🏴 #کلام_امام | نگهبان خیمه طوفان زده
▪️حضرت آیتالله خامنهای: «در طول آن پنجاه-شصت سال پس از رحلت پیغمبر، اسلام طوری تغییر یافته بود که در دنیای اسلام، جگرگوشگان پیغمبر را علناً کشتند و اسیر کردند. امام حسین مانند آن میخ عظیمی شد که این خیمهی طوفانزده را با خون خود نگهداشت.» ۱۳۸۰/۱۲/۲۱
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
1_19286265.mp3
1.5M
🚩 #روضه_محرم 🏴
#حضرت_مسلم علیه السلام
#شب_اول_محرم
#استاد_پناهیان
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۳۱مردادماه #سالروز_شهادت سردار #شهید_صادق_سرابی_نـوبخت گرامی باد . ⚘
#متولد ۱۳۴۱ جنوب تهران
#شهادت ۱۳۵۹/۵/۳۱ مریوان
#زندگینامه
شهید «صادق سرابی نوبخت» در سال ۱۳۴۱ در جنوب تهران نازی آباد چشم به جهان گشود. او در ابتدای رشد جوانی علاقه شدیدی به فعالیت مذهبی و سیاسی داشت و همزمان با رها کردن دوران تحصیلات به عضویت سپاه پاسداران نائل گردید،
به دلیل تبحر و نبوغی که این شهید داشت به عنوان مسئول سپاه شهرستان کرند و اسلام آباد غرب برگزیده شد
نحوه #شهادت
سـرانـجام وی با سمت فرمانده اطلاعات سپاه کردستان در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۵۹ در منطقه عملیاتی مریوان با اصابت ترکش و جراحات زیاد به بدن وی به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
🏴 #کلام_امام | ملت حسین به رهبری حسین
◾ رهبر انقلاب: یک جریانی است که به رهبری حسینبنعلی (سلاماللهعلیه) دارد در دنیا پیش میرود؛ و انشاءالله پیش خواهد رفت و کارگشا خواهد بود و گرههای ملّتها را باز خواهد کرد. ۹۶/۰۶/۳۰
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani