این چالش کیف خیلی بامزس اما ازونجایی که نصف زندگیم حال ندارم،
پس الانم حال انجامش نبود؛
الانم که فرسنگها با خونه فاصله دارم .
امسالم گذشت.
یه سال دیگه بهارو دیدم،صدای گنجیشکا رو شنیدم،قدم زدم،آسمونو دیدم،زندگی کردم،گریه کردم،خندیدم،جنگو صدایِ جنگنده و انفجارو تجربه کردم،اما هنوز زندم؛
خدایا شکرت بابتِ این همه تجربه و سالایی که زندگی کردم.
و در آخر تولدم مبارکک :))
تولدت مبارک ریحانه ای که این همه سال من اذیتت کردمو تو با من ساختی .