هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۳۰.m4a
زمان:
حجم:
5.6M
- تصحیف در نقل کتاب تحفالعقول
- حکمت تبدیل درد به دوا
- رفع تضاد "ستایش صبر بر مکروه" با "میزان بودن حب نفس"
سیری در نامه ۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۳۰
۲۴آبان۱۴۰۲
@estentagh
@rezakarimi
کتابشناسی زنان.m4a
زمان:
حجم:
5.6M
مقدمهای بر کتابشناسی مسائل زنان و دختران
۲آذر ۱۴۰۲
کتابخانه امیرکبیر
@estentagh
قرارگاه کربلا مجموعهای مردمی و متشکل از جمعی از دوستان جهادگر و فرهیخته فرهنگی استان است که منشأ اقدامات مثبت فراوانی بوده است. بنده شخصا در گذشته در جریان حمایت ایشان از برنامههایی اساسی بودم. اکنون کموبیش خبر دارم که این حمایتها در شکلهای مختلف از دیگر برنامههای فرهنگی ادامه دارد.
اکنون زمانه اتحاد است نه تفرقه، انتقاد نباید موجب تخریب و تهمت شود.
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۳۱.m4a
زمان:
حجم:
6.5M
- تمنّی و آرزواندیشی
-حفظ تجارب و واقعگرایی
سیری در نامه ۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۳۱
۱آذر۱۴۰۲
@estentagh
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۳۲.m4a
زمان:
حجم:
3.4M
یادداشت| مروری بر خاطره یک اعتراض دانشجویی در کرمانشاه
🔹این خاطره با بیان تحلیلی به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، به بیستسال پیش در دانشگاههای کرمانشاه برمیگردد تا یک مسئله مهم را بازخوانی کند.
«این یک اعتراض است»، مجموعه مستند دیدنی است که با موضوع جنبش دانشجویی پس از انقلاب، از شبکه مستند پخش شده است. بخشی از مستند ششم درباره ماجرای تصویب پروتکل الحاقی و تجمع دانشجویان در کاخ سعدآباد، محل توافق، بود. این بخش از اینجهت که در زمان فعالیتهای دانشجویی دهه هشتاد درگیر شاخهی استانی آن اعتراض شده بودم خاطرهانگیزتر بود.
https://farsnews.ir/Provinces/1701843198000474548
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۳۳.m4a
زمان:
حجم:
3.1M
- در حرکت ابری عالم فرصتغنیمت باشید
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۳۳
۱۵آذر۱۴۰۲
@estentagh
@rezakarimi
مصلحت.m4a
حجم:
4.1M
تحلیل و بررسی فیلم مصلحت (بخش اول)
۲۳آذر ۱۴۰۲
متن
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
نامه۳۱-۳۴.m4a
زمان:
حجم:
4.9M
هدایت شده از لب المیزان
༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕࿇༅⊹━┅┄
🌸 #پرسش_و_پاسخ
🌸استـــاداصغـــرطاهــــــرزاده
💠سوال شماره ۳۶۴۴۷
💠دکتر رضا داوری متفکری که نباید نادیده گرفته شود
⁉️سلام نظر شما در مورد این یادداشت چیست؟ دکتر داوری به مناسبت نودسالگی یادداشتی نوشته که چینی نازک تنهاییاش را نشان میدهد. او در حکمی مطلق نوشته: "هیچکس در این چهل سال با من درباره مسائلی که مطرح کردهام بحث نکرده است. موافقان که بیشتر جوانانند با لطف و احسان در نوشتههای من نظر کردهاند". او در جایی دیگر ادامه داده که: "چهل سال است در وضع تحریم به سر میبرم. تحریم من از ناحیه یک گروه صورت گرفت و جمع کثیری از آن پیروی کردند حتی کسانی که در ظاهر هیچ اختلافی با من نداشتند". چهل سال تحریم را با هفتاد سال جنگ ادامه داده:"هفتاد سال جنگیدهام اما در یکی دو سال اخیر احساس میکنم شکست خوردهام. این شکست را وقتی آزمودم که دیدم حتی صمیمیترین و صادقترین فرزندان این کشور روحیهای پیدا کردهاند که فکر میکنند به فکر نیازی نیست بلکه عمل باید کرد". نکته مشترک این تنهایی داوری این است که میگوید هیچکس با من بحث نکرده است و عبارت "جوانان" را هم که به کار میبرد منظورش همبحث فکری نیست بلکه صرفاً از لطف و احسان آنها تشکر کرده است. او طوری نوشته که گویا اندیشههایش بر هیج کس تاثیر نداشته است. نمیدانم چطور آوینیها را حساب نکرده است؟ چطور یادش رفته که اصغرطاهرزاده را به خاطر درکی که از او داشت ستایش کرده است؟ چطور همسخنیهای جوانان اندیشمند را فقط در حد لطف و احسان میبیند؟ گرچه او همچنان تجدد و تحجر را همزمان نقد میکند و مینویسد: "از آزادی گفتن روشنفکران مثل از تقوی گفتن گروه رقیب است" اما موضع او در مورد انقلاب هم نامتعادل است: "من اشتباه کرده بودم و گفته بودم انقلاب صرفاً سیاسی نیست بلکه میتواند آغازی دیگر باشد". داوری به نام تفکر تسلیم شده است. موافقم که سخن اکنون استاد درباره ضرورت توسعه با نقد تجدد تناسب دارد. در کتابم هم یادداشتی درباره اهمیت مقام تحقیق از دید ایشان نوشتم. ولی فکر میکنم گاهی این ضرورتگویی موجب تسلیم شده است و موضعگیری هایی از ایشان دیده شده که با داوری متفکر تناسب ندارد. شاخص این موضعگیریها پیامش درباره برجام بود. داوری درست میگوید که"هایدگر در ابتدا اشتباه کرد که ناسیونالسوسیالیسم را مقدمه گشایشی تازه در تاریخ انگاشت". اما همچنان محتاط است و نمیخواهد نسبت یهود و مدرنیته در اندیشه هایدگر را تبیین کند. اگر او متوجه بود که اصلیترین تاثیرش بر جوانان اصیل در آن سوی انقلاب است، نمیگفت: "با انقلاب نه فقط رویای من تعبیر نشد هیچیک از شعارها و سوداهایی که اهل انقلاب داشتند به جز خواست کسانی که حکومت شریعت دل بسته بودند یا به آن گردیدند تحقق نیافت". داوری سخن سالها پیش خود را تکرار کرده که کتابهایم خوانده نمیشود و گفته شکست را میپذیرم. تیتر سیاستنامه فیلسوف بازنده است. نمیخواهم سخن استاد را رفو کنم یا بگویم حرفش غلط است یا شکستهنفسی است. اما شکستخورده شکستگی و درجهای از تضرع دارد که همان راه نجات است امیدوارم این شکست مانند سخن خود او درباره کرونا باشد که آن را عصر اضطرار بشر خواند
✅باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً هر سخن و هر نوشتهای که از آقای دکتر داوری به ظهور آید، ما را به تفکر دعوت میکند از جمله همین نوشتهای که جنابعالی از ایشان متذکر شدهاید و بنده نیز در جریان آن بودم. و به همین دلایل که میفرمایید پس آقای دکتر داوری دیده شدهاند و در نظام اسلامی، ایشان را فیلسوف فرهنگ نامیدهاند و تقریباً اکثر متفکران، نگاه ایشان به امور را مدّ نظر دارند. در جواب سؤال شماره 36357 به طور اجمال اینطور عرض شد همانطور که استاد فرمودهاند یادداشتهای تنهایی ایشان بوده حاکی از آنکه سخنان و نگاه ایشان به عالَم و آدم، بسیار بیش از آنکه مدّ نظرها است میتوانست مفید و کارساز باشد و در دل آن یادداشت، گویا استاد از خود پرسیده باشند چرا در این مورد شکست خوردهاند؟! و کسانی که استاد را میشناسند میدانند که این نوع سخنگفتن، دأب ایشان است. ولی به نظر بنده اگر دکتر داوری فیلسوف فرهنگ و چهره ماندگار است، بیش از آنکه فیلسوف فرهنگ و چهره ماندگار باشد، فیلسوف فردای ما میباشد با تأثیری بسی بیشتر. زیرا در بستر انقلاب اسلامی با هویت جهانیِ این انقلاب و اینکه باید این انقلاب، سرنوشتِ بشر گرفتارشده به نژادپرستی غربی را تغییر دهد؛ این دکتر داوری است که در آن بستر برای آنهایی که میخواهند با عقل جهانی، انقلاب را بیان کنند، حرفها دارد، همانطور که برای آنانی که امروز بنا دارند دینداری خود را به عمیقترین شکل فهم کنند، نیازمند اشارات دکتر داوری میباشند. به یاد آورید وقتی آنطور که شایسته بود جناب مارتین هایدگر را پاس نداشتند.
کشف علامه طباطبایی این است که عبارت الذين آمنوا مخصوص به سابقين از مؤمنين است. آقای سروش محلاتی در شرح ایندیدگاه نظریه اختصاص خطابات قرآنی به عصر نزول را تشریح کرده است. علامه طباطبایی نمیخواهد از این تفسیر، محدود بودن آیات به زمان را نتيجه بگیرد و میگوید تكليف آیه اختصاصى به يك عصر ندارد. اگر عمیقتر بخواهیم شبهه عصری بودن خطابات قرآنی را بررسی کنیم میتوان بر این نظریه نکته مهمی افزود و آن اینکه معنای سابقین عصری و زمانی نیست، رُتبی هم هست. پس ملاک تشخیص سابقین، عصر و زمان نیست بلکه مرتبه ایمان است. سروش محلاتی میگوید علامه این نظریهاش را ادامه نداده در حالیکه از لوازم آن تغییر نگاه به قرآن و جهان در خصوص معنای مؤمن و کافر است. تغییر معنای مؤمن نتیجه درستی است ولی آیا ملاک این تغییر عصری است؟
یادداشت کامل:
https://eitaa.com/estentagh/436