نویسنده این کتاب توصیه ای عجیب دارد که میتواند بنیاد کتابخوانی را بر باد دهد اما هدفش دشمنی با کتاب نیست بلکه نگرش او به جهان این است که می توان کتابنخوانِ کتابدان بود. کتاب او نوعی حمایت از کتابداری و تضعیف کتابخوانی است. به طور خلاصه پاسخ به پرسش چگونه درباره کتابهایی که نخواندهایم حرف بزنیم؟ این است که: با حرف زدن با کسانی که درباره کتاب حرف زدهاند! اما چطور توصیه به کتاب نخوانی اینقدر فاش بیان می شود؟ پاسخ را باید در مبانی اندیشه مدرن جست و جو کرد. ضرورت توصیه به کتاب نخوانی وجود کتابهای انبوه در عصر جدید است. همچنین آنچه که این روش را بیشتر موجه جلوه میدهد، نظریه مرگ مؤلف است. نویسنده معتقد است وقتی مؤلف دیگر مهم نیست چه اصراری دارید کتاب را عمیقاً بخوانید؟! تفسیر کانتی از حقیقت هم در این کتاب شدت دارد: آنچه دربارهاش حرف میزنیم خود کتابها نیستند...
متن کامل یادداشت:
farsnews.ir/rezakarimi1001/1708166632320121022
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۰.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
- آیا "خضوع در حاجت" همیشه قبیح است؟
-اصلاح مثوا یعنی چه؟
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۴۰
۴بهمن۱۴۰۲ (شب۱۳رجب)
@estentagh
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۱.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
- جزع
- الامور اشباه و تکرار تاریخ
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۴۱
۲۵بهمن۱۴۰۲
@estentagh
@rezakarimi
"مسلمانِ لیبرال" تناقض است. کاش مدعی این جمله حداقل میفهمید اندیشمند هممسلکش چرا گفته روشنفکری دینی پارادوکسیکال است، فهم امثال دکتر داوری که روشنفکری دینی را آهنگچی دانست، دیگر بماند. ایشان معتقد است دین و تجدد را نمیتوان یکی کرد و میگوید: اگر کسی بگوید به نام دین عاقلانه و نه با خشونت، بلکه از روی مهر و معرفت و صفا، در مقابل ظلم قدرتهای جهانی میایستم، نام این وضع را روشنفکری دینی می توان گذاشت.
آزادی اسلام بر اساس توحید است ولی آزادی لیبرالی بر اساس اومانیسم است. آزادی با جهاد منافاتی ندارد ولی یک غربگرا جهاد عقیدتی (جهاد برای رفع فتنه) را خشونتطلبی و نفی آزادی مینامد. اقتصاد لیبرال بازار آزاد را با سوداگری و طمعورزی و مصرفگرایی عرضه میکند اما اسلام گرچه به ملائکه موکل بر بازار معتقد است اما حب دنیا را رأس همه خطاها میداند. امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه حریت و تفرد را توصیه میکند اما این توصیهها لیبرالیستی نیست چون با ولایت ولیّ ملازم است. کدامیک از این اصول خلاف لیبرالیسم و تجدد نیست؟
یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره جمع دین و تجدد
https://www.cgie.org.ir/fa/news/143096
@rezakarimi
چرا بعضی از اینکه سرور زنان عالم را اسوه بدانند، عاجزند؟!
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها یک شأن ملکوتی دارد که در خطاب ممتحنةالله و صاحب مصحف فاطمه و اشتقاق اسم فاطر و مقام لیلهالقدری قابل اشاره هستند اما این مقامات مانند مقبره مخفی ایشان، برای مدعیان، دور از دسترس و گفتنشان به منکران بیهوده است.
آن حضرت نقشهایی تاریخی و اجتماعی هم دارند که انکار آنها نشانه لجاجت و عناد است. نقش محوری در خانواده اهلبیت و حضور اجتماعی در دفاع از حق و سخنرانی تاریخی خطبه حکیمانه فدکیه مانند آن مقامات ملکوتی برای نامحرمان غیرقابل بحث نیستند. برای یک زن، باید خانواده اولویت اول باشد و اگر بنابه ضرورت وارد اجتماع میشود، باید حجت موجه داشته باشد که برای دفاع از حریم همان خانواده آمده است و نیز نباید حضور او در میان بیگانگان ظاهراً برای خانواده باشد ولی حقیقتاً آن را تضعیف کند. زن اگر مطابق خواست خدا عمل کند در جهل پردهنشینی نمانده بلکه حکمت را مییابد و یاد میدهد. اگر این اوصاف متعالی برای کسی ارزش ندارد مشکل از جهل اوست نه از آن کوثر یگانه تاریخ که الگوی زنان تاریخی و سیده نساءالعالمین است.
عامل اصلی جهل به آن حضرت و در حقيقت به مقام زن، دیدگاه غلطی است که در جهان معاصر غالب شده است، دیدگاهی که زن را زن نمیداند. همین حجاب ذهنی است که موجب میشود بعضی جسارت کرده بگویند ایشان به عنوان الگوی زنان امتیازی ندارد.
@rezakarimi
شبهمدرنیسم و تجدد آمرانه اصطلاحی کلیدی در فهم و تحلیل حکمرانی رضاخانی است که نشان میدهد اصلاحات دستوری و نوسازی مستبدانه و شبه مدرنیسم چقدر توخالی و ظاهرگرایانه است.
مصداق این نوسازی با کشف حجاب و سربازی اجباری و ارتش ضعیف که در مقابل اشغال ایران حقیرانه عمل کرد، ظهور میکند. اکنون خفقان و کشتن مخالفان و دینستیزی و زمینخواری او را در پرانتز میگذاریم و بر اثرات تجدد دیکتاتوروار تمرکز میکنیم چرا که دستهاول اشکالات را نظراً همه رد میکنند ولی چالش دوم در ساختار شبهمدرن آن باقی مانده و رسماً توسعهنیافتگی برزخی را به وجود آورده که همه متوجه آن نیستند.
قبل از تحقیق درباره ارزیابی کیفیت و کارآمدی ساختارهای اداری علمی و قضایی شبهمدرن رضاخانی، ابتدا باید پرسید تفاوت غربی شدن و غربزدگی چیست؟ به عنوان مثال، کتاب نه چندان عمیق سیر حکومت اروپا نوشته نخست وزیر رضاخانی چقدر ما را با حقیقت فلسفه غرب آشنا کرده است و از فهم ظاهربینانه غرب دور کرده است؟
پاسخ به این پرسشها ساده نیست و امثال کتابهایی همچون خرد در زمان توسعه نیافتگی از دکتر داوری اردکانی را باید خواند. در اینجا سادهتر میگوییم وقتی یک مدعی، اصلاحات را در ظاهر (بیحجابی) میداند و با اجبار سربازگیری میکند و نقش مردم در حکومت را نمیفهمد، باید پایان حکومتش یک سقوط اجباری و حقیرانه باشد.
مجله گاهنقد در شماره دوازدهم خود کتابشناسی خوبی با عنوان از شبه مدرنیسم آمرانه تا سقوط اجباری را منتشر کرده است.
@rezakarimi
هدایت شده از اخبار کرمانشاه
با پدیده شوم خرید رأی چه باید کرد؟
🔹پدیده شوم خرید رأی باید در رسانه و نزد افکار عمومی آسیبشناسی شده و اقدامات صورتگرفته به مردم اطلاعرسانی شود. همانطور که تیمهای فوتبال بابت بداخلاقی هوادارانشان مجازات میشوند سیاسیون هم باید مسوولیت خود را بپذیرند تا اجازه ندهیم مردم از این رویداد بزرگ احساس دوری کنند.
https://farsnews.ir/kermanshah/1709680342253913735
@KermanshahFarsnews
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۲.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
- موعظه یا زدن؟
- نقش عزائمالصبر و یقین در زدودن غم
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۴۲
۲اسفند۱۴۰۲
@estentagh
@rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
MP3 Recorderنامه۳۱-۴۳.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
-مقتصد خودش را به خدا واگذار میکند.
-هوای نفس تشخیص گناه را هم از بین میبرد.
سیری در نامه۳۱ #نهج_البلاغه قسمت۴۳
۹اسفند۱۴۰۲
@estentagh
@rezakarimi
سالها پیش در نمایشگاه کتاب سید جواد طباطبایی را با دوستم دیدم و جهت شروع صحبت، به رسم ادب، دوستم را که دانشجوی قم بود معرفی کردم. ولی او بلافاصله گفت مگر قم دانشگاه دارد؟! کنایه او مثل نقدهایش گزنده بود ولی بر اساس مبانی فکریاش سخن گفت. بعداً شنیدم دوستم از اینکه او را معرفی کردم رنجیده و نوشته یک دوست آنچه برای خود نمیپسندید برای دیگری پسندید! اما من با وجود مطالعه تفاوتهای بنیادین علم جدید و قدیم، اکراه نداشتم که خود را دانشجوی قم معرفی کنم، حتی مقابل کسی که تعبیر دانشگاه قم را به دلیل اندیشه ایرانشهریِ غیراسلامی و تجددگرا، یک تناقض میدانست. در حالیکه اکنون پژوهشگران مسلمان تلاش میکنند به صورت تفصیلی با علم آشنا بشوند و چشمانداز امیدوارکنندهای برای تحول در علوم و تحقق الگوی پیشرفت باز شده است.
اسلام گریزی این سید! در گزارش سردبیر سیاستنامه (از مروجان و شیفتگان او) تصریح شده که پس از مرگش در یادنامهاش نوشت: او هماره در پی تکوین تعریف ایران در استقلال نظری از جهان اسلام بود (سیاستنامه۲۶، ص۲۱). جواد طباطبایی اصطلاح اسلامایرانی کُربن را دو تکه کرد و کلمه ایرانیاش را مستقل از اسلام انگاشت. نهایتاً او با روشنفکران دینی، که بیملاحظه نقدشان میکرد، تفاوتی ندارد و مهم نیست که بگوییم او به جای اینکه ایران را غربی کند، غرب را ایرانی دانست و به تجدد ایران معتقد بود. او هم مانند بسیاری تجددگرایان نتوانست بفهمد تاریخ توحید از تاریخ ایران طولانیتر است و اسلام کاملترین دین در معرفی توحید است و ایرانیان از مستعدترین اقوام در فهم این حقیقت بزرگ هستند.
@rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
سال نو و روز نو مبارک...
سیسال پیش بود که آن سید حکیم و شهید به حقیقت بهار اشاره کرد و سال نو را تبریک گفت. شگفت آنجاست که آن زمان نیز بهار و روزه همزمان شدند. اکنون دوباره تاریخ تکرار شده و از آن زمان همچنان این ندا را به دعا زمزمه میکنیم که آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟
" اینبار انقلاب ربیع و انقلاب صیام به هم برافتادهاند تا آن یکی هسته جسم را بشکافد و این یکی هسته جان را و زندگان از بطن مردگان سر برآورند. با بهاران روزی نو میرسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مردهاند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحی الارض بعد موتها…"
#سیدمرتضی_آوینی
کتاب #آغازی_بر_یک_پایان