eitaa logo
خدا ودیگرهیچ
152 دنبال‌کننده
164 عکس
61 ویدیو
34 فایل
در این کانال گفتارها و‌نوشتارهایی بر اساس تفکر توحیدی منتشر می کنم موضوعات متنوعند: از متون دینی تا فلسفه و هنر و حوادث واقعه و آرای اندیشمندان و... مگر نه اینکه توحید همه چیز را در برمی گیرد؟ رضاکریمی @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
هر کسی نمی‌رود چون هنوز هم محیطش نظامی و امنیتی است و در جای دوری قرار دارد؛ در . این عبارتی قرآنی است نه فقط به معنای دورترین نقطه شهر بلکه در مورد لایه پنهان و زیرزمینی و نقطه غریب شهر؛ جایی که مردانی در غیبت هستند و مردم شهر آنها را نمی‌بینند.‌ در روايات شیعی رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى اَلْمَدِينَةِ يَسْعىٰ (قصص٢٠ و یس۲۰) بر شیعیان گمنام و اهل تقیه تطبیق داده شده است. پس این اصطلاح ذوبطون و چند لایه است.  ائمه هر چه به خاتم الاوصیاء نزدیک شدند بیشتر در غیبت رفتند. امام هادی ع ارتباطاتش با مردم کمتر شد و فرزندش در حصار نظامی (عسکری) قرار گرفت. فرزند امام عسگری ع مخفیانه متولد شد و بعد در غیبت صغری رفت و سپس غیبت کبری شروع شد. با این سابقه، وقتی می‌بینیم که حرم عسکریین در دورترین نقطه سامرا هنوز هم‌ در غربت است، بیشتر اقصی‌المدینه معنا می‌شود. این بار حصار نظامی توسط شیعیان امام ایجاد شده است و مردم شهر از حرم دور و بیگانه از امام هستند.‌ تصویر گنبد در حاشیه شهر دوری را گواهی می‌دهد. در زیرزمین این حرم اما دورتر و مخفی تر است. این سرداب نمادی از حال و وضع امام غایب است.  دیدیم که دوری فقط مکانی نیست معرفتي هم هست پس اقصی‌المدینه گاهی از نظر مکانی در دل شهر است. امام زمان اکنون در اقصی‌المدینه زندگی می‌کند و البته او منفعل و منزوی نیست بلکه صفت يَسْعىٰ در قرآن نشان فعال بودن و اثرگذار بودن اوست ولی ما نمی‌فهمیم. او بین ماست؛ جایی همین نزدیکی که کمتر کسی می‌بيند؛  خیلی دور خیلی نزدیک.
تأملى در اندیشه‌های سید مرتضی آوینی درباره زبان فارسی: چگونه زبان فارسی نجات پیدا می‌کند؟ http://fdn.ir/72243
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عنکبوت علیه عنکبوت مقدس پاسخ هر اقدام باید از جنس آن باشد. مثلاً نمی‌توان شعر را با بیانیه جواب داد یا اثر یک فیلم را با سخنرانی احساسی جبران کرد. گفتگوی قاتل با یک روحانی قاضی در اواخر فیلم جمع‌بندی خوبی از پرونده قتل‌های زنان خیابانی مشهد است و پاسخی به فیلم محسوب می‌شود. @rezakarimi
Shazde2.MP3
زمان: حجم: 8.8M
بخشی از جلسه نقد کتاب شازده کوچولو اسفند97 @rezakarimi
غدیر۳.m4a
زمان: حجم: 2.5M
نقد وبررسی کتاب غدیر اثر مرحوم علی صفایی حائری ٢٦ تیر ۱۴۰۱ @rezakarimi
کجا می‌توان با مجوز دین کسی را الزام کرد؟ تامل در یک کلیدواژه راهگشاست.  فتنه ابتلای در دین و قتل دین انسانهاست و اکبر و اشد از قتل جانها است،  به گونه‌ای که منجربه استضعاف و جلوگیری از راه خدا می‌شود. خداوند دستور به جنگ با فتنه داده است. فتنه بر اثر عمل به متشابهات و تقلب امور پدید می آید و راه چاره آن هجرت و جهاد است نه صبر و تحمل، مگر آنکه درافتادن با آن موجب تقویت فتنه شود.  البته مبارزه با فتنه و نهی از اکراه در دین هر دو یک هدف دارند: تبیین دین. هر گاه تبیین دین به نام فتنه‌ستیزی و به نام آزادی به خطر افتد باید باید بین این دو به نحوی اهم و مهم کرد. جمع بین آیات فتنه و آيات آزادی درست است نه ایجاد تقابل بين اسلام رحمانی و جباری. بعضی از مصاديق فتنه مانند ممنوعیت رسمی مناسک دینی و آزار مؤمنان واضح و آشکار هستند ولی بعضی گناهان دیگر مانند بدحجابی در صورتی از سطح گناه صغيرة بالاتر رفته و به فتنه تبدیل می‌شوند که منجربه تسلط اشرار و استضعاف مؤمنين شود. در آن صورت باید با این گناه مسلط همانند فتنه برخورد کرد. بعد از این بحث مبنایی باید افزود:  ضرورت الزام و حجاب_اجباری مانع آن نیست که با نگاه رحمت الهی به بدحجاب‌ها بنگریم همچنانکه رهبر در مورد بدحجاب‌ها گفت ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. یا حاج قاسم گفت آن دختر بدحجاب هم دختر من است. پس زمانی که از گشت ارشاد دفاع می‌کنیم باید ایجاد نفرت ها را هم نقد کنیم تا راه میانه‌ای باز شود. وقتی سخنان رهبری در نقد مخالفان با حجاب اجباری را نقل می‌کنیم مواظب باشیم که این سخنان ایشان فراموش نشود که: موی سر بیرون بودن، گناه کبیره که نیست! از غیبت و دروغ که بالاتر نیست! از رشوه گرفتن و خوردن که بالاتر نیست! اما چنانچه دیدید یک نفر با همین حالت به اداره می‌آید و جلو آخوند اداره هم سرش را بالا می‌گیرد و راه می‌رود؛ این می‌شود گناه کبیره. یعنی در جهت تسلّط اشرار است؛ به آن کسانی که می‌خواهید امر و نهی کنند، تفهیم کنید که ما از آنها چه می‌خواهیم. @rezakarimi @estentagh
از علمداران مبارزه با بود اما اولا او با بسیاری روضه‌ها موافق بود و معتقد بود اگر کسی تاریخ عاشورا را بخواند می بیند از زنده ترین و مستند ترین و از پرمنبع ترین تاریخ ها است.  ثانیاً امروزه در انعکاس نظریات او در کتاب اغراق می‌شود مثلاً او بی‌آبی را در خیمه‌ها از زمان بستن فرات در روز هفتم نفی می‌کند ولی منظورش نفی اصل تشنگی و شهادت در عطش نبوده است. ثالثاً تحریف‌شناسی او در دو بخش سخنرانی و یادداشت آمده است و آنچه در یادداشت‌ها چاپ شده (مانند دختری در شام...) گاهی فهرست‌های شخصی خلوت اوست که نمی‌دانیم چرا در سخنرانی نگفته و دلیلش تردید یا تحقیق بوده یا فرصت نداشته است؟ رابعاً معتقدم آن شهید بزرگوار از منظر خاصی به واقعه‌ای بزرگ نگاه کرده و همه ابعاد آن را خوب درک نکرده است و مثلا به‌ دلیل تاکید زیاد بر حماسه حسینی، از حقیقت دور شده است. اساساً بسیاری از اسرار کربلا نوشتنی نیست بلکه رسیدنی است. بعضی اسرار را بزرگان دیگر بیان کرده اند و بسیاری هنوز ناگفته مانده است. علت اختلاف در برخی جزئیات این ماجرا فقط جعل نیست گاهی اسرار به صورتی ناپخته به عوام منتقل شده است و تفسیر خواص بر تشتت آراء اضافه کرده است. راه حل این است که همه چیز در هر جا و به هرکس بازگو نشود و نیز هرکس به هراندازه یقین دارد سخن بگويد و چون عقلش نمی‌رسد فورا حکم به جعل و تحريف ندهد. 
برنامه تلویزیونی یکبار دیگر اندیشه‌ورزان جوان انقلاب اسلامی را درگیر موضوع کرده است. اندیشه‌ای که امثال و آن را برابر در هنر و رسانه و دیگر مظاهر مدرنیته مطرح کردند. اکنون عده‌ای معتقدند مانند و فیلم مهاجر این برنامه حادثه ای از جنس خود انقلاب اسلامی است چون نمونه اعلایی از سیطره انسان انقلاب اسلامی بر اقتضائات برنامه‌های نمایش‌محور متداول است. آنها معتقدند نباید به اسم عمق‌اندیشی  در برابر در میدان بودن و خلاقیت‌های مؤمنانه ایستاد و نباید فقط به فکر تأسیس جامعه‌ای نو بوده و به فکر چالش‌های موجود نباشیم.  برخی این برنامه را عصرجدیدی دیگر دانسته و برخي می‌گویند اخیرا شبیه حسینیه معلا در شبکه‌های ماهواره‌ای از عراق پخش شده است. اما مشکل اصلی این است که گفته‌اند نیازمند «مشاهده‌ی دقیق و موشکافانه» هستیم ولی پیش از ادعا موشکافی نمی‌بینیم. منتقدان می‌گویند باید ملاک و معیار این ادعاها روشن شود. نظر من این است که قرآن گرچه ملاک خروج از استضعاف را اجتماع صالحان می‌داند ولی در همان شرایط تفرقه اعمال صالح مؤمنان را بی اثر نمی‌داند. پس ضمن نظر به امت واحده‌ی فردا می‌توان در بن‌بست‌نماند  و‌همه چیز را به فردا نسپرد. ولی مسئله این است که از کلی‌گویی خارج شویم و قبل از هر ادعایی بپرسیم در عصر عسرت و حیرت عمل صالح در هنر و رسانه و اقتصاد و... چیست؟ رجوع به قرآن بر اساس کتبی همچون آینه جادو پیشنهاد اول من است. در مورد حسینیه معلی معتقدم همانطور  که کشتی امام حسین ع اوسع و اسرع است، اشک بر ایشان از فراگیرترین مظاهر دینی است که عوام و خواص را درگیر می‌کند و ساخت برنامه دینی بر اساس آن راحت‌تر و سریع‌تر محقق می‌شود. فقط این را باید دانست که هر کسی از رحمت واسعه به اندازه ظرف خود برداشت می‌کند پس واسعه بودن لزوماً نشانه عمیق بودن همه مخاطبین نیست و نمی‌توان حادثه را بزرگ‌تر از آنچه هست نشان داد. @rezakarimi
از جنبه های مختلفی برای ما آموزنده است: سلام و ارتباط با امام و پنج تن اهل بیت و‌ دائمی خواستن آن، تقارن تولی و تبری، بیان معیار سلم و حرب، سلوک با مصیبت و حمد رزیه، طلب اتصال با امام منصور، برائت از جمیع ظلم‌های اساسی و تبعی بر امام، سلام بر علی بن الحسین و توجه بر اصحاب الحسین‌و...  در مورد سند زیارت با مبنا‌های رجالی مختلفی بحث شده و بسیاری از فقهاء آن را صحیح دانسته‌اند و علاوه بر این به تأییدات غيبي هم اشاره کردند. معتقدم بررسی‌های سندی و رجالی، آن هم با اختلافات رایج در مبنا و روش بررسی، راه‌حل نهایی نیست و اهل بیت راه اعتماد را عرضه بر قرآن دانسته‌اند و زیارت عاشورا کلماتی قرآنی دارد. اما پربحث‌ترین بخش زیارت عاشورا لعن های آن است. از تصحیح برخی محققین بر اساس نسخ خطی کامل الزیارات و مصباح‌المتهجد می توان نتیجه گرفت لعن های اول تا سومی در زیارت عاشورا سندیت ندارد (مثلا نسخه تصحیح شده استاد احمد عابدی با نسخه مشهور چند تفاوت مهم‌ دارد: عدم‌لعن بر اولی تا سومی، تکرار صد مرتبه در جمله پایانی لعن و سلام، عدم سلام جداگانه بر اولادالحسین‌، جاحدت الحسین به جای جاهدت الحسین‌). گرچه، در همان مصادر کهن اول ظالم و اساس الظلم لعن شده است پس این لعن‌های الحاقی تفسیری بر آنها و آشکارکننده مصادیق آنهاست (و به قول ملاصدرا در رساله سه‌اصل؛ قتل الحسین یوم السقیفه!). اگر این الحاقی بودن لعن‌های مصداقی هم پذیرفته شود باز هم این زیارت از جهت لعن های فراوان و صدگانه اش در عصر جدید به مذاق و‌مزاج روشنفکران خوش نمی آید. مسئله لعن در گذشته هم مورد اختلاف بوده است؛ غزالی لعن یزید را غیرضروری بلکه در آن احتمال تهمت می داده و فیض کاشانی هم در کتاب اصلاحی اش حساسیت چندانی به این دیدگاه نشان نمی دهد. اما در مقابل برخی علما و عرفا بر تکرار صدلعن و صد سلام تأکید می کردند. حرف آخر و نکته مهم این است که در قرآن لعن فقط از آن خدا نيست بلکه لعن لاعنین هم گزارش شده و وعده داده شده است. ملعون کسی است که حقیقت آشکار را کتمان می‌کند. عاشورا اوج این کتمان بود. در امام خطاب به جدش می‌فرماید: فَجاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الْإيعاظِ لَهُمْ، وَتَأْكيدِ الْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ، فَنَكَثُوا ذِمامَكَ وَبَيْعَتَكَ؛ وأَسْخَطُوا رَبَّكَ وَجَدَّكَ، وَبَدَؤُوكَ بِالْحَرْبِ: زمانی با آنها جنگیدی که اول موعظه‌شان کردی و حجت را بر آنها تمام کردی اما آنها عهد و بیعت تو را شکستند و پروردگار و جدت را به خشم آوردند و آنها جنگ را آغاز کردند... @rezakarimi
پوستر گرگ‌ها
مذهبییون غرب‌گرا در نقد سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامي می‌گویند نسبت حاکمیت با فرهنگ مانند پدیده پیاده‌روی اربعین، تنظیم‌گری و تسهیل‌گری است نه تصدی‌گری. تصدی‌گری  نزد آنان مداخله‌ی حاکمیت در دین و شئون و مناسک دینی است که آسیب‌زا و مخرب است؛ نه انجام وظایفی که برعهده‌ی هر دولتی (چه دینی و چه غیردینی) است‌. نتیجه این اندیشه این است که بگویند اگر این حجم از جمعیت شهروندان کشور اگر برای تفریح به آنتالیا و تایلند هم می‌خواست برود، هر دولتی موظف بود خدمات لازم را در چهارچوب قانون به آنها ارایه دهد.  این نقد روشنفکرانه چند ایراد دارد: اولا سکولار است و حاکمیت را تابع هر نوع میل و هوس مردم می‌خواهد و بين آنتالیا و کربلا فرقی قائل نمی‌شود. بر اساس عهدنامه مالک اشتر وظیفه حکومت استصلاح و تثبیت سنن صالحه است. اربعین یکی از این سنن صالحه است. نیت صلاح با سکولاریسم و بی طرفی دینی در تناقض است. ثانیاً تثبیت سنن صالحه فقط تسهیل‌گری نیست. تشویق و تبلیغ بر اساس استعدادهای موجود هم هست. البته به شرطی که استعداد موجود را فقط انگیزه و شوق زوار ندانیم و توانایی میزبانی را هم شرط بدانیم. اینجاست که بر بخشی از ساختار موجود حاکمیت نقد وارد است که توازن را رعایت نکرده و مردم را در بعضی روزها دچار عسر و حرج کرد. ثالثاً بدبینانه است؛می‌توان خوشبینانه گفت حکومت می‌خواهد بر اساس استعداد و ظرفیت موجود اربعین را تقویت کند و بدبینانه گفت اراده‌ی سیاسی و نیت نمایش قدرت در پشت اربعین ایرانی وجود دارد. می‌توان برای انصاف بیشتر پرسید: وضعیت آشفته‌‌ برخی ایام در مرزها حاصل عدم توانایی کافی برای حمایت از زوار است یا حاصل دخالت در روند اربعین؟ آیا خدمت تبلیغاتی به زوار در مسیر پیاده‌روی بیشتر است یا خدمات مرزی هم وجود دارد؟ آنچه می‌توان گفت همان عدم‌تعادل بین تبلیغ اربعین و تسهیل آن است. افراط کردن در نقد سیاست‌های اربعین استصلاح دینی را با لیبرالیسم فرهنگی خلط می‌کند. ۱۴صفر ۱۴۴۴ - طریق نجف الی کربلا