هدایت شده از تبادلات شیعه حیدر
شروع تبادلات شـیـعـه حـیـدر🌙✨
پست گذاری از ساعت 9شب تا 9صبح ممنوع💫
هدایت شده از تبادلات شیعه حیدر
> «دنبال یه پناهگاه امنی؟ 🕊️
> اینجا، کنارِ دلِ امام حسین (ع) هستیم. جایی که غمها به شادی تبدیل میشه و دلتون صفا میگیره.
> ✨ مطالب ناب، داستانهای کمگفته و حالوهوای کربلا، هر روز توی کانال ما.
> 👇 همین الان عضو شو و حسِ واقعیِ حسینی بودن رو تجربه کن:
https://eitaa.com/selseleh_nor_hoseyni
هدایت شده از •.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.نفور کو*نی
پارت ۳۳ | سوءتفاهم
رها داخل شرکت بود ،اراد گوشی خود را جاگذاشت رها تا امدگوشی را بردارد تا به اراد بدهد ،پیامی دید که در آن نام دختری به نام لیلا آمده بود.
با تعجب به متن خیره شده بود.
از آراد پرسید، اما او به دلیل یک جلسه فوری نتوانست توضیح بدهد.
رها فکر کرد آراد چیزی را پنهان میکند.
رها با تندی گفت
رها: لازم نیست همهچیز رو بهم بگی.
آراد: رها، صبر کن!چیزی که فکر میکنی نیست.
اما رها رفت.
و حتی یک کلمه هم نشنید.