eitaa logo
گرافات‌شوریده‌یک‌گیاه‌سمی
12.8هزار دنبال‌کننده
906 عکس
95 ویدیو
1 فایل
درگیر اوصافِ علی(ع) ✨️ کسبِ حلال: @haramsessory «روبینو» هم تشریف بیارید. برنج خیس کردیم اونجا : https://rubika.ir/page/Ricablancamode آره همون دختره که تو اینستا شبهه جواب میده💚 هماهنگی معرفی وتبلیغات 🎀 : @Ricablanca2
مشاهده در ایتا
دانلود
همون لحظه ای که تا یه خیمه می‌بینی ترمز می‌زنی و اولین چای شیرین صلواتی‌ امسال‌ت رو می‌ریزی تو نعلبکی و سر می‌کِشی...
همون دقیقه ای که از هیئت میای بیرون و می‌بینی دارن قیمه پخش می‌کنن و اولین نذری امسال‌ت میشه اون مخلوط نارنجی خوش رنگی که همیشه زینت آرای شله‌ست...
فقط امام حسینه(ع) که می‌شه دم به دقیقه صداش کنی و به جای این که ازش بشنوی : " ای بابا! بازم سر و کله ی این پیدا شد..."، ببینی که مهربون میگه: " بیا! ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم..."
سهیل رضایی می‌گفت: وقتی تو یک زخمی می‌بینی، دیگه جهان رو با "چشمات" نمی‌بینی‌ با اون "زخم" می‌بینی! و چقدر به نظرم درست گفت...
محبّت قراردادی و خوش اخلاقی های تایمر دار که معمولا بعد از رسیدن به منافع قطع می‌شه ، جزو لزج ترین و بدطعم ترین احساسات انسانی محسوب میشه. اگه میخواین آدم خوبی باشین ، محدود نباشید. همیشه و همه جوره خوب بمونید.
با همه ی دنگ و فنگاش دوستش داریم. با وجود گرمای بدون تهویه ی هیئت، با وجود صدای جیغ و داد بغل دستی‌مون، با سخنران کسل کننده، با سوت کشیدن باندای هیئت، با وجود صدای گرفته ی روضه‌خون، با نپختیده بودن لپه‌ی‌قیمه‌ی‌نذری، با وجود چایی‌های تلخ بعد از روضه‌، با وجود رفتار تند خادمای هیئت، با گم شدن کفشات تو شلوغیا، با لگد شدن پات و قطع نخاع شدنت موقع تردد آدما، با وجود پاره بودن دمپایی‌های سرویس بهداشتی، با وجود نبودن جا پارک، با وجود هل دادن آدما تو صف خروج، با همه ی به ظاهر تو ذوق زدنا و به باطن خاطره شدنای هرسال محرم‌ت...
من به آدمی که حرفامو با دل و جون بشنوه و به خاطر بسپاره وابسته می‌شم…
دیدی قرص جوشان چجوری تو آب حل میشه و به طرفه العینی دیگه هیچی ازش نمی‌مونه؟! حرفای قلمبه‌شده توی دل منم همینه. من حرفامو به تراپیستمم گفتما! ولی اگه بذارمش تو کوله‌م و با خودم ببرمش کربلا و به امام حسین بگمش، تازه اون موقع‌ست که دیگه عینهو قرص جوشان محو می‌شه.
تو یکی از اشعاری که حضرت رباب بعد از شهادت امام حسین براشون سروده، گفته شده‌: قد کنتَ لی حَبلاً صَعبا اَلُوذُبه. "تو چنان کوه محکمی بودی که من بدان پناه می بردم."
داشت می‌گفت : «ما اولین گریه‌مون برای امام حسین، شبِ علی اصغر تو بغل مادرامون بود...»
من نمیدونم مامان بابای ماها چیکار کردن که محبت حسین‌(ع)‌ت افتاده تو قلبِ بچه‌هاشون. ولی من نمی‌تونم تصور کنم که بچه‌هام چیزی از این عشق نفهمن... پس ای خدای خالقِ امام حسینِ قلب‌ها! سرنوشت ما رو هم عین مامان باباهامون مقدر کن و بچه‌هایی بهمون بده که اتوماتیک بین کربلا و تموم دنیا، "کربلا" رو انتخاب می‌کنن...
شب هفتم محرم چی قشنگ تر و دلجُنبونَک تر از این که ایستگاه های صلواتی به جای چای ، شیر پخش می‌کنن؟ - شب علی اصغر