eitaa logo
گرافات‌شوریده‌یک‌گیاه‌سمی
12.1هزار دنبال‌کننده
529 عکس
82 ویدیو
1 فایل
درگیر اوصافِ علی(ع) ✨️ کسبِ حلال: @haramsessory «روبینو» هم تشریف بیارید. برنج خیس کردیم اونجا : https://rubika.ir/page/Ricablancamode آره همون دختره که تو اینستا شبهه جواب میده💚 هماهنگی معرفی وتبلیغات 🎀 : @Ricablanca2
مشاهده در ایتا
دانلود
تنها جایی که با یه آمریکایی موافقم :
اینا که یه‌عمر میگفتن جمهوری‌اسلامی با کل‌جهان دشمنه؛ تا اینجا با فلسطین، لبنان، عراق، یمن، کل‌ اروپا و پاکستان دشمنن...
مگه تو از مر‌دم فلسطین پرسیدی شغال؟!
پیشی میشیِ نازنازی درحال نوازش شدن توسط سرباز فلسطینی :
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ صبوری کن که وعدۀ خدا حق است. مبادا کسانی که به وعده‌های خدا یقین پیدا نمی‌کنند، شست‌وشوی مغزی‌ات بدهند! روم/۵۹
سقوط این شکلیه: این تیم ملی ما نیست این پرچم ما نیست این ارتش ما نیست زیرساختا رو نمیزنه اسراییل نقطه زنی می‌کنه مدرسه رو خودشون زدن اصلا چرا مدرسه تعطیل نشده آدم عادی فلانجا چی کار می‌کرده این زیرساخت ما نیست زده؟ بهترشو میسازیم اصلا خوب شد بچه‌ها رو کُشتن چون اگه بزرگ میشدن ممکن بود نظامی بشن دختراشونم که حجاب اجباری آدم‌ها کم‌کم به حیوان تبدیل میشن...
هدایت شده از پاراگرافات
نیاز دارم با تمام قوا به این مکان دستبرد بزنم.
وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ. ؛ و اگر مرا به آتشم اندرسازی، به دوزخیان گویم که: منم دوستدار تو!
[اپیزود نهم] : مامان درحالی که داشت زیرِ دوشِ حموم موهای سوخته‌مو از ته قیچی می‌کرد؛ چشم‌ش خورد به لاله گوشم که کاملاً سوخته. روضه لازم نبود. در سکوت زیر دوش گریه کردیم... لایوم کیومک یااباعبدلله.
از حادثه حریق که بیرون اومدم درحالی که تموم پوست دست‌م داشت جلوی چشمم کباب میشد بلند گفتم: خدایا شکرت. بعدش فقط تو ذهنم صدای‌چمران پلی شد : ای درد اگر تو نماینده خدایی... تا همین امروز که آی سی یو بودم هنوزم تو سرم پخش میشد.
با دستان تماما سوخته و چهره‌ای که دیگه شبیه به قبل نیست سخته برگردم پیش‌تون. فقط اینو می‌دونم که زنده‌ام زنده‌ام و خدا خواست با عزیزترین داراییِ یک دختر آزمایش بشم. هنوزم شکرش. برمیگردم پیشتون. ولی نه حالا حالاها... برام خیلی دعا کنید. اگر از تخت آی سی یو بلند شدم کار همین ختم صلوات های شما بود. دعا کنید این کابوسی که رسما شبیه به اسیدپاشی بود زودتر تموم بشه. شبا به جای منم برید تجمعات‌ :) شاید تا سالها دیگه نتونم تو مجامع عمومی ظاهر بشم. جای ابراهیمیِ شر و شلوغ‌تون رو پر کنید. دوستتون دارم. گوشی نمیشه دستم بگیرم. دستام تا بن استخوون سوخته :) نوشتن همین چند خط هم یک ساعت طول کشید. نمیدونم چی بگم دیگه. دعاهاتون نجاتم میده. همین. مراقب خودتون و خونواده‌هاتون و دست و صورت قشنگ‌تون باشید:) فعلا.