ماهی سياه گفت: شما زيادی فکر میکنيد. همهاش که نبايد فکر کرد. راه که بيفتيم، ترسمان به کلّی میريزد.
از بید جز افتادگی و عجز مجویید
مجنونِ خدا را همه دم کار سجودست...
همون موقع که مامانم دیگه ازم درس نپرسید، نتونستم درس بخونم تا الان.