مالک اشتر اونی بوده که امام علی توی یه نامه ای بهش مینویسه :
- تو از کسانی هستی که از تو برای اقامه ی دین کمک میگیرم.
ببین دیگه چی بوده این بشررر.
مشکل از اونجایی شروع شد که بابت گناهات حس بدی پیدا نکردی و ادامهشون دادی چون موقعیتش رو داشتی...
خدایا! ما تو مکتب امامحسین بزرگ شدیم.
این ذلت رو برای ما نخواه. منتقممون رو برسون زودتر. این بیپدر و مادرا عرضه ی انتقام گرفتن ندارن...
بارها گفتم نمی بخشد ولی بخشید و گفت :
بارآفت خورده ات را میخرد یکجا حسین!
إِنَّهُ هوَ السَمِيعُ الْعَلِيمُ
- ولی فقط اونه که حرفایی که تو دلت مونده رو میشنوه و میدونه که این روزا چی میخوای...
[دخان/۶]
دندون به جیگر بگیر یحیی!
"امید" مثل یویو می مونه!
مثل بومرنگ...
دیر یا زود بازم به قلبت بر میگرده...
یکم دیگه تو سیاره رنج
صبورترین انسان ها باش قول میدم زود تموم میشه...
آقای امام رضا!
قول بده تو هم مثل خادمای حرمت که تا بهشون لبخند میزنی و سلام میدیدی دست میکنن تو جیباشون و بهت شکلات میدن،
وقتی منو درحال لیز خوردن رو سنگای مرمت میبینی بهم لبخند بزنی و شکلات بهم بدی.
شکلاتِ "خوشحالی و خوشبختی و پولداری".