مسافران سوار شدند
و ناخدا بادبان هارا کشید
دریا اما
صبح زودتر بیدار شده بود
و پیش از آنها
رفته بود
_گروس عبدالملکیان
با لوله های تفنگ چای را هم میزند
با لوله های تفنگ جدول را حل میکند
با لوله های تفنگ فکرهایش را میخاراند
گاهی هم
رو به روی خودش می نشیند
و ترکش خاطره را
از مغزش بیرون میکشد
در جنگ های زیادی جنگیدهاست
اما حریف تنهایی اش نمیشود.
_گروس عبدالملکیان
هان کجاست پایتخت قرن؟
ما برای فتح میآییم
تا که هیچستانش بگشاییم
این شکسته چنگِ دلتنگِ محال اندیش؛
نغمه پرداز حریم خلوت پندار
جاودان پوشیده از اسرار،
چه حکایت ها دارد روز و شب با خویش!
_مهدی اخوان ثالث
وقتی
به هیچ چیز
اعتقاد نداشته باشی
می توانی
ادای اعتقاد به همه چیز را درآوری
_افشین یداللهی
هدایت شده از Coraline:)
پلوتویی های بی خانمان
الهه ی شما هست: دیونیزوس
چرا؟ دیونیزوس خدای شیدایی، مستی، تئاتر و رهایی از قراردادها است. شلخته بودن ذات دیونیزوسی است (بیتوجه به نظم و ترتیب، اهل هرجومرج خلاقانه). اهل نوشتن بودن در نسخه مدرن دیونیزوس تبدیل میشود به شاعر، نمایشنامهنویس، یا نویسنده جریانسیال ذهن. پرانرژی بودنش از جنون خلاقانه و هیجان زیستن ناشی میشود. این دختر مثل نویسندگان بیتنظیم و شلختهای است که نیمهشب با انرژی تمام مینویسند و صبح یادشان میرود مسواک بزنند.