تراپیستم بهم گفت: «من فکر نمیکنم که تو اختلال اضطراب اجتماعی داشته باشی، من فکر میکنم که تو با آدمای اشتباهی احاطه شدی» و این واقعاً منو به خودم آورد.
تمام وقت فکر میکنی که مشکل از خودته، ولی شاید فقط این باشه که آدمای اطرافت آدمای سمیای هستن یا با تو همخونی ندارن. خیلی خیلی مراقب باش که به کی اجازه میدی بهت نزدیک بشه.
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
ما همه خواهیم مُرد، عجب سیرکی. همین به تنهایی باید کافی باشد تا همدیگر را دوست داشته باشیم؛ ولی اینطور نیست. ما در برابر مسائل بیاهمیت زندگی وحشتزده و ویران میشویم. ما در هیچ و پوچِ زندگی غرق شدهایم.
- بوکوفسکی
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو
«نوشته بود ویرجینیا وولف قبل از خودکشی، چند عدد سنگ توی جیب هایش گذاشته بود و خودش را در رودخانه غرق کرد؛ تا اگر جریان آب، یا معجزه ای نجاتش داد، سنگ ها اجازه ندهند زندگیاش ادامه پیدا کند. سنگ ها او را پایین کشیدند و مرگش آنطور که اراده کرده بود، رقم خورد. من، من چه چیزی در جیب هایم بگذارم که اطمینانم دهد به زندگی؟ کدام سنگ را از کجای زمین بگذارم توی جیب هایم و خیالم تخت باشد که تا ته عمق زندگی غرق شده ام و چیزی من را سست نخواهد کرد؟ میبینی؟! در نیستی اطمینانی هست که در هستی نیست؛ روی آن رودخانه دائم غوطه وری و نمی دانی عملا به عمق رفته ای یا هنوز روی سطح آب بین مرگ و زندگی دست و پا می زنی و اتفاقا اسمش را زیستن گذاشته ای. »
@righteous_1 | °•شاید یه حقگو