هم خویش گریست هم جهان را گریاند
انوار غم تو را به عالم تاباند
با دست دعا و گریه و سجاده
پیغام تو را به گوش تاریخ رساند
#صامره_حبیبی
@robaee
انـدوه فـــراق را به پایان برسان
دستان کویـر را به باران برسان
دنیا برهوت وحشت و تنهایی است
مـا را بـه ضیـافت شهــیــــدان برسان
#علیرضا_مهران
@robaee
داریم همیشه بیرقت را در دست
باید به تو و خِیل شهیدان پیوست
یاد تو دگر نمیرود از دلها
مِنبعد دل ما همه «دارالذّکر» است
#یوسف_رحیمی
@robaee
گویند که قلب، هست اندازهٔ مُشت؛
اصلاً تو بگو بهقدرِ یک بند-انگشت!
عشق از تو، هزار آدمِ دیگر، ساخت؛
اندوه، هر آن هزار را خواهد کشت...
#امیر_حسین_دیبایی
@robaee
در دفتر شعر من صدا پنهان است
یک رود پر از ستاره در جریان است
من در سر خود ابر زیادی دارم
جیب کلمات من پر از باران است
#جلیل_صفربیگی
@robaee
باران که گرفت غربتم را شستم
دلتنگی تلخ عزلتم را شستم
يک شب تو به خواب من مرا بوسيدی
يک هفتهی بعد صورتم را شستم
#حامد_عسکری
@robaee
پرسید چهکار میکنم با اندوه
_هی شعر قطار میکنم با اندوه
آنقدر که ما دوتا تفاهم داریم
یک روز فرار میکنم با اندوه
#نفیسه_نعمتی
@robaee
نوریم و در این مصاف، کورند آنها
ما زنده و سهم خاک گورند آنها
دیروز، پی رفتن ایران بودند
امروز، خوراک مار و مورند آنها
#فائزه_امجدیان
@robaee
با شیون خاطرات ، شب برپا شد
در جنگل متروک دلم غوغا شد
دیروز نسیم یادت از ذهن گذشت
چون غنچه دهان زخمهایم وا شد
#حسن_شوهانی
@robaee
آنان که چراغ عشق افروختهاند
چون شمع به سوز دل خود سوختهاند
شوریدن و بر قامت شب زخمزدن
رسمیاست که از ستاره آموختهاند
#سیدحسن_حسینی
@robaee
کی زندگیام شیر و شکر شد با تو؟
کی حال بدم دست به سر شد با تو؟
تنهایی تو اگرچه پر شد با من
تنهایی من شلوغتر شد با تو
#مجید_افشاری
@robaee
چون گرد و غبار، بیوضو راه نرو
آن گوشه کنار، بیوضو راه نرو
این میوه نظرکردهی آلالله است
در باغ انار، بیوضو راه نرو!
#ملیحه_رجایی
@robaee