گویند که قلب، هست اندازهٔ مُشت؛
اصلاً تو بگو بهقدرِ یک بند-انگشت!
عشق از تو، هزار آدمِ دیگر، ساخت؛
اندوه، هر آن هزار را خواهد کشت...
#امیر_حسین_دیبایی
@robaee
در دفتر شعر من صدا پنهان است
یک رود پر از ستاره در جریان است
من در سر خود ابر زیادی دارم
جیب کلمات من پر از باران است
#جلیل_صفربیگی
@robaee
باران که گرفت غربتم را شستم
دلتنگی تلخ عزلتم را شستم
يک شب تو به خواب من مرا بوسيدی
يک هفتهی بعد صورتم را شستم
#حامد_عسکری
@robaee
پرسید چهکار میکنم با اندوه
_هی شعر قطار میکنم با اندوه
آنقدر که ما دوتا تفاهم داریم
یک روز فرار میکنم با اندوه
#نفیسه_نعمتی
@robaee
نوریم و در این مصاف، کورند آنها
ما زنده و سهم خاک گورند آنها
دیروز، پی رفتن ایران بودند
امروز، خوراک مار و مورند آنها
#فائزه_امجدیان
@robaee
با شیون خاطرات ، شب برپا شد
در جنگل متروک دلم غوغا شد
دیروز نسیم یادت از ذهن گذشت
چون غنچه دهان زخمهایم وا شد
#حسن_شوهانی
@robaee
آنان که چراغ عشق افروختهاند
چون شمع به سوز دل خود سوختهاند
شوریدن و بر قامت شب زخمزدن
رسمیاست که از ستاره آموختهاند
#سیدحسن_حسینی
@robaee
کی زندگیام شیر و شکر شد با تو؟
کی حال بدم دست به سر شد با تو؟
تنهایی تو اگرچه پر شد با من
تنهایی من شلوغتر شد با تو
#مجید_افشاری
@robaee
چون گرد و غبار، بیوضو راه نرو
آن گوشه کنار، بیوضو راه نرو
این میوه نظرکردهی آلالله است
در باغ انار، بیوضو راه نرو!
#ملیحه_رجایی
@robaee
خونی شده و سرخ و رسیدهاست دلم
ماندهاست به شاخه و نچیدهاست دلم
دست تو به خون جگرم آلودهاست
مانند اناری ترکیدهاست دلم
#جلیل_صفربیگی
@robaee
خاموشم و از زبان خود میافتم
یخ می زنم از دهان خود میافتم
وقتی که دل من از کسی میگیرد
با چارانه، به جان خود میافتم !
#عارف_خوشرودی
@robaee
در چشم تو صد بهار جاساز شده
با خندهی تو خدا همآواز شده
دلتنگی بسیار ولی میبخشد
یاد تو چقدر دست و دل باز شده
#صدیقه_محمدجانی
@robaee