جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق؟!
مظلومترین عاشق دنیا، مـادر...
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
با خونِ جگر باز نگردی، دلِ من
با دیدهیِ تر بازنگردی، دلِ من
دیدم که به قربانِ کسی میرفتی
خوش باد سفر! بازنگردی دلِ من
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
آن مستِ همیشه باحیا، چشم تو بود
آن آینهی رو به خدا، چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم امّا
شعری که تکان داد مرا، چشم تو بود
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم
در عرش، صدای «اِرجعی» پیچیدهست
یا اَیَّتُها النَّفس! بیا برگردیم
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
رویای بزرگتر شدن خوب نبود
ای کاش تمام عمر کودک بودیم
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
با خونِ جگر باز نگردی، دلِ من
با دیدهیِ تر باز نگردی، دلِ من
دیدم که به قربانِ کسی میرفتی
خوش باد سفر! باز نگردی دلِ من
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
ما را دم مرگ، آبرو باشد کاش
با دوست مجال گفتگو باشد کاش
عمری بههوای دل خود زیستهایم
جاندادن ما برای او باشد کاش
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
از مِهر نبردهای نصیبی، ای شب!
داری به گلو بغض عجیبی، ای شب!
وقتی که تو میرسی، همه میخوابند
بدجور میان ما غریبی، ای شب!
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
ای باغبان! مزاحمتم را به دل مگیر
از باغ، غیر حسرت چیدن نبردهام
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
آیینه... زلال... نرم... مرمر... دل تو
یک دهکده لبریزِ کبوتر... دل تو
من قلّک عشق خویش را میشکنم
یک خانه اجاره میکنم در دل تو
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
غمگین نشد از اینکه به او تاختهاند
یا اینکه به جانش تبر انداختهاند
وقتی جگرِ انار خون شد که شنید
از شاخهی او چوبِ فَلَک ساختهاند...
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait
تکرار شب است، روزگارم بی تو
تا صبح ستاره میشمارم بی تو
دور و برِ من پُر است از رویاها
هرچند که خوابِخوش ندارم بیتو
#میلاد_عرفانپور
@robaiiyat_takbait