eitaa logo
رقعه نویس
71 دنبال‌کننده
896 عکس
174 ویدیو
0 فایل
#رقعه(رُ عِ) (اِ) تکه کاغذی که روی آن بنویسند. عریضه،مراسله، نامه و در معنای دیگر وصله! 💌اینجاییم برای نامه خواندن و نامه نوشتن و دوباره به گفت و گو نشستن:)
مشاهده در ایتا
دانلود
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماری قشنگم! زندگی چیست؟ عشق ورزیدن. اگر عاشق نباشیم، برای زندگیِ خود توجیهی نداریم. کسانی که عاشق نیستند از زندگی پر معنا محرومند. 🥀 📚 از کتاب نامه‌های عاشقانه‌ی جبران خلیل جبران به ماری هسگل @roghenevis💌
ای آن که حق را با کلماتش استوار و برجا کند @roghenevis💌
🕊️از آلبرکامو به ماریا کاسارس: من هرگز در زندگی به اندازه‌ی الان که خودم را به تمامی به تو سپرده‌ام، احساس امنیت نکرده‌ام. @roghenevis💌
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند @roghenevis💌
رقعه نویس
اداره‌ی پست بیرجند صنم باجی مثل یک مادربزرگ مهربان بود؛ پیرزنی ریزنقش و دوست داشتنی و اصالتا بیرجندی که در خانه‌ی ما کار می کرد. هر وقت کسی از اهل خانه ناخوش احوال میشد، با دم‌کرده‌های جور واجورش سراغش می‌رفت و حالش را خوب می‌کرد. یکبار که سینه پهلو کرده بودم صنم‌ باجی برایم چای عناب با دارچین درست کرد. او عادت داشت عناب‌ها را بشوید و روی پارچه‌ی دستبافی که پدر از سفر یزد آورده بود، پهن‌شان کند و در هاون سنگی بکوبدشان. همیشه با آن لهجه‌ی شیرینش می‌گفت:« عناب را که کامل در آب بجوشانی خودش را هم بکشد، عطر و طعم به چای نمی‌دهد.» صنم باجی گاهی اوقات که دلتنگ میشد از خاطرات زندگی مشترکش با رجبعلی خان برایم تعریف می کرد و می‌گفت:« آن روزها که تازه ازدواج کرده بودیم، رجبعلی خان اوستای بنا بود و در تهران برای دربار کار می‌کرد و ما خیلی کم همدیگر را می‌دیدیم، و تنها راه ارتباطی ما نامه‌نگاری بود. من از معدود دختران با سواد شهرمان بودم. آن وقت‌ها هنوز پست بیرجند افتتاح نشده بود و ما با برید و از طریق چاپارها برای هم نامه میفرستادیم و مدتها طول میکشید هر نامه به مقصد برسد. مدام باد و طوفان بود و خیلی وقتها نامه‌ها اصلا به مقصد نمی‌رسیدند.» من همه‌ی اینها را بارها از زبانش شنیده بودم اما باز برایم دلچسب بود. همیشه به اینجا که می‌رسید انگار یاد تلخی و شیرینی توامانی بیفتد، لبخند میزد و میگفت:« راستی! می‌دانستی بیرجند یعنی شهر صاعقه و طوفان؟ ما از قدیم‌الایام با این جلوه‌ی قدرت خدا عجین بودیم و هنوز هم طبق چیزهایی که آمنه برایم مینویسد همینطور است.» آن روزها اوضاع فرق کرده بود و میدیدم صنم باجی گاه و بیگاه برای دخترش نامه می‌فرستد و پشت آن می‌نویسد برسد به دست آمنه بیرجندی، بیرجند، خیابان مظفری... 📝به قلم ایران، رقعه نویس قاجاری! 📸 تصویرِ ساختمان قاجاری اداره‌ی پست بیرجند
یا من قرّبنی و ادنانی @roghenevis💌
🕊️از نیما یوشیج به عالیه جهانگیر: چرا شعله‌های قلب این‌قدر ممتد است؟ این آتش چرا خاکستر نمی‌شود؟ به من بگو انسان چرا دوست می‌دارد؟ @roghenevis💌
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیاه گلشن ابروی تو با مژه‌هات داره نوید🍃 @roghenevis💌
@roghenevisSam Goharbin - Bia Berim (320).mp3
زمان: حجم: 10.5M
بیا بریم یک جای دور میشم برات سنگ صبور🫂 @roghenevis💌
خدایا! بابت تمام چیزهای کوچیک شکرت...✨ @roghenevis💌
ای بالا برنده‌ی مرتبه‌ها🕊️ @roghenevis💌