eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
4.4هزار ویدیو
22 فایل
"و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند" ٫ کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌‌؟راضی‌نیستم‌حتی‌از‌اسم‌رمان!! ازفعالیت‌ها‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app
مشاهده در ایتا
دانلود
وازخودمی‌پرسم: چشمانم‌به‌چه‌دردمی‌خورند اگردوباره‌تورانبینند؟! . .(:
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من همه چیز را به دستت سپردم آقای باب الحوائج 🙂❤️‍🩹
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
چقدر دلمون برای نمازهای داخل حرم تنگ شده💔🥲 اذن ملاقاتی بده سلطان🫀🙂
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- مثلاً چشامو ببندم و وقتی باز کنم کنار ضریحت باشم حسین جان💔.
🥀🌺🥀🌺🥀🌺 🌺🥀🌺🥀🌺 🥀🌺🥀🌺 🌺🥀🌺 🥀🌺 🌺 ♡نفس آخر♡ part: 9 «داوود» پوشش اقا محمد و فرشید وایساده بودم، که سوژه خیلی ریلکس سمت اتاقی که اقا محمد و فرشید بودن رفت و به حالت گوش وایساد، وقتی چیزی دستگرش نشد فاصلشو با در زیاد کرد و به دیواری تیکه داد... اقا محمد و فرشید از اتاق اومدن بیرون سوژه عکس العمل خاصی نشون نداد. . . بعد خروجشون نگاهی بهشون کردم چهره اقا محمد حالت مخلوطی از عصبانیت و نگرانی به خودش گرفته بود. اینو میشد از ابرو های درهم رفتش خیلی خوب فهمید. بعد از بررسی های دکتر و اطمینان از سلامتی فرشید اجازه ترخیص از طرف دکتر داده شد و قرار شد سوژه رو امتحان کنیم. برای پوشش پشت سر سوژه که به دنبال اقا محمدو فرشید در حال حرکت بود رفتم، اقا محمد از عمد ویلچری که حالا فرشید روی اون نشسته بود و وسط محوطه بیمارستان گذاشت و خودش به سمت ماشینش که بیرون از محوطه بود رفت. منم خیلی نامحسوس اسلحمو مسلح کردم پشت پوته های کنار دیوار پشت بوته هایی قایم شدم و به حالت مسلح ایستادم. سوژه با نگاه سرتا پایی به فرشید از کنارش رد شد و به بیرون رفت منم اسلحمو پایین اوردم و منتظر موندم تا اقا محمد بیاد ، بعد به طرف موتورم پا تند کردم. سوار موتور شدم پشت سوژه به راه افتادم. . . به دستور اقا محمد ردش کردم تا شک نکنه. اما سعید و فرشید پشت سرش بودن. بعد از گذشت نیم ساعتی طی تماسی از طرف سعید و توضیح دادن ماجرای پیش اومده به طرف لوکیشن فرستاده شده ای که از طرف فرشید برام ارسال شده بود رفتم. ادامه دارد..... ☆☆☆☆☆ پ.ن: باشما..! 😶‍🌫😅 ☆☆☆☆☆ 📝به قلم: هدی و محنا بانو ❌کپی و یا حتی فوروارد از رمان ممنوع ❌
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
امروز روزی است که تاریخ به یاد مردی از جنس نور و هدایت زنده می‌ماند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پدر ایران تولدتان مبارک♥️🌱."
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺 به بهانه ۲۹فروردین، سالروز تولد حضرت آقا ❤️هر چند همه دوست دارند تو را "آقا" صدا کنند ولی... ❤️ به جمع دانشجویان که می رسی قامت "استاد" برازنده توست، ❤️ در میان نظامیان که می آیی هیبت "فرماندهی" ات دل دوستان را شاد و دل دشمنانت را می لرزاند ❤️ روز پدر که می آید می شوی مهربانترین "بابا" ی دنیا ❤️ روز جانباز که می شود همه دست "جانباز" تو را به هم نشان می دهند، ❤️ ۹ دی که می رسد قصه "علی" می شوی در جمل. ❤️ راستی اصلا مهم نیست تاریخ تولدت ۲۹فروردین است یا ۲۴ تیر؛ ما حتی ۶ تیر هم به شکرانه اینکه خدا دوباره تو را به ما بخشید برایت تولد می گیریم. ❤️ و همه اینها بهانه است آقاجان! بهانه ایست که ما یادمان نرود خدا نعمتی چون شما را داده است، خدا را برای این نعمت شکر می گوییم. ❤️ اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ https://eitaa.com/romanFms