eitaa logo
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
4.4هزار ویدیو
22 فایل
"و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند" ٫ کپی‌وایده‌‌برداری‌ازرمان‌‌؟راضی‌نیستم‌حتی‌از‌اسم‌رمان!! ازفعالیت‌ها‌مجازبه‌جزکپی‌ممنوع‌ها🚫 ناشناس‌زیرنظرمدیر https://eitaa.com/nashenas_app/app
مشاهده در ایتا
دانلود
تمام‌لذت‌عمرم‌همین‌است که‌مولایم‌امیر‌المومنین‌است🥲
992.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخی که حضرت امام خمینی(قدس سره) به ترامپ داد: ۴۹ مرتبه گفتن نابود کردیم؛ مگر یک چیز چند بار نابود می شود😂 https://eitaa.com/romanFms
پخت و پز به سبک دکتر جلیلی🤌🏻 https://eitaa.com/romanFms
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨ساعاتی پیش یک جنگنده متجاوز مورد هدف پدافند هوایی ارتش قرارگرفت قرارگاه مشترک پدافند هوایی کشور: 🔹ساعاتی پیش یک فروند جنگنده اف ۱۵ متجاوز دشمن در آسمان سواحل جنوبی کشور و حوالی جزیره هرمز پس از رهگیری و با شلیک موشک، مورد هدف سامانه های زمین به هوای نیروی پدافند هوایی ارتش قرار گرفت. 🔹بر اساس اعلام روابط عمومی ارتش، بررسی برای کسب اطلاع از سرنوشت جنگنده آغاز شده و ادامه دارد. https://eitaa.com/romanFms
رفته بود مدرسه فرزندش برای رسیدگی به درس❤️‍🩹 https://eitaa.com/romanFms
🇮🇷•°•°ره‍‌ رو ع‍‌ش‍‌ق‍‌°•°•🇮🇷
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ #پارت۶۴ رسول: نگاهی به در انداختم.. قفلش رو
ٖؒ﷽‌ღبسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمღ‌ٖؒ﷽ آغـوشـ‌امـنـ‌بــرادر³ حامد: از اتاق بیرون اومدم و همونطور که به طرف درب خروجی بیمارستان حرکت میکردم تلفنم رو در آوردم و شماره ی آقا محمد رو گرفتم. با پیچیده شدن صدای توی گوشم گفتم: سلام آقا.خسته نباشید. محمد: سلام .سلامت باشی. بگو حامد. حامد: آقا اتفاقی افتاده؟ چرا پریشون به نظر میرسید؟ محمد: حامد کارت رو بگو. حامد: زن رسول زنگ زد گفت هرچی بهش زنگ میزنه گوشیش خاموشه .بنده خدا نگران بود.گفتم‌به رسول بگید به زنش زنگ بزنه. محمد: حامد الان رسول پیشم نیست.خودت یه جور به زنش بگو فعلا ماموریته. حامد: ماموریت؟ مگه ماموریت داشتيم؟ محمد: نه پیش اومد . حامد: آقامحمد.اتفاقی برای رسول افتاده؟ محمد: خواستم بگم نه.اما از کجا معلوم اتفاقی نیوفتاده؟ با ضربه ای که به ماشین زدن و حالی که اون داشته معلوم نیست چه بلایی سرش اومده باشه؛ لب زدم: نمیدونم حامد.الان هیچی نمیدونم.داریم بررسی می‌کنیم. حامد: چه خبرشده؟چه بلایی سرش اومده؟ محمد: بیا سایت حرف می‌زنیم. حامد: چشم الان میام... سریع به طرف ماشین رفتم و سوار شدم.از اونجایی که خانواده نورا و آقاجون کنارش بودن به اقاجون زنگ زدم و بعد از گفتن جمله ی(کار مهمی پیش اومده میرم سرکار سریع برمیگردم) به تماس خاتمه دادم. نمیدونم چطور در حال عبور از اون مسیر بودم... انگار طول خیابون کش اومده بود و هرچقدر پام رو روی گاز فشار میدادم‌ بازهم سرعتم زیاد نمیشد... خیلی پیش نرفته بودم که نگاهم به شلوغی کنار خیابون افتاد... آمبولانس کنار خیابون بود و یه نفر که صورتش پر خون بود رو ، روی برانکارد گذاشته بودن... بی اراده پام رو محکم روی ترمز فشار دادم و ماشین رو نگه داشتم. بی هوا از ماشین پریدم‌پایین و به طرفشون دویدم... نمیدونم چرا حس میکردم اون رسوله؛ اون لباس برام اشنا بود... نگاهم که به صورتش خورد جا خوردم.... دور گردنش، گردنبند و آتل بسته شده بود و پیشونی و گونه اش پر از خون بود... اون... اون رسول بود؛ به خدا که اون رسول بود:) لرزش صدام بی اراده بود... آخه برادرم روی برانکارد افتاده بود.... معلوم نبود چه بلایی سرش اومده. از قیافه ی زارم مشخص بود که میشناسمش؛ صدای پچ پچ مردم سوهان روحم بود.... منظورشون از اینکه خودشو از یه ماشین پرت کرده پایین چیه؟ گرفته بودنش؟ دستم میلرزید... با ترس رو به راننده آمبولانس گفتم: کدوم بیمارستان میبریدش؟ اسم بیمارستان رو گفت... اما من باز هم خشکم زد.. چرا دقیقا بیمارستانی که نورا و آقاجون اونجا هستن؟؟ اگه نازگل خانم بیاد و رسولش رو توی این وضعیت ببینه چی؟ با حرکت آمبولانس به خودم اومدم؛ سریع سوار ماشین شدم که همونطور که شماره ی محمد رو میگرفتم و روی بلندگو میزاشتم پام رو روی گاز فشار دادم. صدای محمد که توی ماشین پیچید سریع گفتم: محمد چه بلایی سر رسول اومده؟ چرا وسط خیابون افتاده بود؟ محمد: یا امام غریب‌‌... الان کجاس؟ حامد: توراه بیمارستانیم...چرا وضعیتش اینجور بود ؟ محمد: میام حرف می‌زنیم.کدوم بیمارستان میرید؟ حامد: آدرسشو پیامک میدم براتون...
`
`` پ.ن.نگرانی حامد:) پ.ن.اگه نازگل خانم بیاد و رسولش رو توی این وضعیت ببینه چی؟💔 https://eitaa.com/romanFms
ناشناس جهت ارسال نظرات https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_xmhbvx&btn=مدیریت.ره.رو.عشق توی زاپاس هم عضو باشید تا اگر خدای نکرده مشکلی برای کانال پیش اومد اونجا ادامه بدیم @romanmfm لینک پشت صحنه ره رو عشق https://eitaa.com/joinchat/837551564C49b0063cf9
نظر بدید که باعث خوشحالیم میشه🥲 جوابتون روهم پشت صحنه میدم🤌🏻
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا (ص): 🔹Hey, Trump, you’re fired! . You’re familiar with this sentence. Thank you for your attention to this matter. The Central Headquarter of Khatam al-Anbiya. ‌ 🔹هی ترامپ، تو اخراجی. با این جمله آشنا هستی. از توجه شما به این موضوع متشکریم. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء. 🔹يا ترامب، أنت مفصول. أنت تعرف هذه الجملة. شكراً لاهتمامك بهذا الأمر. مقر خاتم الأنبياء المركزي. https://eitaa.com/romanFms