هدایت شده از 𝓱𝓪𝓪𝓶𝓲 𝓵𝓸𝓬𝓴𝔂
کسی هست که کنسرت قزوین رو فردا بره؟
اگه هست ممنون میشم پیوی پیام بده🙏🏻🙂
من: @pv_mahtabb
<فور حساب نشه خواهشا🙃>
♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎¸¸♫·♪¸¸♩·♬
پارت 66
☀️ صبح روز بعد
هانا از سالن آرایشگاه بیرون میاد، انگار فرشتهای که تازه از بهشت اومده پایین. آروم میره سمت ارتا، یه نگاه غمگین اما شیرین بهش میندازه و زمزمه میکنه:
هانا: ارتا...
ارتا برمیگرده، چشماش که به هانا میافته، لبخندش یهو گره میخوره تو بغض شادی. محو شده، انگار دنیا دورش چرخیده. هانا دستشو میاره جلوی چشماش تکون میده:
هانا: 🖐️ ارتا! آقا! کجایی؟!
ارتا (مثل کسی که از خواب پریده): ها؟! چی؟! یعنی... بله!
هانا: دو ساعته دارم صدات میکنم ها! 😑
ارتا (با نگاه خیس): محو زیباییت شدم... از همون لحظه اول.
هانا با پوکر فیس محض نگاهش میکنه و میگه:
"دو ساعت محو زیبایی بودی و این جواب منه؟ 😐"
ارتا با حرص میگه: دختر یه ذره احساس داشته باش بهجای این حرفا! 😤
هانا قهقهه میزنه: داشتم شوخی میکردم دیوونه! ولی راستش... تو هم شبیه بتمن شدی ها، بیشوخی! 🦇😂
ارتا با نیشخند: خیلی خوب... بریم دیگه! 😒
هانا یهو جیغ میزنه: ارتــــــــــــــــــــــــا! 😱
ارتا میپره: چی شده چرا داد میزنی؟!
هانا: پس گلم کووووو؟!💐😡
ارتا یهو چشماش گرد میشه: آهای وای... یادم رفت! 🫣
دستپاچه میره از ماشین دسته گل عروس رو برمیداره و با یه خنده خجالتزده میاد سمت هانا:
"بفرمایید... اینم گل شما... قربون دستت که دو ساعت منتظر موندی 😅🌹"
هانا با یه لبخند نیشدار میگیردش و میگه:آفرین... بالاخره یه کاری درست حسابی کردی! 😏😂
ادامه دارد...
کپی؟هرگز
♪♫رمـانـ انـتــقـامـ♫♪
♫·♪¸¸♩·♬¸¸ 🐻🍁🤎¸¸♫·♪¸¸♩·♬ پارت 66 ☀️ صبح روز بعد هانا از سالن آرایشگاه بیرون میاد، انگار فرشتهای
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hah7t3v&btn=ناشناس
پارت جدید تقدیم نگاهتون شنوای نظراتتون هستم🕯♥️