eitaa logo
𝑟𝑎𝑧 𝑐ℎ𝑒𝑠ℎ𝑚𝑎𝑠ℎ𐙚𓏲ּ˙.⋆
120 دنبال‌کننده
5 عکس
1 ویدیو
0 فایل
بــهـ نـامـ حـامـیـمـ حـامـیـمـ! رمـانـ راز چـشـمـاشـ..🌚✨ تـقـدیـمـ نـگـاهـ هـایـ زیـبــاتـونـ👀🎼 𝐬𝐭𝐚𝐫𝐭:𝟏𝟒𝟎𝟓.𝟏.𝟐𝟑
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم از دوتا پارت تقدیم به چشماتون 😭💘✨️
امشب پارت داریممممم💘✨️
Part: در خال تفکر بودم که دیدم ..... حامیم با ماشین اومد کنارم وایساد و گفت : - تو چرا هنوز نرفتی اگر دوست داری سوار شو من ببرمت خطرناکه توی ظهر یه دختر اونم تنها اینجا وایسه + نمیدونستم چی جوابشو بدم از یه طرفم میترسیدم اگر جوابشو رد کنم ناراحت بشع رو کردم بهش و گفتم : اگر مشکلی برات ایجاد نمیکنه و اذیت نمیشه ! حامی : نه اوکیه سوار شو 😕 از زبان ملودی : سوار ماشینش شد و ازم پرسید : - کجا میری ؟ +هان ! منظورت چیه که کجا میرم ؟ - 😂😂😂منظورم اینه که خونتون کجاست چکار با خودت دارم 😂🤌🏻 +اهان خب درست بگو زبان ملودی : ادرس خونمونو بهش گفتم و بعد راه افتاد به سمت خونمون توی مسیر حتی یه بار هم بهم نگاه نکرد و فقط نگاهش به خیابون بودددددد مگه داریم همچین پسری اخه مگه ادم میتونه چقدر جذاب باشه 😭🤌 همینطوری داشتم نگاهش میکردم که رو کرد بهم و گفت : -اتفاقی افتاده اینطوری زل زدی بهم ؟ 😂 +بازم روم نشد بهش بگم که ازش خوشم اومد ولی فکر کنم خودش متوجه این مضوع شده بود و بعش گفتم - نه چیزی نشده حامی : احساس میکنم از صبح میخوای یه چیزی لگی ولی نمیتونی چیزی شده ؟! ادامه دارد : .... از قلم : 𝑒𝑙𝑖𝑛𝑎
Part: حامی : احساس میکنم از صبح میخوای یه چیزی بهم بگی ولی نمیتونی چیزی شده ؟ ملودی : نه چیزی نشده که :/😕 حامی : اهان اومی خدافظ فعلا ملودی : خدافظ # از زبان ملودی : فقط منتظر بودم که حامی بره و شروع کنم به ذوق کردننننننن نمیدونستم دارم چکار میکنم چی دارم میگم فقط میخواستم یه طوری به النا اینو بگم وایییی انگار دیونه حامی شده بودم تا چه اندازه اخه یه نفر میتونه انقدر جنتلمن و اقا باشه 😭🤌🏻 نمیدونسم دارم با زندگیم چکار میکنم چرا وقتی ازم پرسید چیزی میخوای بهم بگی من گفتم نه 🤦‍♀️ اصن ولش رفتم داخل و ناهارمو خوردم بعد زنگ النا زدم و تمام ماجرای امروزو براش تعریف کردم و قرار شد بیاد پیشم تا النا اومد منم یکم استراحت کردم که صدای زنگ النا اومد که پشت در منتظر من بود رفتم درشو باز کردم و گفت : -وای النا نگم برات امروز چه اتفاق هایی که نیوفتاددددد 😭🤌🏻 + ببین النا همه رو بشین دوباره واسم توضیح بده اوکی ؟ - زبونم بند اومده فقط میخوام گریه کنممم 😭 + زنیکه کمشو ببینم 🙄 - مرض چته سلیطه +چیزیم نیست از وقتی که من اومدم فقط داری عر میزنی -خو چکار کنم نمیشه نمیتونم همش حامی جلوعه چشمامه +چه غلط های زیادی - وای گفتم منو رسوند به خونه وای توی شرکتو نگم فقط دوبار منو گرفت توی بغلششش وای النااااا چکار کنم 😭 +هان ؟ جان ؟ ملودی چی داری میگی جدی هستی الان یعنی چی منو رسوند خونه ؟ ادامه دارد :..... از قلم : 𝑒𝑙𝑖𝑛𝑎
تقدیم نگاهتون🤍✨
امار 130 پارت میدم 🤏🏻💘