𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
خدانکنه زیبا مرسی زیبا🤍 سلما میای پی
ریپم باید گفت و گو رو تو شروع کنی🥲
@Salma_00_00
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
ریپم باید گفت و گو رو تو شروع کنی🥲 @Salma_00_00
شروع کردم ببین برات اومد
هدایت شده از پآیآن؛لفبدید!/𝑻𝒉𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒂 𝑫𝒆𝒂𝒍🛸
فکر کنم وقتشه با این چنل خداحافظی کنم...
شاید برای بعضیا فقط یه چنلِ ساده بود؛
ولی برای من کلی خاطره؛
ذوق و وقت داشت.
اما وقتی جایی که قرار بود حسِ خوب بِده؛
تبدیل بشه به جایی برای قضاوت و حرفای بی اساس دیگه موندن توش معنی نداره.
بعضیا واقعا استعداده عجیبی توی قضاوت کردن دارن؛
بدون اینکه چیزی بدونن؛
بدون اینکه از پشتِ ماجرا خبر داشته باشن؛ و حتی بدون اینکه یه بار از خوده آدم بپرسن...
ولی با اعتماد به نفسِ کامل نظر میدن :)
چه خوب که قرار نیست نظر همه؛حقیقت زندگی ما باشه🐚
من نه حوصله ی توضیح دادن دارم؛
نه قراره خودمو برای کسی ثابت کنم.
چون کسی که واقعا بخواد حقیقت رو بدونه؛ سوال میپرسه؛
نه اینکه قبل از شنیدن حقیقت؛ حکم صادر کنه.
ممنونم از اونایی که بدونِ قضاوت کنارم بودن و باعث شدن اینجا برام خاطره بشه. 🤍
و به اونایی که قضاوت کردن هم فقط میگم:
امیدوارم یه روز یاد بگیرین قبل از قضاوته آدما؛ کمی هم از جای اونا به ماجرا نگاه کنین.
چون قضاوت کردن از دور خیلی راحته...
زندگی کردن جای یه نفر دیگه نه :)
شاید این پایان چنل باشه،
ولی حداقل میدونم چیزی رو از دست ندادم؛
فقط جایی رو ترک کردم که دیگه آرامش سابق رو نداشت✨️
من تصمیمم رو گرفتم لطفا هی نگید اینکارو نکن🙂✨️
مواظب خودتون باشید.🫧🤍🥹
سَلمآ🫠🪽
𝑴𝒚 𝒈𝒂𝒎𝒃𝒍𝒆🥀
روزتون مبارک باشه دخترا 🎀🫂 نگار🫀 مهدیس🫂 ادی🤍 ستایش🎀 سلما🌙 غزل✨ و ممبرا و دوستایی که حالا اسمشون یاد
مرسی خوشگله روز خودتم مبارک🤏🏻🍒
ܦ̈ܩߊܝ ܩࡍ߭🥀
#part87
حامی:توی کلانتری وایساده بودیم که رئیس کلانتری اومد
حامی ، شروین:سلام
👮♂:سلام بفرمایین در خدمتم
حامی:ما از طرف رضا اومدیم
👮♂:آهان به فرمایید داخل
حامی:با شروین رفتیم اتاق رئیس
👮♂:چی شده؟
حامی:خوب ببینید .....(توضیح ماجرا)
حامی:شروین بقیش تو بگو خسته شدم
شروین:عامم...(توضیح ماجرا)
👮♂:پس جدیه ماجرا
حامی:بعله و اینم صندوق طلایی که از قب.ر دنیا بوده
👮♂:آهان هر کاری از دست ما بر میاد بهم بگین
حامی : خیلی ممنون فقط همین رو میخواستیم بگیم که گفتیم
حامی:خوب جناب با اجازه دیگه بریم خداحافظ
شروین:خداحافظ
👮♂:خدا نگهدار
حامی:از کلانتری اومدیم بیرون و زنگ زدم رضا
(مکالمه رضا و حامی)
حامی:الو داداش ما همه جیز رو گفتیم الان چیکار باید بکنیم
رضا:داداش نگاه کن دیگه کاری نباید انجام بدین باید بیاین خونه من فردا با همسراتون و ستاره و شرین بیاین خونه من باید بهتون یه جیز هایی بگم
حامی:باشه داداشی فعلا
رضا:فعلا
(پایان مکالمه حامی و رضا)
ادامه دارد...🥀
نویسنده:fatima🖤
ایده دهنده:negar🤍
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ ⁸⁶ࡅ߳ܦ̈ܥیܩܢ ܝ̇ߺܭَߊܣࡅ߳وܔ🖤🥀
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dplhej1&btn=𝐌𝐲.𝐠𝐚𝐦𝐛𝐥𝐞🖤