eitaa logo
رمان حامی[خورشیدوماه]💌❤️‍🩹
61 دنبال‌کننده
266 عکس
81 ویدیو
1 فایل
سلام خوش اومدی به کانال خودت قراره که یه رمان درام همراه با لحظاتی غمگین و طنز را براتون به نمایش بزاریم😉 💌رمان: خورشید و ماه❤️‍🔥 1403/11/23 👩🏻‍💻نویسنده: فرزانه 🎭ژانر: درام
مشاهده در ایتا
دانلود
استوری جدید حامیم تولد وحید روشن هم بوده ✨
چقدر بابا بودن بهش میاد اخییی😍🥺
شبتون بخیر قشنگا🌙
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام صبحتون بخیر❤️‍🩹
(پارت14)🦭✨ -جانا: سرمو گرفتم سمته اسمان یه نفس عمیق کشیدم .🌌🌬 چند ثانیه ای چشامو گذاشتم رو هم ...👁 هوا خنک بود و بوی گل های بهاری حیاط حس خوبی به ادم میداد ... 🌸 چشامو که باز کردم یه لحظه چشمم افتاد به حامیم دیدم با لبخند زل زده بهم ...🌚 -جانا: گفتم ... چیه ؟ چیشده ؟🤷‍♀ -حامیم:جانامن کجای زندگیتم؟🌏 چشام از تعجب چهار تا شده بود بماند خندمم گرفته بود از حرفش دلمم به حالش میسوخت.😁😶 فک کنم باید دنبال ی روانشناس باشم. خودمو جعمو جور کردمو گفتم.🗣 - جانا:تو کجای زندگیمی!!!!!!!!یعنی چی؟🤷‍♀ متوجه نمیشم؟ -حامیم: منظورم اینه که چقدر برات مهمم؟ چقدر اهمیت دارم💁‍♂ -جانا:خب معلومه خییییلی ... اینکه پرسیدن نداره💁‍♀😉 خندم گرفت دست به سینه شدمو با خنده ازش پرسیدم ...من چی اونوخت ...؟ من کجای زندگیتم ...؟😂🙈 حامیم یه لبخند زدو گفت ... تو همه ی زندگیمی ... تو خوده زندگیمی❤️‍🔥🫀 هر چند گنگ بودم اما بالبخند رضایت بخشی ازش تشکر کردم.🙏🫂 با صدای جیغ وداد ساناز از خواب بیدار شدم👀 -جانا:چیه اول صبحی چی شده ؟😫 -ساناز: هی خانم ... اوله صبحی کجا بود ساعت ۱۱ مگه قرار نبود بریم ارایشگاه؟👊😾 -جانا:ن دیگه پشیمون شدم کوتاه نمیکنم👎 -ساناز:هییییییی ........ و.......و...... چندتا فحش آبدار داد قیافشو که دیدم خندم گرفت👀😂 ادامه در پارت بعد....❤️‍🔥✍
پارت 14 تقدیم به شماقشنگام❤️‍🔥😘
استوری دیشب حامیم بی دارین؟😂 ساعت2:00استوری گذاشته
عکس های منتشر شده در فرودگاه ریش هاش داره در میاد🥺
دوستان من ناشناس و گذاشتم برای اینکه شما درخواست سوال و یا هرچیزی که میخواستید رو بگید✨ ولی اونی که میادتو ناشناس حرفهای.........میزنه خیلی به این چیزا علاقه داری برو جای دیگه حیف که نمی‌دونم کیه🗿🔪 ولطفا احترام خودتون را نگه دارید دوست ندارم کسی را ناراحت کنم🙏مرسی