سلام صبحتون بخیر.
بچه ها اگه امروز۱۲۰نفر بشیم.❌
•3پارت
•چالش
•حمایتی میزارم
هدایت شده از رمان حامی[خورشیدوماه]💌❤️🩹
{های} ❤️
تــوבلـی قشنگم با بودنت در کانال رمان حامی از آیدلتون حمایت کنید🤍🦋
•حامیم همون پسر خوش صداست که کلی طرفدار داره
سر به چنلمون بزن پشیمون نمیشی❤️
•تاسیس شده[1403/11/23]
برای حمایت ازکانال اعلان هارافعال کنید🤍
•لینک کانالمون
https://eitaa.com/romanna
•لینک ناشناس
https://ngli.ir/562996971977
(پارت30)🔴❌
-حامیم: ببخشید جانا دسته خودم نبود ... خیلی عصبی بودم ... ناراحت بودم
... نفهمیدم چیکار کردم.😞
یه نگاهی بهش انداختم سرمو گرفتم پایین
-جانا:ن ... من به دل نگرفتم ... فقط شوکه
شدم از حرکتت انتظارشو نداشتم💔
- حامیم:خودمم هنوز باور نکردم که روت دست بلند کردم.😢
بین حرفای حامیم صدای بابا اومد.🧔♂
-بابا: حامیم جان بیا پایین ...لب تابتم بیار یسری از کارای شرکت هست که مونده...🙏🤌
پیشونیمو بوس کردو از اتاق رفت بیرون...😕
متوجه حال خراب حامیم شده بودم یه مدتی میشد که انگار تو یه دنیای دیگه سِیر
میکنه.😶
یه نگاهی به ساعت انداختم ۱۱:۳۰ بود . تصمییم گرفتم تاغروب تو اتاقم
باشمو به درسام برسم.✊
به مامانم گفتم خودش به زندایی زنگ بزنه و خبر بده👌
نزدیکای ۷ میشد که صداشونوشنیدم .🗣
لباسامو عوض کردمو رفتم پایین
-جانا:سلامم خوش اومدین🤚
-زن دایی: سلام دختر نازم ... الهی دورت بگردم بیا ببینم.🤗
-جانا:ممنون زندایی جون ... خوب هستین
-دایی: دایی جون نمیاین اونورا...😁
-جانا:دای ما که همیشه میایم شمایید که نمیاید😜
-دایی: دایی جان این زندایت صبح تا شب تو مطبِ ... خونه خودشم اگه وقت کنه میاد😂👍
ادامه در پارت بعد....🥲
-متنِ موزیک با تو اینم:)🩵-
•
از همون اول،
که تورو دیدم
فرق میکردی
اینو فهمیدم:)
از همون اول،
منُ تو چشمات
غرق میکردی
اینو فهمیدم:)
از همون اول فهمیده بودم
عاشقت میشم..
نه به این زودی
آخه من از عشق ترسیده بودم!
منِ قبلی رو ندیده بودی…
•
من با تو اینم
با تو انگار
بهترین آدم دنیا رو زمینم:)
تو یه نوری
تو یه کار کردی
که من رؤیایِ فردامُ ببینم:)
من با تو اینم
با تو انگار
بهترین آدم دنیا رو زمینم؛
تو خودِ آیندمی
آیندمو باید کنارِ تو ببینم
•
همه دنیا یه طرف باشن
منُ تو یه طرف
از خودم بیشتر تورو میخوامت
اینم یه طرف:)
کارِ من اینه که تو سینه
نگه دارم تورو…
تو یه مرواریدی تو قلبِ منُ
من یه صدف.
•
فقط از دستِ همه
دورت نگه دارم همین!
منُ اینجوری که هستم با تورو اصلا نبین
من سرِ تو،برا تو،
دیوونه ایم که نگو:)
میکشونم همهی هفت آسمونو رو زمین…
•
من با تو اینم
با تو انگار
بهترین آدم دنیا رو زمینم:)
تو یه نوری
تو یه کار کردی
که من رؤیایِ فردامُ ببینم:)
من با تو اینم
با تو انگار
بهترین آدم دنیا رو زمینم؛
تو خودِ آیندمی
آیندمو باید کنارِ تو ببینم:)
•
(پارت۳۱)🔴❌
-جانا:نیش خند زدمو ... حامیم نیس آیسان جان ... تو اتاقشه کارش داری برو صداش کن☺️
...
-مامان :ن حامیم تو اتاقش نیس خیلی وقته رفته بیرون
اینبار ایسان یه نیش خند تحویلم داد)😁 یعنی خااااااااک ... هزار بار به خودم گفتم تا از چیزی مطمئن نیستم نگما اخه مگه ادم میشم ... اه (😡😞
-مامان :جانا جان ببین کیه درو باز کن
-جانا:چشم
- جانا:سلام پسردایی
-اشکان:سلام جانا جان😜
اشکان پسر دایمه که ۲۳ سالشه از آیسان ۳ سال بزرگتره.😌
سرگرمه صحبت کردن بودیم
-خاله صدیقه:خانم جان شامو بیارم یا زوده؟😋
-مامان: اره عزیزم بیار که همه گرسنن ...😝
-خاله صدیقه:چشم خانوم.
جاناجان توام برو یه زنگ بزن به داداشت ببین کجاس .😏
-جانا:گوشیمو برداشتم زنگ بزنم بهش که صدای ماشینشو شنیدم.👌🚘
بابا از پنجره بیرونو دید میزد .
-بابا: حلال زاده اومد...
-مامان :صدیقه خانم شما دیگه برو دیرت میشه عزیزم زحمت کشیدی شام بچه هاتم یادت نره💁♀☺️
ادامه درپارت بعد...🥲