سلام قشنگام .
خیلی وقته پارت ندادم.
وواقعا دیگه اون امید و انگیزه ی قبلی را ندارم😔
و دیگه نمیتونم ادامه بدم.اما شاید دوبارهی چنل زدم و از اول پارت را شروع کنم 🤕
به نظرتون یه چنل دیگه بزنم و دوباره ادامه بدم یا نه؟
https://daigo.ir/secret/31217297564
ناشناس نظرتو بهم بگو🙂
https://eitaa.com/romanaml
دخترا این لینک چنل جدید.
آمارمون که زیاد بشه رمان را میزارم
خب من یه خورده این چند روز با خودم فکر کردم و یه خورده غرغر های شما را که شنیدم نظرم عوض شد از زدن کانال دومی⛅️🌬
من ادامه پارت ۱۰۱ را اینجا میزارم و برای عضو های جدید اون چنل هم ،از پارت های اول شروع میکنم🌎✨
پارت ۱۰۲❌🔴
همین خوش حالی برای من کافی بود منتظر بودم یکم از این اتفاقا بگذره تا با
مامان بابا صحبت کنم.
تو این دو روزی که میگذشت هر لحضه و هر ساعت منتظر معجزه بودم ... معجزه ای
که منو از قبول کردن این ازدواج اجباری منع کنه ...😞
شاید این معجزه ... حامیم بود ...🙁
شایدم چیزه دیگه
ولی اینو میدونم اگه حامیم بود ن ورشکستگی وجود داشت ن اجباری برای ازدواج من😣
دلسرد شده بودم نسبت به خیلی چیزا ... اما باید ادامه میدادم ٬ دلم میخواست
برگردم به دوران دبیرستانم ...🙍♀
چه دورانی بود تنها دغدغه زندگیم کنکورم بود .چقدر براش غصه میخوردم ٬ چه استرس و خیال بافی هایی داشتم ...😏
چه ارزوهای
بزرگی تو سرم بود من همون دخترم ؟🤦♀
چقدر عوض شدم چه بی هدف شدم ...جلو اینه وایسادم و خیره شدم به خودم چه صورت بی روحی مثل میت شدم...
چقد موهام بلند تر شده و تو این مدت اصلا حواسم نبوده ٬💇♀
انگار تو این مدت خودمو
تو اینه برانداز نکردم.
زل زدم تو اینه به خودم اروم اروم اشکام روی صورتم جاری شد.🥲
ادامه در پارت بعد.......😇✍👣