هدایت شده از Vesper
من برات از لذت دوستداشته شدن میگم، تو برام از خستهکننده بودن احساسات میگی. من برات از چاینبات و رنگ و عطرش میگم، تو برام از فرانسوی بودن لیوان چای میگی. من برات از لذت بوسیدهشدن توی یه روز سرد برفی میگم، تو برام از سرماخوردگی بعدش میگی. من برات از پریدن توی چالههای آب میگم، تو میگی که کفشات کثیف میشه
من از رنگارنگ بودن زندگی برات میگم، تو برام از سیاهسفید بودن مرگ میگی.
برای فهمیدن من، زیادی باهام فرق میکنی.
معمولاً هر چندوقتیبار اینستا رو اف میزنم و وقتی برمیگردم یجوری با دقت به ریلزهایی که دوستام برام میفرستن جواب میدم که انگار دارم پروژههای درسیم رو انجام میدم.
رُمی*
یهسری وقتا یجوری از خودم ناامید میشم که اگه میمردم راحتتر بودم.
If you're going to lose, then lose like alexandra trusova.
فقط دو هفته محمدمهدی رو ندیدهبودم و الان میبینم دندون درآورده و راه میره. انگیزهی یه هفتهم تامین شد. مرسیممنون.
رُمی*
If you're going to lose, then lose like alexandra trusova.
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
How i hate being second one.