eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
22.6هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
4.4هزار ویدیو
18 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام و نور و صلوات🌱 صبح اول هفته تون سرشار از خیر و برکت و حال خوب باشه🤲🌱 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در کنار حوض کوثر گفت جبریل امین ازداوج کوثر و ساقی کوثر دیدنی است🌱 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز هم الحمدلله، کار درمانم تموم شد، و در راه برگشت و لذت بردن از مناظر طبیعی، برای دفع سودا هستیم😄👍 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
و در مسیر، قسمت شد رفتیم روستای ایرا، مرقد حسن زاده آملی و همسر عالیقدرشون🌱 چقدر فضاش گیرا و سنگین بود به قول عامیانه آدم و می‌گرفت... و به قول علامه حسن زاده آملی، انسان کاری مهمتر از خودسازی ندارد... ان شالله تا ساخته نشدیم از عالم ماده به عالم معنا کوچ نکنیم، که مطمئنا خیلی سخت میشه کارمون🤲 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝
به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه س، یکم از همسرداری علامه حسن زاده و تعهدشون به همسرشون هم بگیم🌱 ان شالله که اثرگذار باشد🤲
علامه، مهربان بود و خانواده‌دوست. با این همه مشغله‌ درس و تحقیق، اما برای اهل و عیالش کم نمی‌گذاشت. نسبت به ادای حقوق همسر تا سرحد وسواس حساس بود همان طور که به نماز اول وقت. گاهی که روزگار بر او سخت می‌گرفت و از یافتن خانه‌ای استیجاری درمانده می‌شد، همسرش را پیش خدا واسطه می‌کرد که: گر حسن زاده‌ات گنهکار است کاین چنین رنج را سزاوار است رحم بر طفل شیرخوارش کن! یا به مامان دل فَگارش کن! اواخر خانم در بستر بیماری افتاد و پایش به اطاق عمل باز شد،چندبار علامه که در قم بود و فارغ از غوغای جهان بر کرسی درس و تحقیق تکیه داشت، به هم ریخت. طاقت نیاورد خودش را از قم به پای تخت بیمارستان رساند و با صداقتی که بوی تواضع داشت گفت: من تا الان فکر می‌کردم نویسنده‌ این کتاب‌ها منم و حال آنکه از وقتی تو در بستر افتادی، نرسیده‌ام حتی یک سطر بنویسم؛ اینقدر که حواسم پیش توست و این دلدادگی همچنان ادامه داشت تا حدود نیم قرن که پیک مرگ بین این دو یار همراه فاصله انداخت. همین طور که جسم بی‌جان همسر را به آغوش خاک می‌سپرد، اشک از دیده می‌بارید و زمزمه‌کنان می‌گفت: خدایا! گواه باش که من از او راضی‌ام، تو نیز راضی باش! حالا حاجیه خانم به دیدار دلدار شتافته بود و علامه طاقت نداشت خانه را خالی از وجودِ پرمهر او ببیند. همانجا دفنش کرد و اطاقش را بیت‌الرّحمه نامید. می‌گفت تا زنده‌ام می‌خواهم خدمتش کنم. عکسش را هم گذاشت روی میز کارش، و هر وقت خسته می‌شد و چشمش به خواب می‌نشست، بانو را به یاد می‌آورد که سینی چای‌به‌دست در درگاه در ایستاده و می‌خندد، به یاد آن روز‌های شیرین با او حرف می‌زد و به روحش فاتحه می‌فرستاد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قدر بدانیم که روزهای آرام رزق اند🌱 انقدر این روستا زیبا هست و دارای آب و هوای تمیز و عالی, و مشرف به دماوند, که شفای روح افراد خسته هست👌🌱 🏡روزمره های بانوی ایرانی☘ ╚══════🍃🌺🍃═╝