جالبه!
میگه تلاش نکن تا مورد تایید کسی باشی؛چون هر کس تو رو متفاوت با دیگری و فقط با اعتقادات خودش میشناسه,
و تو هیچ وقت در نظر دو انسان هم یکی نیستی
حتی پدر و مادرت
#برگرفته_از_کتاب_میثاق_پنجم
#سلام🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
معمولا کابینتها رو با آب و سرکه تمیز میکنم،
ولی اینبار خیلی کثیف شده بود،
با اسپری همه کاره اکتیو تمیز کردم🌱
تمیزی واقعا انرژی میده👌
میگم چند روز زندگی و ول کنیم، خونه بجای منبع آرامش، میشه سوهان روح😔
ایندفعه داشتم ویسی گوش میکردم، میگفت آنقدر افسردگی تو خانمها بالا رفته، دل و دماغ هیچ کاری و ندارن،
از صبح که بیدار میشن خسته ان،
و خودشون رو با بیرون رفتن و شلوغی سرگرم میکنن تا یک دقیقه با خودشون تنها نباشن😔
خدا کنه قلب و مغزمون همیشه سالم باشه🤲
بریم یه ویس طب اسلامی گوش بدیم که چقدر گرم بودن قلب مفیده👌
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
My Recording2.mp3
زمان:
حجم:
28.2M
💚 قلب، امیر و امام و فرمانده بدن هست نه مغز
❤️ قلب، مرکز همه تصمیم گیری هاست
💚 قلب، مرکز احساسات و عواطف هست 🥰🥰
❤️ قلب در اخلاق و روحیات انسان بسیار اثرگذار هست
✅ قلب را تقویت کنید تا نشاط و سرحالی و امید داشته باشید
#طب_اسلامی
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
امروز توی مهد با کاموا و نی این دختر و درست کردن👌
میتونیم با بچه ها تو خونه، الان که تابستونه حوصله اشون سر میره کاردستی های خوب درست کنیم😍
#خلاقیت_و_ایده
#فرزند_پروری
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و عشق
اگر با حضور همین روزمرگی ها
عشق بماند !
عشق است …
#روزمرگی
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
31.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای سیر ترشی ساقه و ریشه سیرو میزنیم،و پوست اولیه سیرو میگیریم،
و بعد دو روز تو آفتاب میزاریم که رنگش قرمزتر بشه و بعد از دو روز آماده ترشی انداختنه...
آلوچه هم که از قدیم مامانا به سیر ترشی اضافه میکردن چون وقتی آماده میشه طعمش بینظیره(سیر ترشی بعد از سه ماه آماده خوردنه )
نکات سیر ترشی؛
ظرف مورد استفاده باید خشک باشه
از سرکه قرمز استفاده بشه
و برای هر یک کیلو سیر یک قاشق نمک اضافه بشه
#آشپزی_روستایی
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
📌حق الناس/راوی: محمد سعید صالح تاش
منزل ما پشت کلوپ صدری بود. من با عباس هادی همکلاس بودم. در همسایگی ما منزل یک خانواده مهربان و محترم بود که با آنها رفت و آمد داشتیم بعد فهمیدم که مادر این خانواده خاله عباس هادی است.
من و برادرم دوقلو بودیم و به خاطر عباس با ابراهیم رفیق شدیم. هر بار که او را میدیدیم با یک مشت پسته و بادام به سراغ ما میآمد خیلی ما را تحویل میگرفت.
بعد متوجه شدم که با همه این گونه است هر کس یک بار با او برخورد داشت شیفتهاش میشد.
الان نزدیک به ۶۰ سال از خدا عمر گرفتهام از خدا تشکر میکنم که در طول زندگی به خصوص در چند سال اول جوانی ما یکی از بندگان خوب خودش را در مسیر زندگی ما قرار داد.
باور کنید ما با ابراهیم معنی خوب بودن را فهمیدیم ما با ابراهیم معنای انسانیت را فهمیدیم تمام زندگی من تحت شعاع آن چند سال است. فرزندان من بارها خاطرات ابراهیم را از من شنیدهاند ابراهیم با هیچ کدام از شهدای محل زندگیمان قابل مقایسه نبود...
خلاصه رفاقت ما با ابراهیم توی محل ادامه داشت آنقدر که تمام فکر و ذکر من و ابراهیم در منزل نام ابراهیم بود پدر و مادرم نیز او را میشناختند خوشحال بودند که پسران شان با چنین شخصی رفت و آمد دارند. به جرات میگویم که ما دین و اعتقادات را با ابراهیم شناختیم.
یک روز قرار شد والیبال بازی کنیم من کتانی نداشتم به یکی از رفقای ابراهیم که کتانی چینی قدیمی پایش بود گفتم کتانیت را بده من برم توی زمین دمپایی خودم را به او دادم و کتانیاش را گرفتم مشغول بازی شدیم.
بعد از بازی دیدم که او رفته من هم به خانه برگشتم.
هنوز ساعتی نگذشته بود که دیدم ابراهیم به درب منزل ما آمد.
بی مقدمه گفت سعید خدا توی قیامت از هرچی بگذره از حق الناس نمیگذره.
برای همین توی زندگی مواظب باش حق مردم به گردنت نباشه.
بعد ادامه داد اگه از کسی امانت میگیری خودت به دنبال پس دادن امانت باش.
بله گفتم آقا ابرام من نوکرتم چشم 🌱
#خاطرات_شهید
#سلام_بر_ابراهیم
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝