من چند تا زوجی و میشناختم و می شناسم،
که زن و شوهر فقط دنبال جمع کردن پول بودن،
حتی به لباس و غذاشون رسیدگی نمیکردن!!!
فقط دنبال جمع کردن بودن
هیییییچ آرامشی تو زندگیشون، مشاهده نمیشد آخرش هم به بدترین نحو ممکن زندگیشون متلاشی شد😔
ما بعنوان زن، وظیفه داریم آرامش رو با تمیز بودن خانه، با تربیت درست فرزندانمون، با عشق بی حد و حصر به همسر و شرکت در کارگاه های فرزند داری و همسرداری،
روز به روز خودمون رو به روز نگه داریم...
در جامعه ی امروز، که وضعیت پوشش و زنان متاسفانه افتضاح شده!!!
ما باید ظاهر، باطن و خونه و زندگیمون بدرخشه👌
تا چشم همسرامون، فقط ما رو ببینه ...
و متاسفانه زندگیهامون رو با زمان مادرامون مقایسه میکنیم...
بدون در نظر گرفتن وضعیت فعلی جامعه...
اینکه هزینه کردن برای مشاور و کارگاههای زناشویی،رو عبث و هدر دادن پول مون میدونیم!!!
و نمیدونیم که این افسردگی،باعث میشه خانوادمون از خونه و ما فراری باشند و زندگیمون روز به روز سردتر از دیروز بشه...
چطور میشه که برای آرامش و زندگیمون تلاش کنیم،ولی نتیجه خیانت و جنگ و دعوا در خونه باشه؟!...
جز اینکه یکی از طرفین از نظر عقلی و شخصیتی ناسالم باشند...
#دکوراسیون
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
اینکه بنده ماهی یک بار برای خونه گل بخرم،اینکه هر چند ماه خانوادگی به رستوران بریم،اینکه در هفته حداقل روزی یک بار لباس زیبا در خونه داشته باشیم و به خودمون برسیم،اینکه تنوع در جای جای زندگیمون وجود داشته باشه...
زندگی مسلماً خیلی شیرین میشه🌱
با این کارها،نه فقیر میشیم نه با پس اندازش پولدار!!!
پس به چیزهای ظریف زنانگی مون توجه کنیم تا زندگیهامون شیرینتر باشه...
اولویتمون اول خانواده و خونه و زندگیمون باشه،بعد کار بیرون!!!
من سعی کردم چیزهایی که همه ما میدونیم ولی گاهی گفتنش باعث تلنگر و یادآوری میشه رو به زبان خودمونی بیان کنم تا انشاالله یه تکونی به خودمون بدیم🌱
و زندگیهامون قشنگتر از قبل باشه ان شاالله 🤲
همسر جان، امروز که اومد گفت باز چه ترفندی با کدو برامون زدی😂
الحمدلله که امروز غذای مورد علاقه شو درست کردم🌱
و به وجد اومد😍
داخل بیج بیج، گوجه پوست کنده رنده شده و سیر رنده شده و پر پیاز هم باشه خیلی خوشمزه اش میکنه😋
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
و در آخر:
حضرت علی ع؛
همیشه با همسرت مدارا کن،
و با او به نیکی همنشینی کن،تا زندگیت باصفا شود.💚
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#طنز😂😂😂😂
برای خانمهای خانه دار
بفرست برای دوستات😂😂👌👌
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
یکم از کتاب سلام بر ابراهیم مونده بود،
که محرم شروع شد و سعی کردم کتابی متناسب با محرم و صفر بزارم...
بریم که ان شاالله هر روز یه داستان از این شخصیت بزرگوار بخونیم تا بر جان و روحمون اثرگذار باشه ان شاالله 🤲🌱
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
اول نماز اول وقت رو بخونیم بعد میام تایپ میکنم 🌱
التماس دعا🤲
📌معجزه
راوی:حسین جهانبخش
اواسط فروردین ۱۳۶۱ بود. رفقا خبر دادند که ابراهیم در بیمارستان نجمیه بستری است. به اتفاق هم به دیدنش رفتیم.
مسئولین بیمارستان از دست دوستان ابراهیم عاصی شده بودند. او اینقدر رفیق داشت که همینطور دسته دسته میآمدند و میرفتند کاری هم به ساعات ملاقات نداشتند!
همینطور که کنار ابراهیم نشسته بودم،یکی از پرستارها آمد و چفیهای را به صورت ابراهیم کشید و برگشت.
وقتی تعجب من را دید گفت؛برای این مجروح معجزه رخ داده. ایشان شفا یافته است چفیه را تبرک کردم.
پرستار به ابراهیم گفت اینجا چه خبره؟این پرستار چی میگه؟چرا از بخشهای مختلف بیمارستان, بقیه مجروحین به دیدن شما میان؟
ابراهیم لبخندی زد و گفت راست میگه واقعاً معجزه شده شب آخر عملیات کنار پل رفاعیه بودیم،دیگه آخرین مرحله کار بود رفتم جلو تا یه سنگر تیربار که شدیداً مقاومت میکرد رو منهدم کنم.
یک گلوله به موهای سرم کشیده شد. یک تیر به قوزک پام خورد. و یک تیر هم از گوشه لپ من وارد شد و یکی از دندانها را شکست و از گردنم خارج شد!
با تعجب گفتم از گردن؟! اون وقت شاهرگ و نخاع آسیب ندید؟
ابراهیم لبخندی زد و گفت این دکترها میگن معجزه همین جاست...
در آن لحظات فهمیدم گلوله به گردنم آسیب وارد کرده. از اینکه قدرت تحرک نداشتم،فهمیدم که قطع نخاع شدم.
در دلم با خدا صحبت کردم گفتم خدایا من دوست ندارم معلول شوم.
بدنم را برای کمک به بندگان خدا سالم قرار بده. البته اگر صلاح میباشد.
چندین دقیقه به این صورت طی شد. همینطور در دل ذکر میگفتم و حضرت زهرا را صدا میکردم.
بعد از چند دقیقه که بدون تحرک روی زمین بودم خونریزی من بند آمد.
در همین لحظات احساس کردم که میتوانم پایم را تکان دهم آهسته پایم را روی زمین کشیدم.
خدا را شکر کردم...
چند دقیقهای طول کشید تا رزمندگان به آن سنگر رسیدند و من را در آن وضعیت دیدند و به عقب آوردند.
با اینکه گلوله به صورتم خورده و از گردنم خارج شده بود،اما روحیه خوبی داشتم و هیچ احساس ضعفی در بدنم نبود. میخواستم ادامه دهم اما کار ما با موفقیت در آن محور تمام شده بود.
البته قوزک پای ابراهیم خیلی بد آسیب دید و ۶ ماه او را از حضور در جبهه دور کرد.
#سلام_بر_ابراهیم
#خاطرات_شهید
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝