3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام🌱
صبح سه شنبه تون به نیکی💚
آیه ۲۸ سوره رعد:الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
همان کسانی که ایمان آوردهاند،و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد،آگاه باشید که یاد خدا آرام بخش دلهاست...
🌸🌸🌸
🔖برای درمان افسردگی و غم و اندوه
هر روز مقداری حتی کم صدقه بدین
روزی صد مرتبه ذکر لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم را تکرار کنید
به واجبات دینی عمل کنید
از گناه و محرمات پرهیز کنید
هر روز ۵۰ آیه قرآن تلاوت کنین
و از خوردن سردیجات پرهیز کنید
خوردن گرمیجات و مخصوصاً عسل ناشتا خیلی مفید هست
پیادهروی روزانه حداقل نیم ساعت بدون توقف و حتی با سرعت...
همراه داشتن حرز امام جواد و یک قرآن جیبی
❌ گوش دادن به موسیقی نه تنها مفید نیست بلکه حالتون رو بدتر هم میکنه...
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز یه دستی به مبلا کشیدم
و شال مبل و کوسن های پاییزی رو از کمد در آوردم و چیدم 🍂🍁
هماهنگی فضای خانه، با طبیعت باعث جلوگیری از افسردگی و سبب نشاط خواهد شد.
#دکوراسیون
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
امروز یه دستی به مبلا کشیدم و شال مبل و کوسن های پاییزی رو از کمد در آوردم و چیدم 🍂🍁 هماهنگی فضای خا
فقط آیسان خانم که با کیفش، از وسط رد میشه😂
و هم این کوسن کدو رو که پارسال درستش کردم😍
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
پاییز برای همه مون مبارک باشه🤲 🌱 الهی پر باشه از خیر و برکت🤲 اینم الگوی خام کدو تقدیم شما عزیزای دلم
اینجا هم الگو هایی از کدو هست که میتونید بر روی کوسن یا رومیزیهاتون انجام بدید🍂👆
📌مهمان
راوی :خانم علینژاد
سال ۹۱ بود که من برای اولین بار این جمله از مقام معظم رهبری را شنیدم که قبلاً فرموده بودند؛زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
من عاشق خاطرات شهدا بودم یکی از دوستان ما که از خادمین شهدا بود،برای ما از خاطرات شهید ابراهیم هادی و کتابش گفت.
از چند نفر پرسیدم این کتاب را از کجا باید تهیه کرد...
چندین بار پیگیری کردم و نتیجه نگرفتم...
این بار به امام عصر عجل الله توسل پیدا کردم و خواستم که اگر صلاح میدانید این شهید را برای هدایت ما بفرستید. بعد دوباره با تهران تماس گرفتم خدا را شکر گفتند موجود هست...
صبح زود وارد کوچه موسسه جامع القرآن شدم. دیدم دفتردار موسسه شلنگ آب را برداشته و مشغول شستن کوچه است وسط کوچه را هم گل محمدی چیده. درست مثل زمانی که حضرت امام وارد ایران شدند!
خانم دفتردار با خوشحالی جلو آمد و گفت مگه خبر نداری مهمان داریم اون هم چه مهمانی؟!
گفت امروز شهدا مهمان ما هستند الان دارند تشریف میارند موسسه.
سریع دویدم سر کوچه ببینم چه خبره یک دفعه دیدم گروهی جوان با شخصیت و بسیار زیبا و نورانی به سمت کوچه میآیند.
یک نفر در وسط جمع شهدا بود که چهره و نورانیت خاصی داشت و بقیه در کنارش بودند.
وارد موسسه که شدم بوی اسفند و عطر همه جا را گرفته بود. انگار قرآن آموزان قبل از من خبر داشتند که شهدا در راهند.
مست از دیدن این صحنهها بودم که یکباره از خواب پریدم. سحر جمعه بود و چه مبارک سحری...
یک دل سیر گریه کردم خوشحال شدم که شهدا به موسسه آمدند به کسی از آن رویای نیمه شب حرفی نزدم.
عصر همان روز از ترمینال تماس گرفتند که کارتونهای کتاب رسیده.با خوشحالی به همراه همسرم به تعاونی رفتیم و چند کارتون بزرگ کتاب تحویل گرفتیم.
جلوی درب موسسه که رسیدیم همسرم اولین کارتون را بلند کرد ولی چون سنگین بود از دستش لیز خورد و روی زمین افتاد کارتون پاره شد.
نگاهم به زمین خیره ماند اولین تصویری که روی جلد کتاب در مقابلم بود همان جوانی بود که دیشب در وسط جمع شهدا ایستاده بود.🥺
عجب غروب جمعهای بود شهدا آمدند...
خدا شاهد است از آن لحظه که شهدا مهمان جامعة القرآن شدند،اوضاع ما کاملا تغییر کرد. شرایط روز به روز بهتر شد. درهای خیر و برکت بر ما باز شد.
دیگر ابراهیم را برادری برای خود میدانستم. اولین قرارم با داداش ابراهیم این بود که از خدا بخواهد به من حیای فاطمی بدهد.
چرا که مادر سادات فرمودند؛بهترین حالت برای یک زن ه او را به خدا نزدیک میکند, این است که تا جایی که میشود با نامحرم برخورد نداشته باشد.
بعد هم خواستم که مرا برای بندگی خالص حضرت حق ادب کند.
یادم آمد روز اول از مولای خودم خواستم که برای هدایت ما،این شهید را بفرستد.
چه استادی را امام عصر عجل الله برای هدایت ما فرستاد؟!
#خاطرات_شهید
#سلام_بر_ابراهیم
🏡روزمره های بانوی ایرانی☘
╚══════🍃🌺🍃═╝