eitaa logo
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
21.6هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.6هزار ویدیو
19 فایل
ایدی مدیر کانال جهت انتقادات و پیشنهادات و ارسال مطالب @a_ramezany ایدی تبلیغات @z_m1392
مشاهده در ایتا
دانلود
روزمرّگی های بانوان ایرانی🇮🇷 🏴
نماز شبی‌های عزیز ، خواهران امام حسینی من 💕 عزاداری‌ها و مجاهدت‌های شبانه‌تون قبول باشه ان‌شاءالله
سلام و تعزیت و تسلیت خدمت امام عصر سلام الله علیه...خدمت شما عزاداران حسینِ فاطمه سلام الله علیهما دو تا نکته: اول این‌که حتما از امروز چله‌ی زیارت عاشورا رو تا روز اربعین شروع کنید. سفارش اساتید اخلاقه و فرمودن خیلی برکات داره. دوم این‌که نماز شب رو امشب هر طور شده بجا بیارید. امشب حضرت زینب علیهاالسلام نماز شب‌شون رو نشسته خوندن و انقدر این نماز شب مهمه که اباعبدالله علیه‌السلام به عمه‌السادات سفارش کردن خواهر تو نماز شبت حتما منو دعا کن. اگر شده حتی یک رکعت وتر رو قبل از خواب بخونید.
🚩 سلامت روان و بعد جسمانی گرچه در نگاه نخست، گریه نشانه‌ای از اندوه تلقی می‌شود، اما در روان‌شناسی عزاداری حسینی، این پدیده نوعی تخلیه روانی تعالی‌بخش است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: جز برای حسین بن علی علیه‌السلام، هرگونه بی‌تابی و جزع برای انسان مکروه است، اما در این آستان، عین پاداش و مایه آرامش است. (ابن قولویه، کامل الزیارات، باب ۳۲، ص۱۰۷). ▪️ این استثنا نشان می‌دهد که حزن حسینی از جنس افسردگی خموده‌ساز نیست؛ بلکه هماهنگی با روح حماسه است. مسمع بن عبدالملک توصیف می‌کند که چگونه این اندوه عمیق حتی بر اشتها و سیمای او اثر می‌گذاشت، اما در نهایت به آرامش الهی، چشیدن گوارای حوض کوثر و بشارت ابدی ختم می‌شد (ابن قولویه، کامل الزیارات، باب ۳۲، ص۱۰۸). 🚩 یکی از کلیدواژه‌های مهم در این عرصه، «تَباکی» یا خود را به گریه واداشتن است که ابن‌اثیر آن را تلاش برای کسب حالت گریه معنا می‌کند (ابن اثیر، النهایة، ج۱، ص۱۵۰). 🚩 تباکی نشان‌دهنده یک تمرین ذهنی و خودآگاه برای همدلی عاطفی است. روایات کلینی در کافی نشان می‌دهند که این تمرین روان‌شناختی حتی در زمان ترس از پیشامدهای ناگوار یا هنگام نیازهای شدید زندگی، پناهگاهی امن برای انسان می‌سازد و او را در سجده به نزدیک‌ترین حالت به پروردگار می‌رساند (کلینی، الاصول من الکافی، ج۲، ص۳۵۰)."
و تربیت فرزند ✅ تنها راه اینکه بتونید فرزندان خوبی تربیت کنید اینه که اقتدار پدر رو توی خونه حفظ کنید. 🔸 این اقتدار پدر هست که میتونه بچه ها رو اصلاح کنه. بچه ها باید از یه نفر توی خونه حساب ببرند اما اون یه نفر به هیچ وجه مادر نیست بلکه پدر هست. اگه مادری بخواد توی خونه نقش پدر رو به عهده بگیره میزنه همه چیز رو خراب میکنه. 💞💕 مادر باید نماد مهربانی و محبت توی خونه باشه. در واقع این اصل کلی رو همه باید توی خونه رعایت کنند: 👈🏼 توی خانواده همه باید مراقب "احترام پدر" باشند 👈🏼 توی خانواده همه باید مراقب "دل مادر" باشند. پدر هی باید به بچه ها بگه: ✅ بچه ها مراقب باشید دل مامانتون رو نشکنید یه وقت... یه کاری نکنید که مامانتون ناراحت بشه ها! حواستون باشه! هر کسی مامان رو ناراحت کنه من ادبش میکنم! سید محمدباقر حسینی
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر مریم سلام الله علیها یه کاری کرد که خدا لذت برد ..... خدایا خودت بچین!!! 🔴خوبه اگه گوش کنید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. ۱۳۰ دوره آموزشی در حوزه های مختلف را در لینک زیر ببینید. https://eitaa.com/dorehaye_amozeshi_rayegan/42436 تقاضای اکید داریم که کنید واقعا مفید،کاربردی و هستند.متشکرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 🔸 آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم! 📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر) تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم. ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. - خب برو ببین خدا کیه! - از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم. پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد. - حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. - میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم. مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!». پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم». شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد. پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم». نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد. تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟» حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است. 📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر)