هدایت شده از روح!
زخم های کنار ناخونت ، رشته های سرخ رنگ توی چشمت و پس لرزه های تو صدات .
همه و همه نشونه ی زمین لرزه ای بود که زندگیتو مثل خاک باغچه زیر رو کرده بود.
جز تماشای یه شاهکار مجزور کننده چه کاری میتونستم بکنم؟
نهایت ابراز همدردی باهاش یه جمله بی سر ته که انچنان هم اطمینان اور نبود : همه چیز درست میشه!
هدایت شده از روح!
من عاشقت هستم و خواهم ماند.
اما در دل.
یک عشق احمقانه.
چه کسی متوجه حضور همیشگی تو در تمام من میشود؟
بگذار فکر کنند سالهاست رفته ای.
هدایت شده از روح!
ما معمولیا هرچی رو دوس داریم
یا گرونه
یا غیرقانونیه
یا مارو دوس نداره!