اونقدری دلم تنگ شده
که هرجارو نگاه میکنم تورو میبینم
هرکاری میکنم تو ذهنمی
جز تو هیچی و هیچکسی نمیبینم
چرا هیچ کدوم آدما به فکر من نیستن؟
چرا اصلا به فکر اعصاب و روان من نیستن؟
چرا من باید تو این سن قرص ارامبخش بخورم ؟
چرا واقعا چرا ؟
حال من بده
حوصله هیچ چیزی رو ندارم
دلم خواب و سکوت میخاد
سکوتی که ذهن آدم آروم باشه
من نمیخام تو ذهنم فریاد بزنم
من سنی ندارم که حالم این باشه
همه ی آدمای دور و برم
که ادعاشون میشه واسشون مهمم
اصلا به فکر سلامت روان من نیستن
دلم میگیره از این موضوع :)
چه سودی داره این همه سکوت من؟
وقتی هرچقدر هیچی به روتون نمیارم
پررو تر میشید و بیشتر حالمو بد میکنید