آدم سردرد رو با قرص یا دمنوش خوردن و دستمال دور سر بستن یا هر چیز دیگه ای میتونه درست بکنه ولی سرگیجه نه
سرگیجه اینطوریه که
میخوابی داری
بیداری داری
راه میری داری
تا میام به خودم بگم بعد امتحانا یه نفس راحت میکشم یاد کارنامه میوفتم و ترجیح میدم نفس راحت رو موکول کنم برای بعد از کارنامه
خوشم میاد خدا میخاد آدمو امتحان کنه یا یه مشکلی بفرسته تو زندگیم همیشه یهویی باهم همه شو میفرسته
انگار یه دست دور گلومو محکم گرفته نمیزاره نه نفس بکشم نه گریه کنم
حس خفگی دارم
چرا همیشه سختیا یهویی رو سر آدم آوار میشه