سرباز روح الله رضوی
گفتن به ایران پیشنهاد مالی شده تا به اسراییل نزنه ولی ایران قبول نکرده؛ بزنیم خدا خواست دفعات بعدی پ
همین الان خبر داره میاد آمریکا داره امتیاز رو بالاتر میبره ... آقا بزنید و مطمئن باشید خدا جبران میکنه.
حسابهائیکه در شبکههای اجتماعی حنجرهشان جز به تخدیر و یاس و ناامیدی باز نمیشود را کنار نهید. اینان هرچند خروارها ادعای انقلابی داشته باشند در عمل کنش ضدانقلابی دارند.
ما کودتا و جنگ سخت و توقف آتش را سپری کردیم و اینکه در آستانه پایان جنگ بر روی کاغذیم. جنگ در میدان هم پایان یابد تمام قرائن و شواهد حاکی از تدارک دشمن برای جنگ بعدی است.
مهمترین شرایطی که دیگر نباید به آن برگردیم خواب خرگوشی در کنار گرگ درندهی بیدار است. برویم و در هر جائیکه هستیم آماده جنگ بعدی شویم تا در روز توافق پایان آن جنگ به مراتب بیشتر از آنچه اینک حاصل کردیم بتوانیم حاصل کنیم.
تا نابودی اسراییل این معرکه ادامه دارد. مرد میدان باشیم و تا کمتر از ۱۵ سال کار را تمام کنیم.
و ما در حال سپری کردن حسینیترین محرم عمرمان هستیم؛ صلی الله علیک یا اباعبدالله.
متن نهایی تفاهمنامه منتشر شده؛ اما برای بررسی دقیق باید متن انگلیسی منتشر بشه مگه اینکه متن فارسی هم مرجع مذاکراتی در نظر گرفته شده باشه که فکر نمیکنم.
«علیالاصول...»
علیالاصول، یکی تنگه را رها کردهست
میان معرکه بر ترس، اقتدا کردهست
علیالاصول یکی برخلاف رأیِ ولی
برای وعدهٔ دشمن، حساب وا کردهست
علیالاصول، یکی وقت رزم در میدان
به اجتهاد خود اینگونه پابهپا کردهست
علیالاصول، یکی پشت پا زده به اصول
یکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کردهست
اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر...
در این نبرد، کم آورده و خطا کردهست
چه سود میبَرد آنکس که دور از این مردم
بر این معامله اصرارِ نابجا کردهست؟!
چه حاصل است از این نامه با چنین گرگی
که نانوشته دریدهست و نقضها کردهست
... و جنگ راه خطیریست، مرد میطلبد
... و جنگ، جوهر افراد برملا کردهست
... و صلح نیست از این رستخیز، راه گریز
چنانکه عافیت اندیش، ادعا کردهست
علی الاصول، امام شهید، خامنهای
برای مردم ما روز و شب دعا کردهست
علیالاصول، همین بعثت خیابانی
برای دیدن خورشید، کوچه وا کردهست
علی الاصول، خداوندِ مردم مبعوث
شگفتمعجزهای گاه با عصا کردهست
عصای معجزه، امروز نیست جز فریاد
عصای معجزه عشق است و کارها کردهست
میلاد عرفان پور
@erfanpoor
سرباز روح الله رضوی
«علیالاصول...» علیالاصول، یکی تنگه را رها کردهست میان معرکه بر ترس، اقتدا کردهست علیالاصول
متن تفاهم البته بنظرم تنگه رو رها نکرده بود اما عجب شعر خوبی.
ما اگه داریم هی تکرار میکنیم که هم واقعیت و هم مصلحت توی این روایت هست که "حزب الله برای خاطر خودش و لبنان وارد جنگ با اسرائیل شد و البته خونخواه رهبر شهید هم بود" واسه خاطر این هست که توی گام بعدی بگیم که هم واقعیت و هم مصلحت توی این نگاه هست که "ایرانم برای حفاظت از منافع خودش و البته توی دفاع از لبنان وارد اقدام عملیاتی علیه اسرائیل بشه".
این نوع نگاه و تحلیل هست که برای یکپارچگی جبهه مقاومت پشتوانه اجتماعی خلق میکنه و گرنه توی لبنان باید حزبالله جواب بده که برای چی بخاطر ایران ما رو به جنگ کشوندی و توی ایران ما باید جواب جماعتی رو بدیم که برای چی واسه خاطر حزبالله ایران رو به جنگ کشوندی؟
میدونید فرق اونایی که واسه امام حسین فقط عزاداری میکنند اما توی مسیر امام حسین قدمی برنمیدارند چیه؟
اونیکه واسه امام حسین فقط عزاداری میکنه از روضه امام حسین و مصائب و شرایط آقا اباعبدالله فقط یه تصویرذهنی داره اما اونیکه توی مسیر امام حسین قدم برمیداره بشکل طبیعی به یه نسبتی توی موقعیت کربلا و عاشورا قرار میگیره. اونجاست که تازه میتونه شمهای از روضه و مصائب آقا اباعبدالله و آل الله رو درک بکنه.
ماییکه آقای شهیدمون رو از دست دادیم این همه بچه معصوم از دست دادیم این همه جون از دست دادیم تازه یه شمهای از مصیبت شهادت آقا اباعبدالله و واقعه عاشورا رو داریم حس میکنیم. تازه داریم از تصویرهای ذهنی صرف میایم بیرون و تنه به واقعیت عاشورایی میزنیم.
اینجا تازه اونجایی هست که متوجه مصیبت آقا امام حسین میشیم که آقای عزیز ما رو با خانواده ش شهید کردند و یه عده ای هلهله کشیدن و جگر ما رو آتیش زدند اما این همه آدم هم واسش عزاداری کردند و قراره جنازش رو تشییع کنند اما لایوم کیومک یا اباعبدالله...
تا توی مسیر حسینی قدم نذاریم و تا آخر این خط نریم هیچ درکی از آقا اباعبدالله نداریم.
ما در شرایط کربلای آقا اباعبدالله قرار نداریم. یعنی توی اون شرایطی نیستیم که آقا فرمود:
الا وَإنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وَحُجورٌ طابَت وَطَهُرَت وَأنوفُ حَميَّةٍ وَنُفوسُ أبيَّةٍ مِن أن تُؤثِرَ طاعَةَ اللِئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ.
هان! اين حرامزاده پسر حرامزاده مرا ميان دو چيز مخيّر كرده است: ميان شمشير و تن دادن به خوارى و هيهات كه ما تن به ذلّت و خوارى دهيم. خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهاى پاک و مطهّر و دلهاى غيرتمند و جانهاى بزرگمنش، اين را بر ما نمىپذيرند كه فرمانبرى از فرومايگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجيح دهيم.
بعضی عزیزان و بزرگان میگن که وقتی رفتیم و مذاکرات آتشبس رو شروع کردیم، از شهادت جمعی و مرگ عزتمندانه فاصله گرفتیم و این معنیش اینه که تن به ذلت دادیم!
نادرستی این ادعا بخاطر این هست که این عزیزان تصور میکنند ما توی موقعیتی عینا شبیه موقعیت آقا اباعبدالله هستیم که توش دو راه بیشتر وجود نداشت: شمشیر و تن دادن به ذلت و برای همین کسیکه تن به شمشیر نده پس حتما تن به ذلت داده.
در حالیکه ما واقعا راه میانهای بین شهادت عاشورایی (جمعی) و تن به ذلت دادن هم داریم که اون شکست دادن مادی و دنیوی دشمن هست؛ اتفاقی که توی کربلا رقم نخورد.
میدونید تفاوت بین موقعیت ما و موقعیت آقا اباعبدالله چیه؟ ملت زمان آقا اباعبدالله سقوط کرده بود و ملت زمان ما مبعوث شده. وجود این ملت مبعوث شده هست که اجازه میده ما توی موقعیت دوگانه ذلت و شمشیر قرار نگیریم.
بله اگه ایستادگی ما و تبعیت ما از ولی فقیه بیشتر میبود قطعا دستاورد مادی پیروزی ما و شکست دشمن هم بیشتر میشد ولی اینطور روایت نکنیم که چون سلاح رو موقتا کنار گذاشتیم و در حال گفتگو هستیم پس وارد مسیر ذلت و خواری شدیم.