eitaa logo
☕️قـلـمــرو رمـــانـــ📚
294 دنبال‌کننده
39 عکس
10 ویدیو
0 فایل
𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕟𝕒𝕞𝕖 𝕠𝕗 𝕘𝕠𝕕 💘🐚 چـایـی بـریز، بـیا بــا هــم رمــان بخــونیــم... ☕📖✨ دنـیــایی از رمــان‌هــای جــذاب و فــانــتزی 🎀☁ شروعمـون: 1405/5/5🐋🌱 رشـد چنـلت🌀🌷 @pastilyyi جانـم؟💖 @mahhhhssa کــپـی؟! با احـتــرام، فیــلتـر❗😌
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 نیمکت کنار پنجره ✨ قسمت چهلم | جشن نزدیک است روز جشن کم‌کم نزدیک می‌شد. کلاس پر از وسایل تزئینی و برگه‌های رنگارنگ بود. نیکی با هیجان گفت: «فردا بالاخره اجرا داریم!» رها نفس عمیقی کشید. «استرس گرفتم.» ماهان از کنار پنجره گفت: «نگران نباش. خوب پیش می‌ره.» رها بهش نگاه کرد. «از کجا مطمئنی؟» ماهان لبخند زد. «چون بهت اعتماد دارم.» رها چیزی نگفت. فقط لبخند زد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا