eitaa logo
مجله دینی نکته‌های ناب مهدوی
2.5هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
6.5هزار ویدیو
353 فایل
💎معجزه کلام را در خوب‌شدن حالتان را دراین کانال ببینید. 💎کم‌کردن #حسرت #یوم‌الحساب مد نظر است. 💎غذای روحتان راازاین کانال دریافت کنید. 💎بامداومت برعمل نورانی #اهلیت و #علاقه به این کانال ایجاد می‌شود. http://eitaa.com/joinchat/2906521606C41e5b9fe8b
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 💠 💮گویند روزی لئو تولستوی(نویسنده مشهور روس و فعال سیاسی اجتماعی) در خیابانی راه می‌رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد : زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد بعد از مدتی که از فحاشی زن گذشت تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئو تولستوی هستم زن که بسیار شرمگین شده بود عذر خواهی کرد و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید. @rooshanfekr
🌟امام رضا علیه السلام: 💎 هنگامۍڪہ قائم ما غایب مۍشود از شما شیعیان عده اۍ ڪمۍ مۍمانند ڪہ در عقیده شان بہ ما پایدار بماند. 📚ارشادمفید ص۳۶ @rooshanfekr
💮از دوستان بزرگواری که ما را در ارائه هر چه بهتر مطالب یاری می دهند؛ کمال تشکر و قدردانی را داریم. 🌹وفقکم الله لمرضاته 🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5893315069986474718.mp3
1.95M
💎فقط کسایی در دنیا تحقیر و پژمرده نمی شوند و همیشه در آرامشند که روحشان از دنیا بزرگتر است و دنیا در نظرشان حقیر است. ⏳دو دقیقه ✅ @rooshanfekr
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ 🌺 هنرنمایی خـدارو ببین و بگو برای آن چکار کرده‌ای 🌺 @rooshanfekr
💠 فقط یک نماز صبح!💠 💮 با وجودی که استخاره بد آمده بود، رفت سفر؛ اتفاقا به او خوش گذشت و سود فراوانی هم برد. در تعجب بود، از بد آمدن استخاره. خدمت حضرت رسید و گفت: -یادتان هست استخاره کردم سفر بروم، بد آمد؟ رفتم و سود فراوانی بردم! حضرت فرمودند: -یادت هست که در فلان مکان نماز صبحت قضا شد؟ گفت: -بله 🌟حضرت فرمودند: 💎اگر خداوند آنچه در دنیاست به تو داده بود، جبران آن خسارت نمیشد! تازه فهمید که چه زیانی کرده است. 📚بازنویسی بر اساس نکته‌های نورانی؛ ص۹۹ @rooshanfekr
🌟 امام صادق (ع): 💎إیّاکُم وَ مُجالَسَةَ المُلوکِ وَ أبناءَ الدُّنیا فَفی ذَلِکَ ذَهابُ دینِکُم وَ یُعَقِّبُکُم نِفاقاً. 💎از همنشینی با صاحب منصبان و دنیا پرستان بپرهیزید که این همنشینی دین شما را برده و نفاق می آورد. 📚بحارالانوار ج72 ص367 @rooshanfekr
💠حديث قدسي مشهور💠 🌟خدای متعال می فرماید: 💎من شش چيز را در شش جا قرار دادم، ولي مردم آن را در شش جاي ديگر طلب مي كنند وهرگز به آن نمي رسند: 💎من علم را در گرسنگي قرار دادم ، ولي مردم آن را در سيري دنبال مي كنند. 💎من عزت را در نماز شب قرار دادم ، ولي مردم آن را در دستگاه سلاطين مي جويند. 💎من ثروت را درقناعت قرار دادم ، ولي مردم آن را در كثرت مال طلب مي كنند. 💎من استجابت دعا را درلقمه حلال قرار دادم ، ولي مردم آن را در قيل وقال دنبال مي كنند. 💎من بلند مرتبگي را درتواضع قرار دادم ، ولي مردم آن را درتكبر مي طلبند. 💎من راحتي را در بهشت قرار دادم ، ولي مردم آن را دردنيا طلب مي كنند. @rooshanfekr
🔴حکایتی شنیدنی از علامه امینی در مسیر نگارش «الغدیر» ✍در کتاب «ربع قرن مع العلامة الأمینی»؛ حکایت زیبایی از زبان «علامه امینی» نقل شده است که بسیار شنیدنی است. ایشان گفته است: «من روزی دنبال یک کتابی می گشتم، برای استفاده در «الغدیر»، خیلی هم ضروری بود، رفتم پیش یکی از علماء در نجف، گفتم این کتاب را به من بدهید. گفت: من نمی دهم! گفتم: پس اجازه بده من بیایم در منزل شما، و از روی این کتاب استنساخ کنم. گفت: نمی شود! گفتم: من حاضرم بیایم دم دروازه تو بنشینم و یک نفر هم بالای سر من بایستد و کتاب هم دست شما باشد و من از رویش بنویسم. گفت: نه اجازه نمی دهم!! خیلی ناراحت شدم و رفتم حرم حضرت امیر و گفتم: یا علی! من این کتاب را برای خودم نمی خواهم، برای شما می خواهم؛ تا این را گفتم، یک دفعه به دلم افتاد که بروم به زیارت امام حسین(سلام الله علیه). وقتی به دلم افتاد، دیگر بی اختیار حرکت کردم به سمت کربلا. در حرم امام حسین مشغول خواندن زیارت نامه بودم که یکی از علما و اساتید حوزه علمیه کربلا من را دید و گفت: آقای امینی اینجا چه کار می کنی؟ گفتم: آمدم زیارت. چون صبح بود گفت: بیا برویم منزل ما و صبحانه بخوریم. رفتیم منزل ایشان و در یک اتاقی نشستیم، ایشان تا رفت که صبحانه و چایی بیاورد، من کتاب های ایشان را نگاه می کردم، چشمم افتاد به کتابی که دنبالش می گشتم، وقتی ایشان آمد گفتم: من این کتاب را می خواستم ولی به من ندادند و این برای من ضروری است. گفت: آقای امینی از فلان کتابخانه آمده بودند و این کتاب را به پول گزافی می خواستند و من ندادم؛ ولی من این کتاب را به شما می بخشم و بذل می کنم تا برای امیرالمؤمنین کار بکنی. علامه امینی می گوید: من کتاب را زدم زیر بغلم و آمدم نجف و رفتم خدمت امیرالمؤمنین، و از ایشان تشکر کردم. 🌼🌸🌺🌼🌸🌺🌼🌸🌺 @rooshanfekr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا